مقام دومی کوچکترین نقاش شرکتکننده در جشنواره نورالمبین
در دنیای رنگارنگ رز، همهچیز از خطخطیهای کودکانه روی کاغذ شروع شد، وقتی انگشتان کوچکش در چهارسالگی بهجای بازیهای معمولی، با مدادشمعیها و مدادرنگیهایش، قصههای حیوانات را ترسیم میکردند.
گوش رز از کودکی با داستانهای قرآنی آشنا شد و وقتی سال گذشته بهعنوان کوچکترین شرکتکننده در جشنواره قرآنی نورالمبین حضور یافت، بیدرنگ تصمیم گرفت داستان حضرت نوح را به تصویر بکشد. نقاشی
رز امخوانیصمدی که با خانوادهاش در محله سرافرازان زندگی میکند، مقام دوم جشنواره را در رده سنی ۵ تا ۹ سال برای رز به ارمغان آورد و همین موفقیت، شروعی شد تا علاقه او به نقاشی بیشتر از گذشته شود.
در گفتوگو با او فقط بالا و پایینپریدنهای یک دختربچهششساله نصیبمان شد؛ برای همین بنفشه مالکی، مادر رز که در بخش فضای سبز شهرداری منطقه ۹ مشغول به کار است، جوابگوی سؤالاتمان بود.
-رز از چندسالگی شروع به کشیدن نقاشی کرد؟
از چهارسالگی به دنیای رنگها علاقهمند شد. خیلی از بچهها نقاشی را برای تفریح انجام میدهند، اما رز خیلی بادقت تصاویر را اول نگاه میکرد و بعد نقاشی آنها را میکشید. کمکم متوجه شدیم که نگاهش به نقاشی فقط یک سرگرمی کودکانه نیست و واقعا استعداد دارد.
-اولین نقاشیهایی که میکشید، چه بودند؟
در ابتدا، عاشق کتابهای تصویری بود. اولین نقاشیهایش هم از روی همان کتابها بود؛ او ساعتها وقت میگذاشت تا تصاویر حیوانات را از روی کتاب یاد بگیرد و بکشد، از کشیدن کوچکترین پرنده گرفته تا بزرگترین حیوانات.
-چه شد که در جشنواره قرآنی نورالمبین شرکت کرد؟
رز درکنار نقاشی عاشق داستان ائمه (ع) بود. من برای او داستان ورود امامرضا (ع) به مشهد، واقعه کربلا و داستان حضرت نوح را تعریف کرده بودم. چون هم داستانهای قرآنی را میدانست و هم نقاشیاش خوب بود، در این جشنواره شرکت کرد.
-مضمون نقاشی رز چه بود؟
او نقاشی داستان حضرت نوح را به تصویر کشید. ازآنجاکه عاشق نقاشی حیوانات است، این داستان را انتخاب کرد. جالب اینکه حیواناتی را در کشتی کشید که به آنها علاقه دارد، مثل زرافه، خرس، پلنگ، ماهی و پرندهها.
-بعد از آن در مسابقهای دیگری هم شرکت کرد؟
بله، در دو جشنواره دیگر هم شرکت کرده است، یکی نقاشی برای دفاع مقدس و دیگری هم نقاشی برای شهدای دانشآموز میناب. الان منتظر جواب این جشنوارهها هستیم.
-چه خاطرهای از نقاشیکشیدن دخترتان برای شما جذاب است؟
یک ماه قبل از جشنواره نورالمبین بود که رز به من پیشنهاد کرد با هم به حرم امامرضا (ع) برویم. رز گفت «مامان، میخواهم نقاشی بکشم و به امامرضا (ع) هدیه بدهم.» به او گفتم پنجرهای در حرم هست که تو میتوانی نقاشیات را در آن بیندازی، آن وقت امامرضا (ع) نقاشیات را میبیند و به تو جایزه میدهد. یک ماه بعد رز در جشنواره مقام دوم را کسب کرد. وقتی به خانه آمدیم، به من و پدرش گفت «دیدید امامرضا (ع) جایزه من را داد؟ با اینکه از همه کوچکتر بودم، نفر دوم شدم.»
-رز چه آرزویی دارد؟
فعلا که نقاشی همه دنیای او شده است، دوست دارد در آینده استاد هنر شود و به کودکان نقاشی بیاموزد.
* این گزارش چهارشنبه ۱۷ تیرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۸ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.