اسناد میگویند از سال زلزله تا هفت سال بعد، بهترتیب دارالسیاده و گنبد حرم مطهر، مسجد گوهرشاد، مدارس پریزاد، بالاسر، دودر و پایینپا تعمیر میشوند.
محمدباقر اوحدی از قدیمیهای محله تورج بود. سالها در این محله اصیل مشهد زندگی کرد و از آدمهای ویژه و البته سرشناس این نقطه از شهرمان بود.
مشهد طوس هم از روز پیدایش آن و در روزگاری که تشیع هنوز در ایران استقرار نیافته بود، مورد احترام و مزار و مطاف دینداران و روشندلان این سرزمین بوده است.
رنگرزی امروز بیشتر شبیه نمایش است. مثل گذشته سخت نیست. در گذشته باید دستهایمان را داخل آب داغ و جوش پاتیل میکردیم تا نخها را بالا بکشیم.
محسن ماهفر قدیمی محله کوی دکتری یا بهشت میگوید: پنجراه سناباد که میایستادی، میتوانستی گنبد و گلدسته حرم را ببینی. این قسمت حاشیه شهر محسوب میشد که جز دو روستای احمدآباد و الندشت، آبادانی دیگری در اطرافش پیدا نمیشد.
محمدباقر اوحدی، که یکی از اولین عکاسان خبری مشهد بود و مجموعهای بینظیر از شهر داشت، صبح جمعه ۲۲ اردیبهشت دار فانی را وداع گفت.
با تکمیل بنای صحن عتیق، شاهعباس تصمیم میگیرد نظمی به امور حرم مطهر بدهد. از همین رو یکی از مسندهای مهم یعنی کشیکنویسی شکل میگیرد.
زائران قائم شهری با عطر بهارنارنجهایشان در چایخانه صحن کوثر حرم مطهر امام رضا(ع) میزبان زائران و مجاوران شدند.
قائمشهریها در چایخانه امام رضا (ع) هر روز ۱۰ هزار استکان چای شیرین با عطر بهارنارنج به زائران رضوی میدهند.
چناری همهچیز را، همهکس را، همهجا را سوژه میبیند و همانطورکه خودش میگوید، چشمهایش مثل عقاب است. پرواز میکند و همه آنچه را که همانلحظه در خیابان میبیند، جمع میکند روی بومش.
فضلالله برهانی، گلابپاش ۹۲ساله که در بیشتر راهپیماییهای مشهد از زمان انقلاب با پاشیدن گلاب ناب محمدی، نفس مردم را جلا میبخشید در اردیبهشت ۱۴۰۲ دار فانی را وداع گفت.
هادی بخشی آنقدر شیفته فضای مدرسه بوده است که گرچه سنگهای زیادی سر راهش گذاشته شد، به فضای آموزش برگشت.
کبابی کربلا فقط روزی ۱۵۰ تا ۲۰۰ سیخ کباب، سیخ میکشد؛ از زمانی که شروع میکند به فروش کباب، لامپ دم در مغازه را روشن میکند، هر وقت کباب تمام شد، لامپ خاموش میشود.
علیرضا محمدزادهتیتکانلو، مجموعهدار محله احمدآباد حدود ۳۰ سال با عشق و علاقه برای جمعآوری حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ دوربین عکاسی، فیلمبرداری و پرژکتور قدیمی زمان گذاشته است که جدیدترین آن ۴۵ و قدیمیترینش ۱۳۰ سال قدمت دارد.
زمانی که امامخمینی به عراق تبعید شد، من و پدرم با گذرنامه پاکستانیای که داشتیم، پاکت نامه محرمانهای را از مشهد به امام رساندیم.
عارفه پیمان بانوی کارآفرین و هنرمند محله گوهرشاد برای داستانهای مثنوی کتابآرایی کرده است.
ماجرای دیدارهای مجید زرافشان با امامخمینی (ره)، شبیه سریالی دنبالهدار و جذاب است. سریالی که از سال ۱۳۵۷ و در نوفللوشاتو پاریس شروع میشود و تا زمان ارتحال امام ادامه پیدا میکند.
محمدجواد ستایش جزو آخرین خانوادههایی است که خرمشهر را ترک کرده و حرفهای زیادی از آن روزها و حالوهوای خرمشهر دارد.
ماجرا روایت یک قرآن است به خط یکی از ائمه اطهار (ع) که از زمان صفویه تا قاجار بر روی مزار مطهر حضرت رضا (ع) قرار داشته، ولی ۱۱۰ سال پیش از درون ضریح مطهر دزدیده میشود.
«مراد» قصه ما ۵۰ سال دارد، او روزها بیابانها را به دنبال آهن زیر و رو میکند و شبها در بیابان میخوابد.