عاطفه صالحی با انتخاب رشته خاص، یک ورزشکار خاص در شهر ما شده است و اولین دختر اسکیباز مشهدی است که سهمیه مسابقات جهانی را کسب کرده است. او ششسال است که اسکی را حرفهای دنبال میکند.
اولین مدرسه دولتی مشهد سال ۱۲۹۶ خورشیدی تأسیس شد و تا قبل از اجباری شدن ورزش فقط در یک مدرسه بهصورت محدود، ژیمناستیک و حرکات نمایشی اجرا میشد.
شهروند: عملکرد بد برخی از مسئولان، دلیل نارضایتی امروز بیشتر مردم و ناامیدیشان است. کاندیداهای مجلس برای رضای خدا و کمک به بهبود شرایط جلو بیایند، نه به طمع بهدستآوردن جایگاه!
حاج عباس مرادی علیزاده یکی از قدیمیترین فعالان صنعت کفشدوزی و کیفسازی چرم در مشهد است. او چندینسال در بازار رضا (ع) مشغول بهکار بودن و با وجود فراز و فرودهای بسیار، بیماری سرطان و شیمیدرمانی که البته بهبود پیدا کردند، همچنان مشغول به فعالیت هستند. علاوهبر این، حاج آقا، یکی از قدیمیترین خادمان حرم امام رضا (ع) است که حالا دیگر عمر خدمتشان از ۵۰ سال گذشته است.
نخستین پزشک قانونی، موسس نخستین بیمارستان اعصاب روان و بیمارستان مسلولین مشهد مشتی از اقدامات اساسی دکتر حجازی برای پیشرفت پزشکی در مشهد است.
روایتی از زندگی جانباز غلامحسین صفایی، شهید زنده و صاحب نشان مشهد الرضا (ع) که بعد از پایان جنگ همچنان در مسیر انقلاب است.
جمال شانه چی میگوید: کتاب چهرههای ادبی خراسان یک کتاب درون خانوادگی است؛ به این معنا که شخصیتهای ادبی، فرهنگی و فرهیخته انجمن نویسندگان اهل قلم خراسان کسانی هستند که به سراغ آنها رفته ام.
پنجم اردیبهشت سال ۱۳۱۹، با افتتاح رادیو در ایران، سیدرضا سجادی مشغول بهکار شد و هر سه نوبت گویندگی مطالب را در آن ایام برعهده گرفت.
محمدرضا و فائزه زوج معلولی هستند که خدا به آنها فرزندی عطا کرده به نام «یاسین». خانم تئاتر کار میکند و آقا در بخش سمعی و بصری موسسه باران مشغول به کار است.
آیتالله شیرازی در زمره علمایی بود که بعد از سرکوب قیام مسجد گوهرشاد، همراه جمع زیادی از مجتهدان و مدرسان حوزه علمیه مشهد به تبعید فرستاده شد.
هنر قالیبافی با همه فرازوفرودهایی که دید، تا دوره حکومت تیموریان بر خراسان، دوام پیدا کرد و در عصر شاهرخ تیموری، باتوجهبه تقویت هنر و ارج نهادن به هنرمندان، رونق فراوان یافت.
آن موقع که دبستان بدر تأسیس شد، در هر خیابان محله آزادشهر فقط تکوتوک خانهای ساخته شده بود و ساکنانی داشت، اما اکنون در هر خیابان، ساختمانهای متعدد چندواحدی وجود دارد.
در این عکسها میتوانید روایتی از روزهای پرشور انقلابی مشهد و راهپیماییهایی مردم این شهر را مرور کنید.
کریم محمدیان برای آنها که میشناسندش یک اسطوره و برای آنها که نامش را شنیدهاند، یک اعجاز به شمار میرود.
به عقیده حاچی کفاش تمام مردهها در سهشب چراغبرات آزادند و منتظر خیرات قوم و خویشان خود؛ خیراتی که هرکس بهاندازه توانایی خود انجام میدهد.
مهدی ایماننژاد دروازهبان پیشکسوت محله فلسطین میگوید: خاصیت فوتبال است که همیشه با تعصب و هیجان همراه بوده است، اما در گذشته تعصب خیلی بیشتر بود.
انیسآغا درباره رسوم نوروزی مردم مشهد در قدیم میگوید: عدهای لحظه سالتحویل سکهای، یا چند دانه برنج یا یک گوخدا (خرخاکی)! در مشت میگرفتند یا کله جوجهخروس در جیب میگذاشتند تا ثروتمند شوند.
حسن کریمیحسینآباد تعریف میکند: آن زمان، بهار و تابستان گله گوسفند را برای چِرا به روستای نجفی در محدوده چهارچشمه میبردم و خانهای اجاره میکردم و حوادث زیادی برایم اتفاق میافتاد.
قاسم صفریان در خاطراتش مینویسد: «به باغ ملی که رسیدیم، صدای گلولهها نزدیک بود و صدای مسلسل قطع نمیشد. همه را به گلوله میبستند. یک کشتار وحشیانه، مقابل نانوایی چهارراه لشکر شد».
یک ماشین ارتش وارد استانداری میشود و یک نفر از افسران از ماشین پیاده میشود و با آیتالله سیدعلی خامنهای دست میدهد. میان مردم شایع شده است که ارتش اعلان همبستگی کرده است.