در سومین مرحله از طرح خدمات دندانپزشکی با همکاری قرارگاه جهادی مهرورزان، شورای اجتماعی محله تلگرد و مرکز نیکوکاری احسانالرضا (ع) بیشاز دویستنفر مراجعه کرده و از خدمات مختلفی که برایشان در نظر گرفته شده است، استفاده کردهاند.
دکتر «علیرضا حسینزاده» با وجود آنکه میتوانسته داروخانه خود را محله دیگری ببرد اما به دلیل دلبستگی به ساکنان محله مهرآباد در همان محله میماند.
دکتر شاهینفر پس از سالها خدمت در دانشگاه، مطب و بیمارستان، خانه چندهزاری متریاش را وقف درمان بیماران کرد. در جراید آمده بود بیمارستان خصوصی بیست تختخوابی با دو قسمت جراحی و طبی «دکتر شاهینفر» در دروازه سراب افتتاح میشود.
دکترمرتضیشیخ، پزشک محبوب مشهدیهاست که داستانهای زیادی از مهربانیهایش نقل محافل است، روزگاری کارمند شهرداری مشهد هم بوده و حدود ۲۷ ماه در این سازمان خدمت کرده است.
تا پیش از راهاندازی دانشکده دندانپزشکی، کار دندان مشهد به دست دندانسازها، دلاکها و سلمانیها بود؛ حرفهای که بهمرور قانونمند شد تا دست سلمانیها را از دامان خود کوتاه کند.
دکتر علوی تعریف میکند: سال ۷۱، برای اولین بار بود که یک زن از یک شهر مذهبی خود را مطرح میکرد و نامزد نمایندگی شده بود. آن سال برای اولین بار بود که خانمی از شهرستان در مجلس حاضر میشد.
دکتر خطیب ساکن آمریکاست و سالی یکبار به ایران میآید تا بین دانشآموزان نخبه تحتپوشش مرکز نیکوکاریاش باشد و از نزدیک با آنها دیدار کند. دکتر سیدرضا خطیب سال ۱۳۰۹ در منطقه ۸ مشهد بهدنیا آمده است.
خانواده شاملوها از زمان نادرشاه به خطاطی و نویسندگی معروف بودند اما میرزاغلامعلیخان شاملو، پدربزرگ پروفسور فریدون شاملو این سنت خانوادگی را تغییر داد و درکنار میراث خطاطی، بهدنبال آموختن علم طب رفت و خانواده شاملوها را بهسمت طبابت برد.
پروفسور فریدون شاملو کسی است که علاوهبر راهاندازی درمانگاههای خصوصی خودش، اولین رئیس بیمارستان قائم (عج) بوده، مدتی ریاست بیمارستان شاهرضا را برعهده داشته و با کمک خیران، بیمارستان امید را راهاندازی کرده است.
مقابل کوچه شهید عرفانی ۷ کوچهای است که خیلیها آنجا را نه به نام اصلیاش بلکه به کوچه «آقای شیدایی» میشناسند. او پزشکیار است و اهالی محله مقدم میگویند، دستش شفاست.
داستان بدری تیمورتاش، اولین دندانپزشک زن ایرانی، نه اوجی دارد و نه افولی. بیسروصدا و بدون هیاهو و احتمالا آگاهانه چنین کرده و نمیخواسته همچون برادرش، قربانی شود.
آذر وکیلی، دخترخوانده بدرالزمان تیمورتاش تعریف میکند: زمانی که دانشکده تأسیس شد، مردم برای مشکلات دندانهایشان نمیرفتند دانشکده. خانم دکتر ماشین رایگان در نظر میگرفت که مریضها را ببرند و بیاورند.
محمدرضا قلندرشریف میگوید: منطقه یک، منطقهای اصیل و قدیمی در مرکز شهر است که سروکار بیشتر مردم به آن میافتد. باتوجهبه اینکه همه نقاط این محدوده ساختوساز شده است، امکان توسعه برخی امکانات در این منطقه وجود ندارد.
پروفسور علی شاملو میگوید: پدرم همیشه به من توصیه میکردند طبابت را صبح زود شروع کن. چون بیماران شب تا صبح را با درد گذراندهاند و طاقت ندارند بیشتر از این صبرکنند.
دکتر علی انجمشعاع که این روزها مدیریت بیمارستانی در مشهد را برعهده دارد، رزمنده دفاع مقدس بوده و روایت همه روزهای جنگ را با تکتک عکسها و تصاویر سیاه و سفید، پیش چشم ما بهتماشا میگذارد.
حرفهای این پزشک به دل بیماران سرطانی مینشیند، چون خودش هم مبتلاست. او همه عمرش را برای درمان بیماران سرطانی گذاشته است، اما چندسالی است که خودش با بیماری سرطان دستوپنجه نرم میکند.
در اوایل دهه ۶۰ محله طرق بهدلیل فاصله زیادش تا شهر، از برخی امکانات بیبهره بود و تنها امید ساکنانش در روزهای سخت مریضی، به افرادی، چون دکتر عبدالحسین یاوری بود.
سجاد اوسط لطفی میگوید: من تقریبا تا کلاس دهم بچه درسخوانی نبودم. نمیدانم آن سال چه فکری توی کلهام میپیچید که تصمیم گرفتم خودم را برای کنکور آماده کنم و به درسها بیشتر اهمیت بدهم.
دکتر علی دایینژاد، پزشک فعال در حاشیه شهر است. او تا بهبودی بیمار تنها یک مرتبه هزینه ویزیت از او دریافت میکند.
دکتر سیدکاظم مظفری هنگام اقامه نماز کیفش را هم به مسجد میبرد تا نمازگزاران را رایگان ویزیت کند و رسالت بزرگ فرهنگیاش را به انجام برساند.