دکتر جواد عبادزاده را اهالی طلاب خیلی دوست دارند، او ۴۰ سال پیش پا به این محله گذاشت، آن زمان او سومین پزشک این محدوده از شهر بود و هر روز دهها نفر را درمان میکرد.
داوود نوروزی به همان اندازه که در تیم جوانان استقلال درخشش دارد و برایشان امتیاز کسب کرده، در درس هم ساعی و پرتلاش است و چیزی کم نگذاشته. او حافظ قرآن هم هست.
آرمانخواهی از ویژگیهای اصغر الهی بود. او نویسندهای بهدور از حاشیه و محافل بود و گویا حتی از گفتوگوهای مطبوعاتی نیز پرهیز داشت. انساندوست بودن اصغر الهی که پزشک نیز بود، از ویژگیهای شاخص دیگری است که آتشپرور به آن اشاره میکند.
مادر دکتر رضا دهستانی، متخصص قلب و عروق در جوانی و در ۳۵سالگی به دلیل بیماری قلبی فوت میکند و او از همان زمان تصمیم میگیرد متخصص قلب و عروق شود. میگوید: در کارم دنبال پول نبودم.
دکتر سعید اوجانی ۵۸ سال دارد.او تنها پزشک متخصص مغز و اعصاب شهرک شهید رجایی است. میگوید: در منزل به من آچارفرانسه میگویند، از لولهکشی ساختمان گرفته تا رنگکاری و هر کار کوچک دیگر را یاد دارم.
نخستین شیوع «آنفلوانزا» و آشنایی با این واژه در ادبیات طبی مشهد مربوط به سال ۱۲۷۰ خورشیدی است. پیش از دوره قاجار از آنفلوانزا با عنوان «بیماری همهگیر» یاد شده است.
دکتر قاسم رسا آخرین ملکالشعرای آستان قدس بود که اشعار او با سنگ و لعاب درآمیخته و بر معماری حرم، نقش بسته است. او همچنین پزشکی چیره دست بود.
دکتر محمدباقر تعبدی یکی از معتدمین مشهور دهه سی و چهل بود که همزمان با طبابت، کار رسانهای هم میکرد و در انجمنهای محلی حضوری فعال داشت.
عزت خداشناس با وجود علاقه شدید به معلمی در یک اتفاق ساده، به پزشکی علاقهمند شد: بهدلیل تب شدید نزد پزشک خانوادگی رفتیم. با اولین لمس گوشی معاینه، لرزیدم و شوکه شدم. پزشک شکلاتی به من داد که هنوز طعمش زیر زبانم است.
تجربه موفق تأسیس بیمارستان آمریکایی در ارومیه، میسیون مسیحی را وا میدارد که احداث بیمارستان آمریکایی در رشت، تبریز، همدان، تهران (چهار بیمارستان سیار) و مشهد را نیز به همراه داشت.
مجله «طب کنونی» یکی از اولین مجلات ایران است که در آخرین روزهای سال ۱۲۹۹ خورشیدی در شهر مشهد منتشر شد. متأسفانه امروز هیچ شمارهای از این مجله تخصصی که درواقع سومین مجله پزشکی ایران است، وجود ندارد.
شاملوها ازجمله خاندانهای قدیمی شهر مشهد هستند که خدمات قابلتوجه پزشکی داشتهاند. طبق بررسی شجره خاندانی و اسناد تاریخی، شاملوها در زمره مهاجرانی بودهاند که در دوره تیموریان به ایران کوچانده و تعدادی از آنان در مشهد ساکن شدهاند.
نفیسه صابری، پزشک خیراندیش محله همه تمرکزش را روی خدمت به بیماران معطوف کرده است و کوشیده از نیازمندان حق ویزیت دریافت نکند. او ترجیح داد یک پزشک عمومی باشد که تخصص اصلیاش، درک عمومی از رنجهای مردم است.
محمدرضا طوسی پزشکیاری بود که مجروحان بسیاری را با کمترین امکانات مداوا کرده بود. خودش هم در همان بحبوحه مجروح شد و شنوایی گوش راستش را براثر انفجار از دست داد و ردی از جنگ برای همیشه در زندگیاش باقی ماند.
گروه جهادی «احسان» اینبار به محله مهدیآباد آمد و کادر درمانی آنها در مرکز خدمات جامع سلامت شهیدجعفرزاده خدمات رایگان پزشکی به مردم دادند.بیشتر مراجعهکنندگان به مرکز زنان و کودکان بودند.
همه مهدیآبادیها خانم دکتر سردار، پزشک جوان را میشناسند. او در صحنه زندگی همان اندازه مادر است که درصحنه کار، این را از حرف زدنهای دلسوزانهاش میشود، فهمید.
چون در گذشته مرکز خاصی برای نگهداری از بیماران روانی نبوده است، مرحوم دکتر موسی حجازی، ملک فعلی بیمارستان را برای این بیماران درنظر میگیرد و در سالهای ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۸ نیز ساختمانش را بنا میکند.
عباس قرآنی میگوید: آن روزها فقط چند خیابان محوری در کوی طلاب وجود داشت؛ ۲۰متری و ۳۰متری. خیابان میثم کنونی از خیابانهای اصلی بود که عبورومرور روستاییان از آن بود مرکز درمانی دیگری وجود نداشت.
دکتر آریانه صدرنبوی از همان روزهای نخست حضورش در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، منشأ آثار و برکات فراوان شد؛ از تأسیس رشته ژنتیک پزشکی تا راهاندازی اولین مرکز نوروژنتیک دانشگاهی در ایران.
یکی از گستردهترین طرحهای جهادی سلامت در محله شهیدقربانی اجرا شد. در این طرح، گروههای جهادی با استقرار سه یونیت دندانپزشکی و گردهمآوردن چند دندانپزشک و پزشک عمومی افرادکمبرخوردار را درمان کردند.