اکبر و محمد برادران برگشاهی آبروی ورزش خیابان رسالت هستند که سالهای زیادی در ورزش کشتتی باچوخه فعالیت داشتهاند، حتی اکبر دبیری هیئت چوخه شهر را هم عهدهدار بوده است.
قهرمان پاورلیفتینگ محله شهید باهنر، بعد از فوت برادرش بر اثر تصادف، تمام تلاشش را کرد تا آرزوی او برای موفقیت خودش را محقق کند.
پرنیا اشراقی سه سال قبل، ورزش کیکبوکسینگ را بهصورت حرفهای شروع کرد. کسب یک مقام اول استانی، یک مقام کشوری و دومدال طلای مسابقات بینالمللی نشاندهنده تلاش و استعداد او در این ورزش است.
پرنیا ذاکر گلخطمی، مقام اول و دومی استانی و کشوری در رشته هندبال رده نونهالان دارد. او همچنین منتخب حضور در تیم داژبال مدرسه است و علاقه بسیار به کتاب و کتابخوانی دارد.
دوچرخه غلامرضا مرادی از جوانی همدم و همراه همیشگی او بوده و حتی گواهینامه دوچرخه میگیرد. او میگوید: «آن زمان همه دوچرخه ۲۸ سوار میشدند و چیز دیگری جز آن وجود نداشت.»
مبینا خزاعیمقدم میگوید: پدرم فکر میکرد آدم باید خودش تنها به موفقیت برسد، نه با کمک تیم. وقتی کمی در کاراته پیشرفت کردم و در مسابقات طلا گرفتم، پدرم دید میتوانم مدال بیاورم. حالا عضو تیم اوژن هستم.
«مرتضی عبدی» از یکسالگی به دلیل تب و تشنج، دچار معلولیت جسمی میشود. بعدها و پس از آشنایی با مرکز فیاضبخش، به ورزش رومیآورد و در لباس یک کوهنورد میشود فاتح قله دماوند و شیرکوه.
مهدی میگوید: با ورود به این ورزش بعد از گذشت چند هفته توانستم در اولین مسابقات استانی با کمربند سفید رتبه سوم مسابقات را به دست آوردم. امروز بعد از سه سال ورزش حرفهای ۱۴مقام استانی و کشوری را در کارنامه ورزشیام دارم.
زهرا رضوی با وجود موفقیتهای استانی و کشوری، این روزها در باشگاه مشغول تمرین است تا مدال روی مدال بگذارد و برای محله چهاربرج افتخارآفرینی کند.
حمیدرضا شمس هنوز دوازدهسالگی را پرنکرده، کلی مدال رنگارنگ از مسابقات استانی و ملی دارد. جملات معروف پدرش در همه مسابقات به او انرژی میدهد. «تو متفاوت هستی»، «اینها حریف تو نمیشوند»
امیرمحمد نجاتی از ششسالگی، ورزش را با ژیمناستیک شروع کرده، اما در ادامه کیکبوکسینگ را انتخاب کرده است. این پسر ورزشکار، اکنون کمربند مشکی دفاع شخصی دارد و توانسته سه دوره قهرمان کشوری در رشته دفاع شخصی شود.
محمدجواد پیر دیر، حدود چهارسالی میشود که در رشته تکواندو فعالیت میکند. او توانسته است در این مدت، با شرکت در مسابقات، مدالهای مختلفی به دست آورد.
مهیار و ماهان رفیعی، برادران رزمیکاری هستند که در طول فعالیتهای ورزشیشان تا به امروز نشانهای رنگارنگی از رقابتهای گوناگون به دست آوردهاند. مهیار از ۱۵ سالگی هم سر کار میرود، هم درس میخواند و هم ورزش میکند.
اسماعیل سیاهپور درباره دوران ورزشی خود گفته است: سالهای ۲۸تا ۳۰ برای اولینبار در مسابقه چهارکیلومتر دوچرخهسواری مشهد در خیابان عدل خمینی شرکت کردم و مقام سوم را به دست آوردم.
امیرحسین عطایی از دهسالگی وارد باشگاه تکواندو شد و از همان موقع چنان به ورزش علاقه پیدا کرد که تا الان همچنان در این رشته ورزشی فعالیت میکند. او بسیاری از دوستانش را هم به ورزش علاقهمند و با خود همراه کرده است.
آرزو دماوندی، قهرمان ژیمناستیک و کاپیتان تیم «دختران خورشید» در آغاز جوانی موفقیتهای بسیاری کسب کرده است.
مهدی وکیلی سال ۸۳ با کسب مقام اول کشوری، نامش سر زبانها میافتد و از سال ۱۳۸۴ به مربیگری رو میآورد. وکیلی افتخار خادم بودن حرم مطهر را به دلیل ورزش میداند.
ابوالفضل محمدزاده ورزش کونگفو و هاپکیدو را بهصورت حرفهای از پنجسال قبل شروع کرده است. او درکنار کسب موفقیتهای ورزشی در جذب دوستانش به ورزش حرفهای بسیار مؤثر بوده و باشگاه ورزشی محله به پاتوقی دوستانه برای آنها تبدیل شده است.
کمتر نوجوانی در پانزدهسالگی، مسیر زندگیاش را پیدا میکند، اما «قاسم عاقلینیک» توانست علایق خودش را در همان سن و سال پیدا کند و مسیری را که منتهی به این علایق میشود، پیش بگیرد.
عاطفه صالحی تنها ملیپوش اسکی خراسانرضوی در رشته اسکی صحرانوردی است که در ترکیب چهارنفره از بانوان اسکی صحرانوردی ایران عازم مسابقات قهرمانی جهان در نروژ هستند.