پزشک - صفحه 8

اهالی محله او را به نام«رضا دارویی» می‌شناسند. اولین‌بار که اسمش را شنیدیم تصور کردیم باید از آن عطاری‌های قدیمی باشد که وقتی وارد مغازه‌اش می‌شویم بوی انواع و اقسام داروهای گیاهی به مشاممان می‌رسد. اما وقتی بیشتر تحقیق کردیم، متوجه شدیم او یکی از قدیمی‌ترین داروفروش‌های محله سیدی است که به‌طور تجربی کارش را شروع کرده است و اکنون نیز در خیابان خلج مغازه‌ دارد. با او هم‌کلام شدیم تا علت شهرتش به نام «رضا دارویی» را بدانیم.
در اواخر دوره قاجار، زمانی که مشهد با کمبود درمانگاه و بیمارستان روبه روست، آستان قدس رضوی به تأسیس بزرگ ترین و مهم ترین بیمارستان در شرق کشور به نام شاه رضا (امام رضا(ع) فعلی) اقدام می کند.
کار در روستا و کار کردن با مردمی که درس نخوانده و اطلاعات بهداشتی زیادی ندارند صبر زیادی می‌خواهد. فاطمه خانم می‌گوید: اول نیاز است که اعتماد مردم جلب شود و حرف‌هایت را بپذیرند. چون کارم را با روستای خودمان شروع کردم و آنجا همدیگر را می‌شناختیم کار خوب بود. در هر روستا ابتدا سرشماری می‌کنیم. برگه‌ای داریم که اطلاعات کامل خانوارها را می‌گیریم و برای هر خانواده و هر عضو آن یک شماره پرونده می‌زنیم. بهورزی شغل بسیار سختی است اما سختی کار به آن تعلق نمی‌گیرد. کارمان زیاد است، از فعال‌سازی پرونده بگیرید تا شناخت بیماری‌ها
تاریخ نخستین داروخانه‌ها یا به نوشته مکتوبات قدیمی، دواخانه‌های مشهد را نه در دل کوچه و خیابان‌های تغییر‌شکل‌داده امروزی، که باید ابتدا از سیاهه سندهای کاهی جست‌وجو کرد.
تاریخ پزشکی اطفال شهرمان با اسم «حسین سامی‌راد» گره خورده است. پزشکی که اولین‌های بسیاری را برایمان رقم زده است، اما چهره گمنامی در مشهد دارد و هیچ کجا نامی از او دیده‌نمی‌شود. اولین متخصص بیماری‌های کودکان، مؤسس درمانگاه رازی، مؤسس انجمن تعاون بهداشتی برای مبارزه با بیماری سفلیس، رئیس هلال احمر مشهد، رئیس انجمن حمایت از جذامیان مشهد و... از آنجا که دکتر شیخ به واسطه کارهای خیر فراوان نزد مشهدی‌ها مشهور است و بیمارستانی ویژه کودکان نیز به نامش نام‌گذاری شده؛ برخی تصور می‌کنند او اولین متخصص اطفال در مشهد بوده‌است؛ اما اطلاعات ما نشان می‌دهد دکتر حسین سامی‌راد را باید اولین پزشک متخصص اطفال مشهد دانست.
یکی از افتخارات دکتر مدبر‌عزیزی راه‌اندازی بیمارستانی برای تسهیل پیوند اعضا در کلان‌شهر مشهد است. بیمارستان منتصریه، ملکی وقفی و قدیمی بود. آستان قدس تصمیم می‌گیرد با مشارکت دانشگاه علوم پزشکی آن را به بیمارستانی مبدل کند. از زمان پیشنهاد تأسیس بیمارستان با هدف پیوند اعضا تا زمان بهره‌برداری چهارسال زمان می‌برد. چهارسالی که دکتر مدبر با رایزنی آستان قدس‌رضوی و دانشگاه علوم پزشکی برای احداث و تجهیز این بیمارستان، مسئول نظارت بر ساخت این بنا و پیگیری‌های مرتبط به آن بود.
روح‌الله 29ساله دانشجوی رشته پزشکی است و برخلاف بسیاری از هم‌صنفان خود که به دنبال پیشرفت اقتصادی و اجتماعی هستند، نجات جان انسان‌ها و یاری‌رساندن به دیگران را اولویت زندگی خود قرار داده است. او 11 سال است که به این جمعیت پیوسته و در حال حاضر از مربیان هلال احمر است. می‌گوید: از دوران نوجوانی دوست داشتم به دیگران کمک کنم اما اینکه چطور در این مسیر قرار بگیرم برایم نامعلوم بود. با توجه به همین روحیه رشته پزشکی را برای تحصیل انتخاب کردم تا بتوانم به جسم انسان‌ها کمک کنم اما برای من التیام‌بخشیدن به روح انسان‌های دردمند مهم‌تر از جسم آن‌ها بود به همین دلیل داوطلبانه به جمعیت هلال احمر پیوستم.
در تمام دوره خدمتش در دارالشفای حضرت، صبح‌های زود قبل از رفتن‌ برای طبابت، اول خدمت آقا می‌رسید و عرض ادب می‌کرد‌. ظهر هم که کارش تمام می‌شد به حرم می‌رفت، سلام و عرض ادبی تقدیم می‌کرد. در یکی از زیارت‌ها وقتی پیش روی حضرت ایستاده بود، متوجه نگاه‌های ممتد زائری شد که هر از گاهی سرش را بالا ‌آورده و نگاهی از سر کنجکاوی به او می‌‌انداخت.‌ خواندن زیارت‌‌نامه که تمام شد آن زائر با شک و تردید به سمتش آمد. تهرانی‌بودن را از لهجه‌اش متوجه شد: «یک سؤال دارم. شما همان آقای دکتری نیستید که صبح من را ویزیت کردید؟» و او با لبخند گفت چرا من همانم.
دکتر سید ضیاءالله حقی که در دوران جنگ به صورت داوطلبانه در جبهه حضور داشته در تعریف خاطره‌ای می‌گوید: «عکس قفسه سینه مجروحی ۱۷ ساله را دیدم که جسمی گلابی شکل درون قفسه سینه او به چشم می‌خورد معمولا اجسام گلوله یا ترکش توپ و خمپاره بود که به شکل تکه‌های فلزی مشخص دیده می‌شد به همین دلیل نتوانستم این جسم گلابی شکل را تشخیص دهم. زمانی که بچه‌های سپاه عکس را با توضیحات من دیدند، گفتند که این جسم خارجی، ماسوره خمپاره عمل نشده است و هر آن امکان انفجار دارد به همین دلیل باید این مجروح سریع‌تر از دیگر مجروحان جدا شود و به سرعت به اتاق عمل منتقل شود.»
تندیس ۱۲نفر از مشاهیر بزرگ پزشکی اهل مشهد و خطه خراسان با هدف نکوداشت خدماتشان در سال ۱۳۹۰ در محوطه بیمارستان امام‌رضا (ع) نصب شد. پروفسور بولوند، بنیان‌گذار نخستین جراحی نوین در مشهد، دکتر مستقیمی، پدر آناتومی ایران، دکتر شاهین‌فر، دکتر اعرابی‌نژاد، دکتر اصفهانی، دکتر محلاتی، دکتر اسدی، دکتر سالاری، دکتر قوام‌نصیری و دکتر سامی‌راد از جمله مشاهیری هستند که تندیس آن‌ها در این بوستان نصب شده است.
17اسفند سال 63 حمله هوایی جنگنده‌های عراقی نوع دیگری زخم بر پیکره این شهر گذاشت. «یوسف آقاپور» که اکنون پنجاه‌ونه‌ساله است نیز در ماه‌های پایانی خدمت سربازی از این زخم بی‌نصیب نماند. حالا دست راستش قطع است، چشم راست مصنوعی است و دست چپ آرنج ندارد و دو انگشت آن کاملا بی‌حس است و با گذشت 37سال ترکش‌هایی هم در سر، قلب و مهره سوم از پایین در بدنش به یادگار دارد. جراحاتی که باعث شده است درجه جانبازی او 70درصد ثبت شود. تجربه 140بار عمل جراحی و پنج سال زندگی روی تخت بیمارستان حتی در واژه‌ هم به‌سختی می‌گنجد.
زنان سرپرست خانوار و خانواده‌هایی که بضاعت مالی کمی دارند می‌دانند که نیازی نیست از وضعیت مالی خود و هزینه‌های پزشکی چیزی به زبان بیاورند، چون دکتری در محله وجود دارد که بدون شنیدن این توضیحات نه‌تنها از آن‌ها مبلغ ویزیت را دریافت نمی‌کند بلکه حتی در مواقع ضروری هزینه دارو را نیز خودش متقبل می‌‌شود. پزشکانی در شهرمان طبابت می‌کنند که راه دکتر شیخ را پیش گرفته‌اند یکی از آن‌ها دکتر داریوش شیدایی در محله مقدم است که از زمان دانش‌‌آموختگی با خود عهد کرده است بیماران نیازمند را رایگان مداوا کند.
داستان زندگی دکتر دکتر الهام ایمانی و دکتر حمید امان‌زاده، زوج پزشک ساکن محله رحمانیه بالا و پایین زیادی دارد، به ویژه حمید که حال بد بیماران را به خوبی درک می‌کند. او در کودکی با بیماری فلج اطفال دست و پنجه نرم کرده‌ و همین موضوع انگیزه‌ای شده تا آینده او به حرفه طبابت و درمان کودکان فلج اطفال گره بخورد. حمید به ما می‌گوید: «درست است که من یک معلول حرکتی هستم، اما به خودم قول داده‌بودم، این معلولیت هیچ خللی در راه پیشرفت و آرزوهایم ایجاد نکند. سال 92 در آزمون تخصص پزشکی شرکت کردم و با تلاش و ممارست فراوان در دانشگاه مشهد پذیرفته شدم.»
یک روز مدیر من را به دفتر مدرسه برد و در جریان یک گفت‌وگو به من فهماند که قرار است در برنامه معرفی شاگردان برتر مدرسه، همان پسر معلم را به‌عنوان شاگرد اول کلاس معرفی کنند. مدیر گفت من می‌دانم تو شاگرد اول کلاس هستی، ولی قول بده ناراحت نشوی و این موضوع را قبول کنی. پایان سال و زمان معرفی شاگردان برتر مدرسه، با وجود اینکه من بالاترین معدل را داشتم، به‌عنوان شاگرد دوم معرفی شدم.
این بار به سراغ تعدادی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی رفتیم که در گروه جهادی «صراط الحمید» دور هم جمع شده‌اند. آن‌ها فعالیت‌های مختلف پزشکی دارند و از زمانی که کرونا مهمان ناخوانده شهر و کشورمان شده گستره فعالیتشان بیشتر شده است. آن‌ها معتقدند مجاهدت در راه خدا گاهی اسحله به دست گرفتن و جنگیدن است، گاهی هم مانند حال حاضر کم کردن درد و رنج مردمان است. به هر حال هر کدامشان نوعی جهاد است.
10روز روضه در خانواده مدقق به عشق امام صادق(ع) نسل به نسل چرخیده است. حاج‌علی‌اکبر سعیدمدقق بنیان‌گذار این مراسم بوده و فرزندش حاج‌رضا به تبعیت از پدر راهش را ادامه داده است. پسران مرحوم حاج رضا نیز می‌خواهند سنت پدر و پدربزرگ زنده بماند.
با وجودی که بسیاری از صاحب‌نظران عقیده دارند برای قبولی در کنکور نیازی به حضور و استفاده از این موارد کمک آموزشی نیست، اما در اذهان عمومی این باور جاافتاده است که قبولی در رشته‌های خوب، حضور در این کلاس‌ها را می‌طلبد. «امیررضا بابک» و «سجاد سهیلی» دو جوانی هستند که در همین راستا دست به ابتکار زده و با برگزاری کلاس‌های کمک‌آموزشی با تعداد بسیار کم به‌طور رایگان علاوه‌بر آموزش، مشاوره تحصیلی برای دانش‌آموزان حاشیه شهر دارند.
دکترسیدعلی جوادی، مؤسس اولین درمانگاه طب سنتی در‌ استان است. سید‌‌علی نوجوان، 15سالش تمام نشده بود که با دست بردن در کپی شناسنامه راهی جبهه‌های غرب شد و بعد از 26ماه، به‌عنوان مجروحی بازمانده از عملیات کربلای4 برگشت. او‌ برگشت تا با یاد رؤیای کودکی، دوباره پشت میز و نیمکت درس و دانشگاه بنشیند