محله کوثر - صفحه 7

محله
منطقه ۹

کوثر

محله کوثر با افتتاح دانشگاه فردوسی به‌تدریج شکل گرفت و رفت‌وآمد دانشجویان به رشد آن دامن زد. وجود کارخانه کوکا که بیش از ۳۰ سال در این محل وجود داشت و اکنون به میدان پژوهش و کارخانه نوآوری تغییر پیدا کرده، از ویژگی‌های محله کوثر است. بولوار کوثر به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شده است که بخش شمالی آن برخوردارتر است.

محله کوثر
محمدجواد خاک‌نژادی، نوجوان هفده‌ساله محله کوثر، پنج‌سالی است که نقالی را شروع کرده و با تلاش و پشتکار فراوانی که داشته موفق شده است بر رقبایش از شهرهای مختلف پیروز شود و امسال رتبه دوم کشوری نقالی را در جشنواره فردا از آن خود کند. او معتقد است نقالی هنری کامل است و می‌تواند برای پیشرفتش در تئاتر مؤثر باشد.
می‌گوید: عاشق قصه ساختن و نوشتن بودم. تمام دوران کودکی‌ام را یا خاک‌بازی می‌کردم و برای خودم ساخت‌وسازهای گلی راه می‌انداختم یا بزرگ‌ترها برایم کتاب می‌خواندند. مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌هایم با طنین نماز و عطر غذایشان اولین کسانی بودند که در داستان‌های من نقش گرفتند و دنیای کودکی‌ام را پر از رؤیا کردند. وقتی می‌خواستم به مدرسه بروم کلمات را از روی قصه‌ها یاد گرفته بودم و زودتر از هم‌سن و سال‌هایم می‌توانستم بخوانم.
کوچه کوثر شمالی8 مانند کوچه‌های پس و پیش از آن به دلیل نزدیکی به بیمارستان فارابی بیشتر کاربری درمانی پیدا کرده‌ است. به طوری‌که انواع مطب پزشکان، داروخانه و آزمایشگاه را می‌توان در این کوچه مشاهده کرد. اما این کاربری باعث نشده است که رستوران‌ها، فست‌فودها و مجموعه‌های پذیرایی مانند آنچه در بیشتر فازهای تجاری بولوار کوثرشمالی دیده می‌شوند، کلونی‌هایی را تشکیل ندهند.
سحر نجف‌زاده، دانش‌آموز سال یازدهم مدرسه مصلی‌نژاد، از آن دست بچه‌هایی است که بیکار نمی‌نشینند و بیهوده گذراندن اوقات برایشان معنایی ندارد. در رشته ریاضی تحصیل می‌کند، در آزمون المپیاد زمین‌شناسی قبول می‌شود، فرازهایی از صحیفه سجادیه را حفظ است و ورزش و هنر را در کنار دیگر کارهایش قرار داده است.
عشقم، کلاسم بود. کلاس‌هاس شلوغ آن‌زمان که بیش از 45نفر را درخود جای می‌داد خیلی دوست داشتم و در تمام مدتی که در آموزش و پرورش بودم، دوست داشتم زیبایی‌ها را به بچه‌ها یاد بدهم و آن‌ها را ملکه ذهنشان کنم. همیشه بالای برگه‌های امتحانی یک حدیث یا یک بیت شعر برای بچه‌ها می‌نوشتم و حتی در متن سؤالات هم سعی می‌کردم یک رابطه زیبا با بچه‌ها برقرار کنم. مثلا سؤالاتم با «پسر عزیزم» یا «دانشمند کوچکم» شروع می‌شد.
تختی در زیرگیری استاد بود، تا آمد زیر یک‌خم بگیرد، احمد کمرش را قاپید و رفت پشتش و سریع آقاتختی را روی پل برد و این در کشتی پهلوانی یعنی تمام، اما داور سوت نزد.
حامد طاهری موسیقی را با سنتور شروع کرد و بعد از 5سال به عنوان ساز دوم و سوم، سه تار و سازهای کوبه ای تنبک و دف را انتخاب کرد. او می‌گوید: رشته دانشگاهی من فناوری اطلاعات بود و در دانشگاه هم رتبه الف داشتم. پس موسیقی خلاف تصور بسیاری از خانواده ها مانعی برای درس خواندن نیست بلکه می تواند یک آموزش پایه برای هر فرد باشد. من معتقدم ریتم ملودی بخشی از زندگی ماست.