احمد یوسفی طی چهارسال کتابفروشی در گلشهر از دوستیهایی میگوید که در مغازهاش شکل گرفته، برنامههایی که ایدهپردازی و اجرا شده، جروبحثهایی که بچهها در ثابتکردن اینکه کدام کتاب خواندنیتر است، باهم داشتهاند.
محله
شهید آوینی
محله شهید آوینی که در میان عموم مردم به گلشهر شهرت دارد، میزبان بخش زیادی از مهاجران افغانستانی است. برخی از مشهدیها به این محله کابل کوچولو هم میگویند. مهاجران در این محله احساس غربت نمیکنند. فراوانی مغازههای فروش لباس و غذای افغانستانی باعث شده این محله یکی از ظرفیتهای گردشگری مشهد باشد.
شاید پررنگترین ویژگی شهیدرضا فخریان ، مأخوذبهحیابودنش بود. هیچ وقت به یاد ندارم صدایش را برای کسی بلند کرده باشد. رفتارش مؤدبانه و متواضعانه بود. تعهد اخلاقی، آمادگی جسمانی، کاربلدی و خستگیناپذیری از دیگر شاخصههای شهید بود.
حدیثه حسینی دانشآموز دوره اول متوسطه مدرسه «نور علم» است که در چهلوسومین جشنواره فرهنگی و هنری «فردا» موفق شده در رشته فوتومونتاژ مقام سوم منطقه تبادکان را کسب کند.
مهدی خوافی یکسال است وارد رشته کیکبوکسینگ شده و در همین مدت کم با کسب مقام اولِ چند مسابقه بینباشگاهی و استانی و مقام نخست مسابقات قهرمانی کشور بهعنوان قهرمان سال شناخته شده است.
حتی نشستن روی صندلی چرخدار در پی ابتلا به بیماری نادر ژنتیکی هم نتوانست سد راه پیشرفت مرضیه میرزاپور شود. او به عنوان سردبیر نشریه محلی گلشهر و فعال فرهنگی همراه اهالی گلشهر بوده است.
جرقه آشنایی حجتالاسلام احمدآبادی با آیتالله خامنهای برمیگردد به مراسمی که در منزل پدر خانم ایشان بهمناسبت ایام فاطمیه برگزار میشد، این آشنایی با حضور او در کلاسهای تفسیر آیتالله خامنهای در مدرسه میرزاجعفر ادامه پیدا میکند.
محمد رئیسی ۱۱سال موتورسواری در پیچوخم گلشهر را تجربه کرده است. او حالا آنقدر راهبلد و استاد شده که کوچهها را چشمبسته میرود. حتی نشان روی پاکت را که ببیند، میفهمد دستخط کدامیک از اهالی میتواند باشد.
محمدطاها رمضانی توانسته است در یک سفر زیارتی به کربلا مسیر خود را پیدا کند و بهعنوان یکی از مداحان خوب محله شناخته میشود. او در مسابقات «قرآن و عترت» منطقه تبادکان و استان، مقام اول و دوم را کسب کرده است.
ماحصل ۵۰ سال کاروتلاش حاج محمدعلی رضایی زمینی است که سنگ بنای مسجد امام حسن مجتبی(ع) در محله شهید آوینی شد. میگوید: سال۱۳۸۴ مکه بودم و با خدا عهد کردم وقت بازگشت مسجدی بسازم.
محسن سبحانلو میگوید: شبی که ایران قطعنامه صلح را امضا کرد ما در خط مرزی قرار داشتیم. فاصله ما با عراقیها به ۱۰۰ متر بود. حوالی سحر ناگهان عراقیها پاتک زدند و ما در سپیدهدم اولین روز صلح، اسیر شدیم.
سمیرا در اولین تجربهاش بهتازگی موفق به کسب مدال برنز در مسابقات کشوری جودو شده است. او از کودکی دل در گرو ورزشهای رزمی داشته و حالا جودو برایش چیزی بیشتر از یک رشته ورزشی است.
پزشکان بعد از به دنیا آمدن فاطمه سروریزاده، متوجه تودهای غدهمانند در کمر او میشوند و او را عمل میکنند و این باعث میشود فاطمه حرکت پاهایش را از دست بدهد. با اینحال او در مسابقات ویلچررانی مقام قهرمانی کسب کرد.
زهرا هروی با اینکه فقط ۲۳سال دارد، سالها تجربه پشت حرفهایش است و بچهها هم مثل یک خواهر بزرگتر دوستش دارند. او حالا توانسته یک تیم ششنفره از دختران نوجوان محله را دور هم جمع کند.
فائزه تپهجیکی میگوید: بهترین خاطره من، احیای بیماری بود که بیستدقیقه علائم حیاتی نداشت. آن شب با همکاری پزشک و بقیه همکاران توانستیم بیمار را احیا کنیم. وقتی قلبش تپید، انگار دنیا را به ما دادند.
عباس رجبپور، جانباز ۷۰ درصد محله آوینی میگوید: نمیدانستم جبهه کجاست، کتوشلوار پوشیدم و رفتم. جانبازیام، یادگار عملیات والفجر سال ۶۴ است. آن روزها کامل مردی چهلوپنجساله بودم.
سرگرمی حسن قاسمی فوقلیسانس مهندسی هوافضا، اختراع بالگرد و هواپیماست. شغلش هم هر روز یک چیز است؛ «کارگر روزمزد ساختمان»، «جوشکار»، «گچکار»، «نویسنده» و... میگوید: «آچارفرانسه هستم.»
روزی که سلطان علی مرادی میخواست راهی سوریه شود؛ گفت: «میروم سرباز بیبیزینب (س) و بیبیرقیه (س) باشم.» اهل خانه، علی را با پیشوند «سلطان» ادا میکردند. او سلطان مدافعی بود که در این راه شهید شد.
بیشتر ساکنان محله شهید آوینی، مهاجران افغانستانی هستند که هویت این محله را شکل دادهاند. سوای فقر و آسیبهای اجتماعی، حضور مهاجران شکلی متفاوت به محله داده و جنبه گردشگری پیدا کرده است.
محمدحسین جعفری هنرمند نقاش و مجسمهسازی است که با وجود معلولیت «خانه هنر افغانستان» را در گلشهر تاسیس کرد. او همچنین«اتحادیه معلولین و جانبازان افغانستان» و«باشگاه غدیر» را بنا کرد.
شهیدعنایتالله سروری معروف به عنایتالله قیام یکی از جبهههای بزرگ مبارزاتی افغانستان را که بعدها به جبهه البرز معروف شد، تاسیس کرد.