شمال منطقه ۳ تقریبا بعد از بولوار مجلسی در حدود ۴۰-۵۰ سال قبل سبقه روستایی داشتهاست. نامگذاری برخی از محلات مثل سیسآباد، خواجه ربیع و... هم برگرفته از نام روستاهای قدیم است.
پلاکم را با رزمندهای به نام علمالهدی عوض کردم. خبر نداشتیم این پلاکها کد دارد و راه شناسایی رزمندهاست بعد از شهادت. حالا آن بنده خدا شهید شده بود و کدش هم به نام من بود.
محسن فکوریحسنآبادی، جوان خوشفکر محله هدایت دستگاهی ساخته است که با آن تعمیر قطعات نیروگاهی به راحتی انجام میگیرد در حال حاضر از این روش در کشور آمریکا نیز استفاده میشود.
سپاه مُصر بود که «خبری نیست» اما من که یقین داشتم پسرم شهید شده است، پنهانی چند عکس از او را برای مراسمش بزرگ کردم. چشم انتظار خبرش ماندم.
محمد نیکخورمیزی خاطرههای فراوانی دارد از شاعرانی که حالا دیگر در بین ما نیستند و به همه اینها باید خاطرههای مشهد قدیم را هم اضافه کرد.
از من خواستند شرکت تعاونی تأسیس کنم و از اعضا بخواهم که آمادۀ خروج از شهر شوند. ماحصل اینکار تأسیس بزرگترین شهرک صنعتی چوب در شرق کشور بود.
رضا ایمانی یکی از اهالی قدیمی محله پایینخیابان است که برای بازسازی مسجد محله همه را دور هم جمع کرد. درِمسجد بعد از چند ماه بنایی در زمستان گذشته به روی نمازگزاران باز شده است.
دوستداران ادب و هنر مشهد، نام خانهاش در خیابان راهنمایی را «خانه بانو» گذاشتهاند. در این خانه آمنه فاضل از خاطرات زندگی مشترکش با مرحوم دکتر حسین امینی میگوید.
جلال نجاتیان از ۱۷ سال پیش خادم حرم در بخش حافظان است. روز در میان در «دارالزهد» حرم مطهر رضوی حضور مییابد و در اجرای مراسمی ۴۰۰ ساله به نام «صفه» مشارکت میکند.
استاد محمد تعریفیخشتی یکی از برجستهترین استادان خطاطی و خوشنویسی قرآنی کشور است که آثار نفیس و برجستهای در علوم قرآنی به ثبت رسانده.
محمدمهدی گیوهچی، جانباز و آزادهای است که جوانیاش را در حین مجروحیت در اردوگاههای رژیم بعث گذرانده است.
به اعتقاد بسیاری از مفسران کشتی، ناصر زینلنیا، یکی از بداقبالترین کشتیگیران زمان خودش بوده، زیرا مجموعهای از قهرمانان جهان و المپیک را برد، اما خودش از سکوهای جهانی بینصیب ماند.
یکی از نقشهایی که با آن زندگی کردم شخصیت راهب در تئاتر کاروان خورشید بود.بهخصوص صحنهای که راهب با سر امام حسین (ع) در صندوق صحبت میکند.
هفت هشت سال پیش فرشی ۴ هزار و ۳۰۰ متری برای سلطان قابوس، پادشاه عمان بافته شد؛ در این پروژه سوپروایزر و مشاور سلطان بودم.
وقتی پایان جنگ از رادیو اعلام شد، بهتزده گوشهای نشسته بودم و به چند متر آن طرفتر نگاه میکردم که سربازهای عراقی درکنار سنگرهای خود قدم میزدند.
تاکنون چندین دستگاه تولید کردهایم که میتواند کمک بزرگی به بخش صنعت بکند، اما متاسفانه هیچ حمایتی از کارمان نمیشود و آنچه میسازیم، درنهایت به ضایعات آهنفروشیها میفروشیم.
جنگ که شد، پدرش تصمیم گرفت او را برای ادامه تحصیل به آلمان بفرستد.آنجامحمد را به نام «خمینی» میشناختهاند.سه ماه آلمان بود، اما نتوانسته بود خودش را با وضعیت آنجا وفق دهد. برگشت و تا زمان شهادت در جبهه ماند
حجتالاسلام علیاکبر سبزیان، نویسنده دهه شصتی کتاب «زندگی به سبک روحالله» میگوید: آنچه توجه من را بیشتر به امام راحل جلب کرد، شخصیت چند بعدی ایشان در بین رهبران و بنیانگذاران سیاسی دنیا بود.
مرز، همه اش نگرانی است، به همین دلیل باشنیدن خبر اعزام محمد به سراوان خیلی نگران شدیم. اما محمد در این چهارماه خدمتش میگفت آنجا امن است.
دکتر بهزاد پورحاجیان معتقد است پزشکِ شاعر، میتواند درد را ببیند. لمس درد بسیار اهمیت دارد، زیرا لمسکردن درد از جنس فیزیک نیست، باید حس شود.