ابوالفضل جعفری با درس خواندن فوتسالیست بهتری است
نه میشود توپ را از او جدا کرد و نه او را از توپ. عشق ورزش است و بهطور خاص به فوتسال علاقه دارد. کافی است یک توپ به او بدهی. میتواند ساعتها با آن سروکله بزند و همانطور پابهتوپ از این طرف سالن بدود به آن طرف سالن، بدون اینکه احساس خستگی کند. باوجود سنوسال کمش، تجربههای جدی و حرفهای را در زمینه فوتسال بهدست آورده و توانسته است با تیمش مقامهایی را کسب کند. با ابوالفضل جعفری قرار کوتاهی گذاشتیم و گپوگفت مختصری درباره خودش و دنیای ورزشیاش زدیم.
یک سال است حرفهای فوتسال بازی میکنم
ابوالفضل ۱۷ سال دارد و درحالحاضر در محله ثامن مشهد ساکن است و در مدرسه شهیدرحیمزاده در پایه نهم تحصیل میکند. همان ابتدا درباره ورزش موردعلاقهاش صحبت میکند و اینکه اصلا چطور پابهتوپ شده است: «اگر بخواهم دقیق بگویم، حدود یک سالی میشود که دارم بهصورت حرفهای فوتسال بازی میکنم و خداراشکر در این یک سال، پیشرفت چشمگیری هم داشتهام.
وقتی به چیزی علاقه داشته باشم، حسابی دنبالش را میگیرم. درمورد فوتسال هم به همین صورت بود
از سال گذشته با باشگاه صدرا کارم را در سطح مشهد شروع کردم و این، خیلی اتفاق خوبی بود برایم. توانستم بازیهای خوبی را از خودم به نمایش بگذارم و دیده شوم. درحالحاضر هم برای تیم فدکالزهرا (س) بازی میکنم و دارم برای مسابقات کشوری آماده میشوم.» از ابوالفضل میپرسم تابهحال چه مقامها و عناوینی را در فوتسال بهدست آوردهای که میخندد و میگوید: «با تیم صدرا در سطح شهر و استان مقام زیاد آوردهام. کدامشان را بگویم؟ تیم فدکالزهرا هم که تازه به آن منتقل شدهام.»
و راستش حالا من با انگیزه و امیدی که در چهره ابوالفضل میبینم، بعید میدانم موفقیتهایی که فراوانی آنها، او را به خنده واداشته است، دوباره برای او تکرار نشود.
از بچگی دنبال توپ بودهام
حدسم درست است. ابوالفضل از همان دست بچههایی بوده است که اگر در کودکی دو دقیقه از او غافل میشدی، او را باید در کوچه پسکوچههای خاکی محلهشان با یک توپ پیدا میکردی، آنهم با سروصورت و لباسهای خاکی و خسته از دویدنهای بسیار. او حالا از خاطرات شیرین چند سال گذشتهاش تعریف میکند و از دوستی میگوید که به او کمک کرد تا فوتسال را یاد بگیرد: «دوستی داشتم به نام مهدی شجری. همسنوسال بودیم. او خدای فوتسال بود. سنش کم، اما بازیاش فوقالعاده بود.
برای اینکه بازیام خوب شود، خیلی به من کمک کرد. بغل پا زدن را او به من یاد داد. همینطور پیش رفتم و با توانایی و استعدادی که داشتم، فوتسال برایم جدیتر شد. در هیچ دوره و کلاس آموزشی هم شرکت نکردم.» ابوالفضل حالا صحبتهایش را اینگونه ادامه میدهد: «یکی از خصلتهایی که من دارم، این است که وقتی به چیزی علاقه داشته باشم، حسابی دنبالش را میگیرم. درمورد فوتسال هم به همین صورت بود.»
هم مربی، هم بازیکن
ابوالفضل در حین صحبتهای ورزشیاش به مسجد محلهشان اشاره میکند و میگوید: «این مسجد واقعا یکی از ارکان اصلی موفقیت من بوده است. من هیچوقت رفتوآمدم به اینجا را قطع نکردهام و همیشه به مسئول فرهنگی مسجد میگویم اگر کمکی احتیاج دارد، به من بگوید. اعتقادم این است که وقتی برای خدا کار میکنم، او هم زمانی که من به او احتیاج داشته باشم، دست مرا ول نمیکند و کمکم میکند. حضور من در این مسجد واقعا برایم قوت قلب بزرگی است. به لحاظ معنوی و فکری واقعا میتواند کمک کند که روحیهام را بسازم و به آرامش برسم.
مسئول تربیتبدنی مسجد محله هستم و یکی از برنامههایم این است که از بچههای مسجد یک تیم خوب بسازم
جدای از این مسائل روانی، در زمینه ورزش هم من با خیلی از بچههای مسجد در ارتباطم و با آنها تمرین فوتسال انجام میدهم؛ یک جور تجربه مربیگری است. درواقع مسئول تربیتبدنی مسجد هستم و یکی از برنامههایی را هم که برای آیندهام مدنظر دارم، این است که از همین بچههای مسجد یک تیم خوب بسازم. همین تابستان سال گذشته بود که با مسئولیت خودم و با کمکهای آقای جاویدی، مسئول فرهنگی مسجد، حدود ۶۰ نفر را در همین سالن کرامت تمرین دادم و خوشبختانه ۴-۵ نفر از آنها را به تیمهای خوبی معرفی کردم.»
پیش بهسوی فوتسالیست حرفهای شدن
ابوالفضل حالا بعد از تجربههایی که تا هفدهسالگیاش به دست آورده است، دیگر میتواند مصمم و قاطع از آینده و برنامههای بعدش صحبت کند. او انتخابش را کرده است. با کمال اطمینان میگوید که دنیای ورزش برایش جدیتر از بقیه چیزهاست و قصد دارد فعالیت در رشته فوتسال را ادامه بدهد. او البته از ادامه تحصیلش هم غافل نمیشود و میگوید: «درس خواندن را هم فراموش نمیکنم و صددرصد ادامه میدهم. به قول مربی خوبم، آقای شیخزاییفر، من میتوانم فوتسالیست خوبی شوم، اما قطعا با درس خواندن، فوتسالیست بهتری میشوم.»
*این گزارش دوشنبه، ۲۸ خرداد ۹۶ در شماره ۲۹۶ شهرآرامحله منطقه ۵ چاپ شده است.
