محله سرافرازان - صفحه 4

محله

سرافرازان

محله سرافرازان از سال ۷۹ بدلیل سکونت شمار زیادی از خانواده‌های ایثارگر و شاغلان در سپاه به نام شهرک آزادگان و جانبازان معروف شد. وجود مجتمع‌های مسکونی چند طبقه در این محله، تراکم جمعیت آن را افزایش داده است. در این محله، شش مسجد فعال مانند مسجد سیدالشهدا (ع)، مسجد موسی بن جعفر (ع)، مسجد حمزه سیدالشهدا (ع) و ... وجود دارد.

محله سرافرازان
کتابخانه عمومی رضوی علاوه‌بر ۲۵ هزار نسخه کتاب، دارای ۳۴‌عنوان نشریه به‌روز و ۵۰۰‌حلقه سی‌دی در بخش دیداری و شنیداری است و ۲‌هزار‌ و‌ ۳۲۰ عضو فعال دختر و پسر دارد
 سیدحسن خادم مشهد‌طرقی جانباز ۶۵ درصد و قطع عضو، در ۱۶ سالگی و وقتی دانش‌آموز کلاس اول هنرستان شهید تقوی بوده به جبهه می‌رود.
احمد منصوب، خالق دیوارنگاره ماندگار سردار دل‌ها نبش دلاوران‌۴۳ است که بیست‌متر عرض و حدود هفده‌متر ارتفاع دارد.
اگر گذرتان روز‌های پنجشنبه به خیابان سرافرازان بیفتد، بدون‌شک با راسته‌بازار یا بازارچه‌ای کاملا سنتی و قدیمی روبه‌رو می‌شوید که گشت‌و‌گذار در آن خالی از لطف نیست.
خوش‌نویسی که بخشی از زندگی ستایش معینی‌مجد است، می‌گوید: کلاس اولم که تمام شد به ذوق نویسندگی به کانون فرهنگی هنری رفتم و بعد به خوش‌نویسی علاقه‌مند شدم.
هنر دوستان فرهاد هوشیار را با آهنگ «آفرینِ فردوسی» می‌شناسند؛ خواننده و نوازنده جوانی که تلاش می‌کند تا در دنیای علاقه‌اش یعنی موسیقی به آنچه می‌خواسته و می‌خواهد برسد.
مصطفی عارفی در سوریه و در دفاع از حریم عمه سادات به شهادت رسید. او پس‌از حمله گروه تکفیری داعش به عراق، به‌بهانه زیارت کربلای معلا به عراق رفت و به صف مجاهدان و مدافعان حرم پیوست.
صحبت ما با احمد غلامی، جانباز شیمیایی هفتاد‌درصد محله سرافرازان که سه‌بار مرگ و احیا را تجربه کرده و ۱۵۰‌بار زیر عمل جراحی رفته است، با سرفه‌های او شروع می‌شود.
علی‌نجات عباسی که یک خمپاره، چهره و بدنش را دگرگون کرد، می‌گوید: آقای دهکردی زندگی ما را بازی می‌کرد. هفتاد نفر بودیم و در همان جایی که به آن خانه ایرانیان می‌گفتند، زندگی می‌کردیم.
حمیدرضا عابدینی، خواروبارفروش محله سرافرازان که همراه پسرش محسن سال‌هاست حامی کالای ایرانی است. ۹۵ درصد اجناس مغازه‌اش ایرانی است. دم عیدی کالا‌های ایرانی مغازه او مشتریان پر و پا قرصی دارد.
ساکنان محله معتقدند اگر این مسجد نبود شاید سال‌ها هم‌محله‌ای بودند، اما وفاق و همدلی و ارتباط محکمی بینشان به‌وجود نمی‌‎آمد.
مهندس وحید ریاضی تهرانی، جوانی ۲۲ ساله و سرگروه یک تیم ۱۵ نفره طراحی خودرو است. خودرویی که بناست سال آینده در مسابقات «فرمول SAE» ایتالیا شرکت کند.
نمای ساده و گنبد‌های طلایی مسجد حجت بن الحسن (عج) سال هاست  از روی تپه‌های ارتفاعات جنوبی چشم نوازی می‌کند.
سرهنگ حسین فنایی، جزو چهار جانباز کشور است که خون آلوده فرانسوی دریافت کرد و دچار سیروز کبدی و هپاتیت c مزمن شد.
نوجوان ۱۶ ساله محله سرافرازان تاکنون ۲۰ جزء کتاب خدا را حفظ کرده است.
خواهر شهید اسدی می‌گوید: وقتی محمد شهید شد، نیت کردم خانه‌ام را تبدیل کنم به حسینیه. وقتی از همسرم برای نام این مکان مشورت گرفتم، «بیت‌السکینه (س)» را پیشنهاد کرد.
غلامرضا فنودی می‌گوید: یک پا و هر دو دستم تیر خورد و افتادم؛ همه‌چیز در یک لحظه اتفاق افتاد و تمام. نام ما جایی میان زمین و هوا، در‌میان مفقودالاثر‌ها نقش بست.
برات ایمانی خانه شهدا را می‌شناسد و برنامه‌ریزی شام غریبان از سی‌سال قبل با او بوده است. به خانه هر شهیدی که نزدیک می‌شویم، پدر و مادر، همسر، دختر و پسر شهید را خطاب قرار می‌دهد.
هر بار اجرا می‌کنیم، اول خودمان گریه می‌کنیم. باید تجسم کنیم در صحرای کربلا چه گذشته است. بار‌ها پیش آمده است که آن‌قدر اشک ریخته‌ایم که نتوانسته‌ایم متنمان را بخوانیم.
نخستین‌مرکز نگه‌داری بیماران صعب‌العلاج ایران («هاسپس») در انتهای بولوار دلاوران (دلاوران ۶۳) به همت پروفسور سیدرضا خطیب، رئیس سابق انجمن جراحان مغز و اعصاب آمریکا، پا گرفته است.