منطقه ۱ - صفحه 110

منطقه ۱

قطب سلامت مشهد

نبض سلامت مردم مشهد در منطقه ۱ می‌تپد. فراوانی بیمارستان‌ها، درمانگاه‌ها، کلینیک‌های تخصصی و... این منطقه را نه‌تنها به قطب درمانی مشهد، که به قطب درمانی شرق کشور بدل کرده است. آوازه نام خوش پزشکان مشهدی، بسیاری از گردشگران سلامت را از کشور‌های عراق، آذربایجان، پاکستان، افغانستان و... واداشته است راهی این منطقه مشهد شوند. خانه‌های تاریخی داوودی در خیابان توحید، تفتی در کوچه قائم‌مقامی، بنی‌هاشمی در خیابان دانشگاه، مولوی در خیابان سناباد و همچنین دیوار ۳۰۰ ساله محله آبکوه از  ظرفیت‌های این منطقه است که نشان‌دهنده قدمت تاریخی آن نیز هست. ترافیک و کمبود جای پارک، از بزرگ‌ترین معضلات منطقه‌ای است که بسیاری از اداره‌های دولتی، مراکز تجاری، مراکز پژوهشی و بانک‌ها را در خود جا داده است. این منطقه همچنین کریدور مرکزی شهر محسوب می‌شود و محل تلاقی بسیاری از مناطق مشهد است. منطقه ۱ شهرداری مشهد سال ۱۳۶۳ شکل گرفته و در مساحت ۱۴۷۷ هکتاری آن ۱۶۷ هزار نفر زندگی می‌کنند.

هنر در کشور ما جایگاه خود را پیدا نکرده است و اگر درآمدی هم در این 40سال داشتم، همه را برای خرید دوباره وسایل هزینه کردم. بهترین فروش من در این سال‌ها، سال87 بود که در موزه رضا عباسی با سایر هنرمندان نمایشگاه داشتم، خانمی از انگلیس آمد و چند اثرم را خرید. موضوع آثار هم میلاد امام‌رضا(ع) بود و طرح‌هایی را با مضامین مذهبی و دینی آماده کرده بودم.
مهتاب فرخ‌فر؛ دارنده مدال المپیاد می‌گوید: «روزی 10ساعت درس می‌خوانم و این عادت از کلاس ششم در من ایجاد شده است. آموختن را دوست دارم و علم‌‌آموزی برایم دلنشین است. المپیاد فرد را به لحاظ روحی و علمی قوی می‌کند. فرد از نظر علمی توانمندی استدلال‌کردن به دست می‌آورد و در زندگی شخصی نیز مستقل بار می‌آید. از طرف دیگر استرس‌های المپیاد سبب می‌شود استرس‌های کوچک‌تر را مهار کند و قوی‌بودن در مسیر را بیاموزد.»
پدرم حاج علی‌اصغر، قاری قرآن است و به همین دلیل همیشه در خانه ما صوت قرآن پخش می‌شد و فضای منزل معطر از آن بود. مادرم نیز در زمان بارداری بسیار قرآن می‌خواند. سال 76در محله طبرسی به دنیا آمدم. بعد از تولدم باز هم نوای قرآن در خانه ما شنیده می‌شد. در چنین شرایطی قد کشیدم. به خاطر دارم در شش سالگی در یک جلسه قرآن خانگی سوره تبت را در حضور دیگران تلاوت کردم. پدرم وقتی علاقه و اشتیاقم را دید من را در شش‌سالگی نزد آقامصطفی و حاج محسن کارگر برد و از آن‌ها خواست تا قرائت قرآن را یادم دهند.
مسجد امام جعفرصادق(ع) اوایل انقلاب با همت اهالی کلاهدوز ساخته شد. آن‌ها زمینی برای ساخت مسجد خریدند و با یاری یکدیگر ظرف 2 سال آن را بنا کردند. مسجدی که امروز با فعالیت‌های بسیارش توانسته اهالی محله را مانند قدیم در کنار هم حفظ کند.
عکس شاه و سپس عکس ایران را نشان دادم و گفتم: «هر کس برای او به ارتش آمده اکنون می‌تواند برود و هر کس برای ایران آمده بماند.» جالب بود که همه دانش‌آموزان ماندند و انتخابشان ایران بود و بعدها همراه من در جنگ حضور یافتند.
منیره خانم تا سوم راهنمایی درس می‌خواند. خیلی زود در چهارده‌سالگی ازدواج می‌کند و درگیر زندگی خانوادگی می‌شود. او چهار فرزند دارد و با همراهی و تشویق همسر و فرزندانش طی دو سال دبیرستان را تمام می‌کند و در رشته فلسفه و کلام دانشگاه پیام نور قبول می‌شود.
کشتی‌گیر پیش‌کسوت محله سجاد که روزگاری داوری‌هایش از تلویزیون پخش می‌شد فراموشی این ورزش را حق مشهد نمی‌داند