کد خبر: ۱۵۲۵۷
۲۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰
محله گردی

بوی خوش کیک هنوز در خاطر محمدرضا قصاب باوفا مانده است!

محمدرضا قصاب باوفا می‌گوید: خانه دیوار‌به‌دیوارِ مسجد، کارگاه کیک پزی دو برادر بود. آن زمان، به‌خاطر پخت کیک، بوی خوشی در محله راه می‌افتاد. با اینکه الان این ساختمان مخروبه شده است، چون کار اولیه‌شان را از همین‌جا شروع کردند، حاضر به فروش این ملک نیستند.

هر پلاک و هر گوشه از محله پایین خیابان برای محمدرضا قصاب‌باوفا که سال‌۱۳۵۰ در کوچه وحدت ۲۱ به‌دنیا‌آمده، قصه‌ای دارد؛ مثل قصه مغازه‌ای که روزگاری پدرش در آن قصابی می‌کرد. او می‌گوید: پدرم سال‌ها در گوشه‌ای از بقالی مرحوم حاج‌محمود زمانیان که حالا پسر کوچکش جواد‌آقا آن را می‌چرخاند، قصابی داشت.

یادم می‌آید صبح‌ها رأس ساعت‌۷، مادر جواد‌آقا با یک ظرف لعابی به بقالی حاج‌آقا می‌آمد. یک تکه کره در ظرف می‌انداخت و نیمرو درست می‌کرد. بعد‌از صبحانه، در استکان‌های کمر‌باریک برای حاج‌آقا و پدرم چای می‌ریخت و می‌رفت دنبال ناهار درست‌کردن. خدا همه‌شان را رحمت کند. آقا محمدرضا که اکنون راننده اتوبوس است، هرزمان در کوچه‌های قدیمی‌شان راه می‌رود خاطرات گذشته را مرور می‌کند.

 

محله گردی

خانه دیوار‌به‌دیوارِ مسجد، کارگاه کیک پزی بود. دو برادر بودند که محصولاتشان را با نام فامیلی‌شان تولید می‌کردند. هنوز هم کیکشان در بازار معروف است. من، سه‌ماه تعطیلی مدرسه، اینجا شاگردی می‌کردم. آن زمان، به‌خاطر پخت کیک، بوی خوشی در محله راه می‌افتاد. با اینکه الان این ساختمان مخروبه شده است، چون کار اولیه‌شان را از همین‌جا شروع کردند، حاضر به فروش این ملک نیستند.

 

محله گردی

نوجوان که بودم، در مسجد موسی‌بن‌جعفر (ع)، روحانی جوانی رفت‌وآمد داشت که او را «شیخ‌محمد» صدا می‌کردند. ما را در مسجد جمع می‌کرد و قرآن یادمان می‌داد. خانه روبه‌روی مسجد هم در همه مناسبت‌های مذهبی مراسم داشت. یادم می‌آید قالی قرمز روی دیوار این خانه آویزان می‌کردند و ما هم با خلاقیت خودمان با پنبه، درباره آن مناسبت، چیزی می‌نوشتیم.

 

محله گردی

مردم محله ما صبح‌ها که می‌آمدند بیرون، درِ خانه‌شان را باز می‌کردند و تا شب در خانه‌ها بسته نمی‌شد. این کار، به‌دلیل امنیت زیاد و مهمانی‌نوازی مردم بود. یکی از همسایه‌های باصفا، حاج‌حسین نخ‌تاب بود. در این خانه که حدود هزار‌مترمربع است، هم زندگی می‌کردند و هم کارگاه نخ‌تابی داشت. شغل سختی بود؛ باید با کلاف‌های نخ از اول کارگاه تا آخر می‌رفتند و برمی‌گشتند.

 

* این گزارش پنج‌شنبه ۲۹ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۴۴ شهرآرامحله منطقه ثامن چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام