تعمیر آسان نیروگاه با اختراع جوان محله هدایت
محسن فکوریحسنآبادی، جوان خوشفکر محله هدایت است که دو رتبه برگزیده در دو جشنواره نخبگان و نانو را به خاطر اختراعش دارد. تازه وارد ۳۶ سالگی شده و به قول قدیمیها سن و سالی ندارد، اما با اختراعش تکان حسابی به دنیای نانو در کشورمان داده است.
منظورمان اختراع دستگاهی است که با آن تعمیر قطعات نیروگاهی به راحتی انجام میگیرد که در حال حاضر از این روش در کشور آمریکا نیز استفاده میشود. مخترع جوان محله هدایت ایدههای نابی دارد که برای تبدیل آن ایدهها به محصولات تجاری فقط به کمی حمایت نیاز دارد. با حرفهای خواندنی این جوان فعال هممحلهای همراه شوید.
استعدادم در برق بود
با آنکه در زمینه کاری خودش حرفهای زیادی برای گفتن دارد، اما هنگامی که مقابل او قرار میگیریم، برای مصاحبه کمحرفتر از آن میشود که بتوان یک مصاحبه را پیش برد.اما هنگامی که صحبت از دوران کودکی و شیطنتهای آن زمان میشود، مهندس جوان گل از گلش میشکفد و میگوید: «آنقدر هم شر و شیطون نبودم، فقط چند شیشه شکستم.»
آرامآرام ذهنش را مرور میکند و با لبخندی میگوید: «حالا که فکرش را میکنم، میبینم آنچنان هم پسر آرامی نبودم، وقتی در خانهمان بودیم بیشتر با دو برادر دیگرم بازی میکردیم، اما زمانی که به روستایمان میرفتیم هر نوع آتشی را میسوزاندیم.یادم میآید تمام نقشههایی را که اینجا نمیتوانستم اجرا کنم در روستا آن را عملی میکردم. زیرا آنجا پدربزرگم حمایتم میکرد و نمیگذاشت مادرم مرا تنبیه کند.»
او دوران کودکی را با شطینتهای خاص خودش گذرانده است و در کنارش به برق هم علاقه داشته و در همان عالم کودکی برای خودش وسایلی را هم درست کرده است. او توضیح میدهد: «پدرم به کارهای فنی علاقه داشت و من را هم تشویق میکرد و ابزار و وسایل مورد نظرم را در اختیارم قرار میداد.
کلاس پنجم ابتدایی بودم که با کمک قطعات رادیومان، ماشین پلاستیکیام را به ماشین برقی تبدیل کرده بودم.»علاقهاش به ساخت و تعمیر وسایل برقی آنقدر زیاد بوده که در همان دوران کودکی بدون اینکه آموزشی برای تعمیر دستگاهها دیده باشد تنها با صبر، آزمایش و خطا آنها را تعمیر میکرده است.
فکوری برایمان از دستگاه میکرویی که همه تعمیرگاهها آن زمان گفته بودند تعمیر نمیشود، میگوید: «هنگامی که فامیلمان دستگاه را نشانم داد، گفت این دستگاه خراب شده و همه تعمیرگاهها گفتهاند دیگر قابل تعمیر نیست، اما با صبر تمام پایهها را امتحان کردم تا پایه خراب را پیدا کنم. آن را تعمیر کردم و به صاحبش برگرداندم، باورش نمیشد که توانستهام آن را تعمیر کنم.» این موارد بارها تکرار شده بود و مهندس موفق محله ما اطرافیانش را بارها به خاطر تعمیر وسایلی که قابل تعمیر نبودهاند، شگفتزده کرده است.
شاگرد ممتاز مدرسه بودم
با تمام شیطنتهایش درسش زبانزد همه بوده و به قول خودش بچههای فامیل کلی کتک از والدینشان خوردهاند که مانند فلانی درسخوان باش. «در تمام طول تحصیلم معدلم ۱۸ بود، شاید اگر به محلات بالا دستی میرفتم، رقابت بیشتری بین بچهها بود، اما در مدرسه خودمان با معدلی که داشتم، همیشه شاگرد ممتاز کلاس و مدرسه بودم و به همین خاطر هر سال تشویق میشدم.
این برایم خیلی با اهمیت بود که تشویق میشدم. حالا که سالها از آن زمان گذشته بچههای فامیل، دوست و آشنا میگویند والدینشان کلی از این بابت آنها را مواخذه کردهاند که چرا مانند من درس نمیخوانند.»
فکوری، اما با همان لبخندی که دارد، میگوید: «آن چنان هم از اول سال درس نمیخواندم فقط یک هفته مانده به امتحانها دیگر فوتبال بازی در کوچههای محلهمان را تعطیل میکردم و درس میخواندم. یادم میآید ظهر که از مدرسه برمیگشتم کیفم را میگذاشتم داخل خانه و به دنبال بازی میرفتم، اما از ترس اینکه پدرم بیاید، ۱۰ دقیقه زودتر از او به خانه میآمدم و سر و صورتم را میشستم تا او متوجه نشود که بیرون بودم.
یک ساعتی را در خانه بودم همین که ساعت چهار میشد، دوباره به خیابان میرفتم و بازی میکردم. این رویه تا کنکور ادامه داشت. تصور میکردم با همین روش درس خواندن میتوانم در کنکور دانشگاه سراسری قبول شوم. اما سال اول رتبهام بسیار بد شد، سال دوم با جدیت بیشتری خواندم و در دانشگاه فردوسی قبول شدم.»
از برق تا مهندسی متالوژی
او با راهنمایی مشاورش رشته متالوژی را انتخاب میکند تا بتواند در آینده بازار کار بهتری داشته باشد. «مشاورم گفت بازار کار متالوژی بسیار بهتر از برق است.» به همین خاطر با تمام علاقهای که به رشته برق داشته، آن را کنار میگذارد و متالوژی را برای ادامه تحصیل انتخاب میکند.
در چهار سال دوره کارشناسی تنها فکرش درس خواندن بوده و دیگر برق را به کل کنار میگذارد؛ «روزی که درسم تمام شد به استادم گفتم حالا باید چه کار کنیم با آنچه خواندیم.» او گفت: «بیرون که بروید، یاد میگیرید چطور از آنچه خواندهاید استفاده کنید.»
علم باید کاربردی باشد
فکوری دروس دانشگاهی را کافی میداند، اما میگوید باید بیشتر توجه شود تا دانشجو کاربردی علمش را پیاده کند؛ «دروس دانشگاهی بسیار خوب و بجا هستند، اما اساتید باید به دانشجویان روش فکرکردن و اینکه اگر بخواهند کار را شروع کنند چطور علمی را که خواندهاند به عمل تبدیل کنند، یاد بدهند.»
زحمتهایم جواب داد
مهندس جوان محله هدایت سال بعد در دانشگاه تربیت مدرس تهران ارشد را میخواند و برای پروژهاش سازهای را درست میکند که زمینه موفقیتش را فراهم میکند: «پیش استاد راهنمایم رفتم و به او گفتم لطفاً پروژهای را به من بدهید که بتوانم علایقم را در آن دنبال کنم یعنی بتوانم برق و ساختن را در کنار متالوژی مواد دنبال کنم. الحق و الانصاف هم استادم پروژۀ خوبی را به من داد.
بسیار خوب روی پروژه کار کردم. روز و شب به طور دائم درگیرش بودم، حتی گاهی که خسته میشدم به خاطر اینکه دلسرد نشوم یک یا دو روز به خودم استراحت میدادم. اما تمام تفریحم همین بود که روی پروژهام خوب کار کنم. بالاخره زحمتهای شبانهروزیام به ثمر نشست و توانستم دستگاهی با پوششدهی الکترواسپارک که بسیار در صنعت نیروگاهی کاربرد دارد، بسازم. این دستگاه را ثبت اختراع کردم.»
برگزیدۀ جشنواره نخبگان شدم
سال ۹۲ او دستگاهش را به جشنواره نخبگان میبرد و در آنجا معرفی میکند؛ «این دستگاه ویژگیهای خاصی دارد و در تعمیرات قطعاتی که به حرارت ورودی حساس هستند بسیار خوب جواب میدهد.
به عنوان مثال فولاد معمولی را میتوان با هر جوشکاری تعمیر کرد، اما هنگامی که صحبت از فولاد و آلیاژ خاص میشود، دیگر نمیتوان آن را با هر حرارتی تعمیر کرد و در اینجاست که دستگاه پوششدهی الکترواسپارک بسیار خوب میتواند این تعمیر را انجام دهد.
به خاطر همین ویژگیهای خاص تصمیم گرفتم آن را در جشنواره ارائه کنم. بعد از ثبتنام و گذراندن چندین مرحله داوری موافقت شد تا دستگاه به جشنواره راه پیدا کند. یادم میآید صدها طرح ارائه شده بود، اما شکر خدا دستگاهم برگزیدۀ جشنواره شد. آن لحظهای که این خبر را شنیدم باورم نمیشد. با آنکه به کارم ایمان داشتم، اما تصور نمیکردم بتوانم چنین رتبهای را کسب کنم.»

برگزیدۀ جشنواره نانو شدم، اما نمیدانستم
جالب است که در جشنوارۀ نانو هم این طرح برگزیده شده بود، اما فکوری از آن بیاطلاع بوده؛ «سال ۹۳ طرحم در جشنواره نانو برگزیده شد، اما هنگامی که خبر را شنیدم در سربازی بودم.
راستش بعد از اینکه درسم در دانشگاه تمام شد، دستگاه را در همانجا گذاشتم. گروههای بعدی که به دانشگاه آمده بودند با اعمال تغییراتی آن را به جشنواره نانو برده بودند. دستگاه به نام من ثبت شده بود و فرقی نمیکرد که چه کسی آن را به جشنواره معرفی کند و به هر حال در آن جشنواره هم دستگاه توانست برگزیده انتخاب شود.»
باید علمم به روز باشم
او تلاشش را میکند تا بتواند در زمینه کاری خود علمش به روز باشد؛ «برای اینکه بتوانم در پروژههای مختلف با سایر رشته به ویژه مکانیک در ارتباط باشم، باید دانشم را در آن زمینه ارتقا بدهم. به همین خاطر کتابهایی را که در بتواند به من کمک کند، مطالعه میکنم تا بتوانم در یک پروژه با آنها هماهنگ عمل کنم. لازم نیست از آخرین کتابهای روز دنیا استفاده کنم؛ بلکه آن سری از کتابهایی که بتواند در زمینه کاریام کمکم کند، مفید است.»
در این دنیا فقط خانوادهام هستند که حمایتم میکنند و در تمام مراحل کاریام هوایم را دارند
تلاش برای آینده
هنگامی که صحبت بازار کار میشود، او برایمان تعریف میکند: «به نظرم تا اینجا را خوب پیش آمدم، اما از نظر مالی تامین نیستم با آنکه رزومه خوبی دارم، اما هنگامی که برای کاری از طریق شرکتی که ثبت رساندهام اقدام میکنم، نیروگاهها یا سایر ارگانها کار را به افرادی میسپارند که پارتی دارند و به جوانانی مانند من که خودساختهاند کاری نمیدهند. شاید از یک بابت کارشان به نظرشان درست باشد، اما باید به جوانان هم اعتماد کرد و میدان داد تا خودشان را ثابت کنند.»
برای پیشرفت کشورم تلاش میکنم
مهندس موفق محله هدایت تنها یک فکر دارد و آن هم اینکه بتواند با اختراعها و نوآوریهایش انقلابی در زمینه نانو ایجاد کند؛ «اگر ساخت تجهیزات نیروگاهی را برای کارم انتخاب کردم به این خاطر بوده که بتوانم به صنعت کشورم کمک کنم.
گاهی در این میان برخی مسئولان به جای گرفتن دست افرادی مانند من، بیشتر چوب لای چرخ میگذارند. برای اینکه افرادی مانند من بتواند به جامعه خودشان خدمت کنند، باید فکری آزاد داشته و از نظر مالی دغدغهای نداشته باشند، اما تجربهام در این چند سال از بازار کار نشان داد که انتظاراتم برآورده نمیشود و به همین خاطر مسئولیت آزمایشگاهی را قبول کردم. تمام تلاشم را میکنم تا بتوانم در کشورم مفید باشم، اما اگر تامین نشوم مهاجرت میکنم.»
حمایت بیدریغ خانواده
فکوری تنها حمایتهای خانوادهاش به ویژه پدر و مادرش را بدون چشمداشت و پاک و بدون ریا میبیند؛ «در این دنیا فقط خانوادهام هستند که حمایتم میکنند و در تمام مراحل کاریام هوایم را دارند.»