مشاغل - صفحه 28

دکتر زهرا عرفانیان می‌گوید: بار‌ها از بیمارانم کتک خورده‌ام، اما این موضوع هیچ‌وقت باعث عصبانیت و ترک شغلم نشده است.
تابستان‌ها از حرارت زیاد کارگاه نفس بالا نمی‌آ‌مد، اما مجبور بودیم بمانیم و کار کنیم، بلکه چیزی یاد بگیریم و برای خودمان استادکار شویم.
با تکمیل بنای صحن عتیق، شاه‌عباس تصمیم می‌گیرد نظمی به امور حرم مطهر بدهد. از همین رو یکی از مسند‌های مهم یعنی کشیک‌نویسی شکل می‌گیرد.
حمیدرضا گیلانی‌فر بیش از آنکه معلم عکاسی باشد، معلم «چگونه زندگی کردن» است.
 فضل‌الله برهانی، گلاب‌پاش ۹۲ساله که در بیشتر راهپیمایی‌های مشهد از زمان انقلاب با پاشیدن گلاب ناب محمدی، نفس مردم را جلا می‌بخشید در اردیبهشت ۱۴۰۲ دار فانی را وداع گفت.
برای اولین سفارش، پیرزنی پا به مغازه‌اش گذاشت؛ او قرآنی قدیمی را آورده بود که تمام ورق‌های آن از هم باز شده بود. می‌گفت یادگار پدرش است.
غلامرضا دودراه معتقد است گذاشتن لاستیک خاور زیر  بدنه نخراشیده نیسان آبی، باعث شده  این خودرو شبیه تانک شود و مردم از آن بترسند.
کبابی کربلا فقط روزی ۱۵۰ تا ۲۰۰ سیخ کباب، سیخ می‌کشد؛ از زمانی که شروع می‌کند به فروش کباب، لامپ دم در مغازه را روشن می‌کند، هر وقت کباب تمام شد، لامپ خاموش می‌شود.
در بلوار رسالت یکی از اولین چیزهایی که به چشمتان می‌خورد، انبارهای پرشمار ضایعات است. انبارهایی که داخل آن‌ها پر است از انواع و اقسام زباله‌های تر و خشک است که وظیفه جداکردنشان را زنان و کودکان به عهده دارند.
حمیده ناصری خانوم قصاب محله فرامرز عباسی می‌گوید: شاید خیلی از بانوان این نوع شغل را نپسندند، ولی اگر مثل من به این حرفه علاقه داشته باشند، با کسب مهارت می‌توانند قصاب زبردستی شوند.
غزاله رضازاده، مامای جوان و برگزیده بیمارستان مهر مشهد است. او می‌گوید: مدت زایمان برای نوزاد اول، چهارده و برای زایمان‌های بعدی ۱۰ ساعت است.
آوازه لبنیات‌فروشی و کره و ماست‌های خوشمزه، محمدجمعه صابری، پیرمرد آرام و خوش‌رو و مشتری‌مدار محله چهنو همه جا پیچیده و کلی طرف‌دار دارد.
به دندان‌های آن‌هایی که اینجا کار می‌کنند، دقت کنید! بسیاری از دندان‌های کارگران اینجا به‌دلیل گاز متصاعد از زباله‌ها خراب شده است.
عطر و سرسبزی شمال کشور در مغازه‌ای کوچک در یکی از معابر طبرسی‌شمالی موج می‌زند.
جابه‌جایی سیصد کیلوگرم بار با موتور شوخی نیست. اما چاره چیست؟ خداراشکر تا امروز برای من اتفاقی نیفتاده، اما افراد زیادی پایشان شکسته است. افرادی هم در این راه تسلیم مرگ شده‌اند.
مشهد سومین شهری است که به ورود صنعت قند روی خوش نشان می‌دهد و اراضی آبکوه، میزبان این کارخانه می‌شود تا مشهد هم به جمع کارخانه داران بپیوندد.
درِ ورودی مغازه حاج محمدرضا چوبی است. همه بهانه ما از رفتن سراغ صاحب آن، همین در جادویی و جذاب است که کوچه را به نما آورده است؛ خیلی از رهگذران کوچه جذب همین در شدند.
هما علیپور و عباس قربانپور زوج جوان محله هاشمیه، در مرکز روان‌شناسی تخصصی «هما»، برای نخستین بار طرحی جامع در مبحث تحکیم خانواده ارائه دادند.
در مشهد دهه 70 چهار‌پنج‌نفر بیشتر به کار درزمینه سیستم‌های حفاظتی مشغول نبودند؛ ازجمله دزدگیر شریفان، دزدگیر نت و‌... اسمی که من برای مغازه‌ام انتخاب کردم، «دزدگیر تسلا» بود.
در دهه ۴۰ بیشتر جگرکی‌ها در بازارچه حاج‌آقاجان جمع بودند. جگرکی بهترین شغل بود و خوراکی بود که شیشلیک هم به پای آن نمی‌رسید.