کد خبر: ۱۵۳۱۶
۰۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۴
محسن جواهری پور، قهرمان تیر و کمان و عضو تیم ملی ایران در بخش معلولان است

جانباز محله رضاشهر، قهرمان مسابقات کشوری تیر و کمان است

محسن جواهری‌پور در عملیات والفجر یک ترکش می‌خورد و قطع نخاع می‌شود، با این‌حال او یک ورزشکار حرفه‌ای است که در رشته تیر و کمان عنوان قهرمان مسابقات کشوری را یدک می‌کشد.

به خاطر ندارم انسانی با این همه روحیه و اعتماد به نفس را و اعتراف می‌کنم تصور چنین برخوردی را آن هم در محلی مثل مرکز توانبخشی جانبازان امام‌خمینی (ره) نداشتم. اما محسن جواهری‌پور با لبخند و روحیه تحسین‌برانگیزش به من فهماند که یک جانباز با همه درد‌های جسمی و روحی‌اش می‌تواند از خیلی از ما آدم‌های به ظاهر سالم شاداب‌تر باشد.

این قهرمان تیروکمان کشور که متولد ۱۳۴۴ در مشهد است و اکنون در محله رضاشهر مشهد، بولوار رضوی زندگی می‌کند، دیپلم ریاضی فیزیک دارد ولی آنقدر متین و خوب صحبت می‌کند که مصاحبه‌کننده احساس کند با یک استاد دانشگاه طرف است. در نمازخانه مرکز توانبخشی روبه‌رویش می‌نشینم و گفتگوی مفصلم را با او شروع می‌کنم –هرچند شما گزیده‌ای از این گفت‌و‌گو را خواهید خواند.

 

جانبازی در والفجر یک

از جواهری‌پور درباره ماجرای جانباز شدنش می‌پرسم. می‌گوید: داستانش طولانی است؛ خلاصه اینکه در سال ۱۳۶۱ از طریق بسیج به جبهه اعزام شدم که بعد از ۷-۶ ماه در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۳۶۲ در عملیات والفجر یک ترکش خمپاره خوردم و قطع نخاع شدم.

سال ۱۳۶۱به جبهه رفتم که بعد از ۶ماه در عملیات والفجریک ترکش خمپاره خوردم و قطع نخاع شدم

این قهرمان جانباز درباره روند زندگی‌اش بعد از اصابت ترکش توضیح می‌دهد: بعد از پشت‌سر گذاشتن دوران نقاهت چند ماهه و چند عمل که روی من انجام شد، توانستم از تخت پایین بیایم.

وقتی کم‌کم توانستم به‌راحتی روی ویلچر بنشینم به همین مرکز توانبخشی امام خمینی (ره) انتقال پیدا کردم که حدود دو ماه از افتتاح آن به عنوان مرکز توانبخشی برای جانبازان قطع‌نخاع می‌گذشت. ظرف مدت تقریبا یک سال به کمک دوستان و متخصصانی که در اینجا بودند توانستم خودم کار‌های روزمره‌ای مانند از تخت پایین آمدن را انجام بدهم و خودکفا شوم.

 

آغاز ورزش با تنیس روی میز

می‌خواهم درباره شروع فعالیت‌های ورزشی‌اش بگوید، او تعریف می‌کند که: فکر می‌کنم سال ۶۴ بود که به ورزش علاقه‌مند شدم. ابتدا در رشته تنیس روی میز فعالیت داشتم که اگرچه فعالیتی حرفه‌ای نبود، به همراه دوستان تمرینات منظمی را دنبال و در مسابقات سطح مشهد و استان شرکت می‌کردیم.

بعد در اینجا امکاناتی برای رشته بسکتبال با ویلچر فراهم شد که به آن علاقه پیدا کردم و به گمانم از سال ۶۶-۶۵ وارد آن شدم. بعد از مدتی به عضویت تیم این مجموعه توانبخشی و تیم منتخب جانبازان استان درآمدم.

تا سال ۷۸ در رشته بسکتبال فعالیت می‌کردم، اما به رشته تیراندازی با کمان هم آنقدر علاقه داشتم که وقتی در این سال در شهرستان مشهد راه‌اندازی شد، جزو اولین نفراتی بودم که وارد آن شدم. پس از آموزش کوتاهی که من و دیگر نفرات در این رشته دیدیم سالن در اختیارمان گذاشتند و بعد از تقریبا یک سال‌ونیم به مسابقات قهرمانی کشور اعزام شدیم.

 

عضویت در تیم ملی جانبازان و معلولان کشور

عضو تیم ملی جانبازان و معلولان کشور ادامه می‌دهد: در اولین دوره مسابقات طبیعتا نتوانستم مقامی کسب کنم ولی این انگیزه‌ای شد برای آنکه خیلی منظم‌تر تمریناتم را ادامه دهم و اطلاعاتم را درباره رشته تیر و کمان بالا ببرم. از شانس خوبم فدراسیون جانبازان و معلولان مربی‌ای اهل تاجیکستان به نام زبیدا... سلیموف برای تیم ملی استخدام کرده بود که ایشان برای تردد بین ایران و کشور خودشان مجبور بودند از مشهد بگذرند.

این فرصت باعث شد رابطه دوستانه‌ای با ایشان برقرار و هرموقع به مشهد می‌آمدند از اطلاعاتشان استفاده کنم. من توانستم نسبت به بچه‌هایی که در سطح استان بودند اطلاعاتم را کمی بیشتر کنم و به مرور در مسابقات مقام به دست بیاورم؛ تقریبا می‌توان گفت از سال ۸۱-۸۰ به بعد در هر مسابقه‌ای که شرکت می‌کردم جزو نفرات اول تا سوم بودم.

 

کسب چهار طلای کشوری

وقتی از جواهری‌پور درباره افتخاراتش سئوال می‌کنم، می‌گوید: چندین دوره در مسابقات قهرمانی کشور، هم در قسمت انفرادی و هم تیمی مدال‌های طلا، نقره یا برنز گرفتم. در چهار دوره از پنج دوره مسابقات قهرمانی لیگ باشگاه‌های کشور که شرکت داشتم مدال طلای انفرادی به دست آوردم و در همه دوره‌ها در بخش تیمی به همراه دوستان جزو تیم‌های اول تا سوم قرار گرفتیم.

در چهار دوره از پنج دوره مسابقات قهرمانی لیگ باشگاه‌های کشور که شرکت داشتم مدال طلای انفرادی به دست آوردم

اما افتخارات این قهرمان کشوری محله به رقابتش با جانبازان و معلولان محدود نمی‌شود: در مسابقات استانی افراد سالم هم چندین دوره شرکت کردم و جزو نفرات برتر قرار گرفتم. بعد از آن در بخش مربی‌گری هم فعالیت کردم که الان مربی تیم جانبازان و معلولان این مرکز توانبخشی هستم.

مسئول کمیته برگزاری مسابقات هیئت تیروکمان استان کمی هم درباره دلایل علاقه‌اش به رشته ورزشی خود توضیح می‌دهد: تیروکمان رشته ورزشی سنتی ایران است و از دوران باستان در کشور ما و به‌خصوص منطقه خراسان وجود داشته. علاقه به این ورزش همیشه در خون مردم ما بوده و در دینمان هم این رشته تعریف شده. گذشته از همه اینها این رشته از ورزش‌های تعریف‌شده برای جانبازان قطع نخاعی مثل ماست. ورزشی که نه تنها مشکلی برای ما ایجاد نمی‌کند خاصیت‌های بسیاری مثل خواص درمانی دارد.

 

۱۸ سال زندگی مشترک

عضو هیئت تیروکمان خراسان رضوی روی یک ویژگی خیلی مهم رشته تیروکمان تاکید می‌کند: در این ورزش، ذهن نزدیک به ۷۰ درصد کاربرد دارد و فقط ۳۰ درصد مربوط به قدرت‌بدنی و تجهیزات است. تمرینات حرفه‌ای و درست تیراندازی، به مرور قدرت ذهن و تمرکز را بالا می‌برد و یک کماندار شاید بعد از چندین سال به‌راحتی بتواند روی کل مسائل روزمره‌ای که دوست دارد تمرکز کند و این، تاثیری خیلی خوب مخصوصا روی افراد معلولی مثل ما دارد.

جواهری‌پور ۱۸-۱۷ سال است که ازدواج کرده و این تاثیر قابل توجهی در موفقیت‌هایش داشته: شاید بیشتر موفقیت‌هایم را مدیون همسرم هستم؛ با زحمت‌هایی که ایشان برایم می‌کشند و با پشتگرمی و روحیه‌ای که به من داده‌اند همواره توانسته‌ام در همه زمینه‌ها و از جمله فعالیت‌های ورزشی موفق باشم. همسرم واقعا یک اسپانسر روحی برایم هستند.

او از حق‌شناسی در قبال خانواده پدری هم غافل نمی‌شود و ابراز می‌کند: پدرم که تا همین چند سال پیش در قید حیات بودند، مادرم و سه برادرم همیشه و از هر نظر کمک حالم بودند، اما نوع برخوردشان است که خیلی اهمیت دارد؛ پشتیبانی آنها به شکلی بود که من احساس ناتوانی و معلول بودن نکنم. قطع نخاع شدن وضعیت ساده‌ای نیست و کل زندگی آدم را عوض می‌کند؛ به جرئت می‌گویم اگر در اوایل مجروح شدنم خانواده‌ام کمک نمی‌کردند نمی‌توانستم مانند الان این شرایط را تحمل کنم و حتی با مشکلات دست و پنجه نرم کنم و آنها را زمین بزنم.

 

بچه‌های ورزشکار کمتر مریض می‌شوند

این جانباز دفاع مقدس معتقد است اکثر مردم و حتی آنهایی که از شرایط اجتماعی، سیاسی و... ناراضی‌اند شرایط یک جانباز و انگیزه‌های متعالی‌اش را از رفتن به جبهه درک می‌کنند. با این حال به گفته‌هایش اضافه می‌کند: نوع برخورد خود ما هم در رفتار دیگران با ما موثر است؛ اگر درست رفتار کنیم، مثلا با لباسی آراسته، روحیه‌ای ورزشکاری و با لبی خندان با مردم روبه‌رو شویم همان واکنشی را خواهند داشت که می‌خواهیم؛ یعنی با ما مثل یک آدم سالم رفتار می‌کنند. اما اگر خود را معلول و ناتوان و مثل آدمی پژمرده و مریض نشان دهیم، برخوردشان متناسب با همین رفتار ما خواهد بود و اگر برخورد خوبی هم بکنند از سر دلسوزی و ترحم است.

جواهری‌پور ادامه می‌دهد: بیشتر برخورد‌های من در جامعه با افراد سالم است و آنها هم مثل فردی عادی با من رفتار می‌کنند. دوستان ورزشکارم هم اکثرا جزو افراد سالمند و بیشتر وقتم را خارج از مرکز توانبخشی می‌گذرانم -مگر وقتی که مریض شوم که الحمدا...، کلا بچه‌های ورزشکار کمتر مریض می‌شوند. همیشه به دنبال انجام کار‌هایی هستم که آدم‌های سالم انجام می‌دهند؛ نمونه‌اش انتخاب همین رشته تیروکمان که به این ترتیب من می‌توانم کنار افراد سالم تیراندازی کنم.

اکثر تیرهایم ۱۰ امتیازی است! 

از قهرمان رشته ورزشی تیروکمان کشور می‌خواهم خاطره‌ای برای خوانندگان شهرآرامحله تعریف کند. او با شرح این ماجرا صحبت‌هایش را به پایان می‌برد: در ورزش خاطره تلخ وجود ندارد و تمام لحظاتی که تیراندازی می‌کنی خاطره‌انگیز و نابند ولی گاهی لحظاتی به وجود می‌آید که ماندگارترند.

در روز اول یکی از مسابقات قهرمانی کشور -که طی دو روز انجام می‌شود: دور مقدماتی و مسابقات حذفی- احتمالا به دلیل غذایی که خورده بودم و با من سازگار نبود، مریض شدم و نتوانستم آن طور که می‌خواهم تیر بزنم. متاسفانه جایگاهم خیلی پایین آمد و به همین دلیل روز بعد باید با حریف قدرتمندتری رقابت می‌کردم.

اما من آنقدر اعتمادبه‌نفس داشتم که پیش خودم فکر می‌کردم در مسابقات می‌توانم همه را از یک کنار شکست دهم. به نظرم کسی که می‌خواست اول شود نباید برایش قوت یا ضعف حریفش فرقی می‌داشت و باید آنچه در توانش بود به کار می‌بست. شب قبل از مسابقات حذفی، از خوابگاه با همسرم تماس گرفتم و ماجرای

مریض شدن و موقعیتم را گفتم و خواستم که برایم دعا کنند، هرچند ایشان همیشه برایم دعا می‌کردند. روز بعد که برای تیراندازی روی خط رفتم دیدم که حریفم خیلی قوی است، اما همین که اولین تیر را روی زه گذاشتم و کشیدم یک لحظه به ذهنم آمد که الان همسرم دارند برایم دعا می‌کنند.

این فکر یک انرژی خاص به من داد؛ انگار که روحیه تازه‌ای در من دمیده شد. ناخودآگاه به خودم گفتم که من می‌توانم تمام تیرهایم را به هدف بزنم. در آن مسابقات تا فینال جلو رفتم و بیشتر تیرهایم را هم درست به مرکز هدف زدم. اکثر تیرهایم به امتیاز ۱۰ –که بالاترین امتیاز است- می‌خوردند و تک و توکی هم ۹ امتیازی بودند. به‌هرحال در فینال هم با یکی از بچه‌های باسابقه تیم ملی که سابقه زیادی داشت رقابتی خیلی خوب داشتم و توانستم با اختلاف زیادی ببرم و مدال طلا بیاورم.

 

*این گزارش بهمن سال ۹۰ در شماره شش شهرآرامحله منطقه ۹ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام