علیمحمد صانعی بیشاز ۲۲ سال، روزهایش را با صدای موتور اتوبوسش شروع کرد و جاده را نهفقط محل کار، که امتداد زندگی خود میدانست و سرانجام ۲۵خرداد امسال، در جریان جنگ ۱۲ روزه در مسیری شهید شد که سالها خدمت کرده بود.
محله
هدایت
محله هدایت از سال ۱۳۳۵ جزو محدوده شهری شده است. برخی اهالی معتقدند در گذشته قلعهای به نام هدایت در این محدوده وجود داشته است، اما در سفرنامهها و وقفنامهها نشانی از این قلعه نیافتیم. محله هدایت به شهرک پردیس معروف است. هدایت، محلهای متوسط در منطقه مرکزی مشهد و جزو محلات پرجمعیتتر مشهد است.
به گفته اهالی خیابان فیروزه در محله هدایت، نخستین ساکنان این خیابان، نیروهای سازمانی سپاه بودند. البته بهمرور زمان و با فروش قطعاتی از زمینها توسط آنها، دیگرگروههای مردمی بهویژه کارمندان و کسبه در این خیابان ساکن شدند.
در دهه۷۰ با فروش زمینها توسط کشاورزان، روند سکونت مردم و شکلگیری خیابان زمرد در محله هدایت آغاز شد. بیشتر خانههای این کوچه به سبک معماری جدید ساخته شده است و عمری کمتر از بیستسال دارد.
زمینهای خیابان لعل یا همان چراغچی ۳۸ در محله هدایت، در گذشته بخشی از ملک فتحآباد بود و توسط کشاورزان موردکشتوزرع قرار میگرفت.
کانون «حصان» یکی از پایگاههای فعال فرهنگی در محله هدایت است که بهخوبی توانسته است دختران این محدوده را به خود جذب کند.
نیما نیازی میگوید: ورزش برایم مثل یک چالش است؛ چالشی برای رسیدن به مراحل بالا و بالاتر. دوست دارم چالشی را که شروع کردهام، ادامه دهم و ببینم تا کجا و چه مرحلهای میتوانم پیش بروم.
حسنزاده سرپرست گروه «نواهای ظهر عاشورا» میگوید: ما تنها از نت چهاروششکه اندوهناک است، استفاده میکنیم و با طراحی الگو، سوز و آه را در نوا به بیشترین حد ممکن میرسانیم.
ورودی کوچه هدایت ۳۵/۱ بسته است و مردم برای آمدن به این معبر از کوچه مجاور استفاده میکنند. در دو طرف ابتدای کوچه، بوستان «رایا» قرار دارد که این روزها پاییز حال و هوای خاصی به آن داده است.
حسن عمرانی، جانباز ۷۰ درصد محله هدایت، بیشاز ۱۰ سال را در بیمارستانهای آلمان و فرانسه گذرانده تا بتواند چهرهای را که در جنگ تحمیلی از دست داده، دوباره به دست بیاورد.
امامی یکی از آتشنشانانی بود که بعد از حادثه پلاسکو برای کمک به همکارانش مرخصی گرفت و به تهران رفت تا در محل این حادثه حاضر شود.
نوجوان رزمیکار محله هدایت میگوید: توصیه دوستم کارساز بود و من بعداز ششماه ورزش حرفهای چنان اعتمادبهنفسی به دست آوردم که توانستم در مسابقات کشوری هاپکیدو دوم شوم.
محسن فکوریحسنآبادی، جوان خوشفکر محله هدایت دستگاهی ساخته است که با آن تعمیر قطعات نیروگاهی به راحتی انجام میگیرد در حال حاضر از این روش در کشور آمریکا نیز استفاده میشود.
برخی اهالی معتقدند در گذشته قلعهای به نام هدایت در این محدوده وجود داشته است، اما ما در سفرنامهها و وقفنامهها نشانی از این قلعه نیافتیم.
خیابان ابوطالب78 به شهرک نان رضوی در بین قدیمیها معروف است. این شهرک از یکسو به بزرگراه شهید چراغچی متصل است و درست رو بهروی شهرک قدس قرار دارد. تا سال۶۳ سرتاسر این محدوده خاکی و زمین بایر بوده است. همان سال این زمینها را آستان قدس رضوی در اختیار کارکنان شرکت نان رضوی قرار داد. از آن سال به بعد این محدوده به شهرک نان رضوی معروف شد. در فاصله سالهای ۶۳ تا ۶۵ اوج ساختوساز و آبادانی در این نقطه از شهر مشهد بود.
از سال سوم دبستان، ورزش را در رشته ووشو بهطور حرفهای دنبال میکند. زینب عباسزاده متولد سال1384 است و در محله هدایت به دنیا آمده است. خودش میگوید: یکی از خوشبختیهایم این است که پدر و مادرم هر دو درکار ورزش و باشگاهداری بودند. کلاس سوم که ورزش ووشو را در باشگاه محله شروع کردم مادرم توران یعقوبی سرپرست باشگاه بود و مدیریت بخش خانمها را برعهده داشت من هم بیشتر اوقات فراغتم را به همراه مادرم در باشگاه میگذراندم و تمرینات ورزشی ووشو را انجام میدادم.
در دوره تحصیلش معلمهای ادبیات با شک و تردید به انشاهایی که مینوشت نگاه میکردند. آنها فکر میکردند احسان بزرگتری دارد که برایش انشاها را مینویسد. هر بار با ناراحتی به خانه میآمد و با ناراحتی به مادرش از معلمها گله میکرد. بالأخره مادر برای رفع این سوءتفاهم به مدرسه رفت و از معلم ادبیات خواست همانجا موضوعی به احسان بدهد تا انشا بنویسد و موضوع روشن میشود.حالا این جوان بیستوهفتساله از چاپ دو کتابش مسرور است و امید به آیندهای دارد که بتواند در حوزه ادبیات و نویسندگی بیشتر بدرخشد.
خانه محمد مهاجر مشهور به «شاپور» که اکنون در آستانه ورود به 70سالگی است، این روزها دیگر تنها حریم شخصیاش نیست، بلکه محلی برای تمرین نمایشنامهای شده که قرار است همزمان با میلاد حضرت فاطمه(س) و روز زن برای علاقهمندان به هنر و تئاتردوستان به اجرا درآید. این نمایش بعد از 20سال، اولین کاری است که به کارگردانی این هنرمند پیشکسوت روی صحنه میرود.
در جریان مسابقات کشوری که در مشهد برگزارشد با ورزشکاری روبه رو بودم که در یکی از مسابقات از آسیب دیدگی قفسه سینهام سوءاستفاده کرده بود و با مشت زدن به آن ناحیه مسابقه را برد. در این مسابقه او با پای آسیب دیده در مقابل من قرار گرفت. با او مدارا کردم و مسابقه با نتیجه صفر _صفر پایان یافت. بعد از بازی همان پسر به خاطر اینکه هوای پای مجروحش را داشتم از من تشکر و به دلیل مشتهایی که زده بود معذرت خواهی کرد.