مشاغل - صفحه 24

یک روز که به شهرستان به منزل مادرم رفته بودم، خواهرم با ظرف ترشی کوچکی به خانه آمد. همان‌جا جرقه شروع کار خانگی و درست کردن ترشی و سالاد در ذهنم زده شد.
تعمیرگاه سیدمهدی موسوی آن‌قدر تمیز و مرتب است که انگار چند روزی بیشتر نیست که راه افتاده. می‌پرسیم تازه به اینجا نقل مکان کرده‌اید؟ می‌گوید از سال ۱۳۵۸ که مغازه راه افتاد روی تمیزی تعمیرگاه حساس بودم.
از سال ۸۵ که بازار موبایل بورس شد، پارچه‌فروش‌ها و شومینه‌فروش‌ها از خیابان استقلال رفتندو موبایل فروش‌ها جای آن‌ها را گرفتند.
تولید زیورآلات، عروسک‌بافی، تولید رشته آش، تهیه ترشی‌جات و بسیاری مشاغل خانگی دیگر، از‌جمله اموری است که این روز‌ها در خانه‌های توس و توسط بانوان انجام می‌شود و جای هنر‌های اصیل را تا‌حدودی گرفته‌اند.
«درست را بخوان و دکتر بشو تا کودکی به خاطر بیماری فوت نکند و خانواده‌ای در عزای فرزندش غمگین نشود.» در تمام طول تحصیل، حرف مادرم مانند زنگ در گوشم صدا می‌کرد.
عماد شمع‌ریز صنعتی‌کار محله امام خمینی(ره) معتقد است بزرگترین سرمایه مرد سخت‌کوشی و تلاش اوست. او دوست دارد نان بازویش را سرسفره ببرد.
عباس شیخ‌الاسلام‌فاضل، پنجمین نسل از خاندان جواهرچی است، کسی که جد بزرگش در دربار قاجار سازنده کمربند‌های جواهرنشان بود و پدرش دانشمندی بود که به لقب «شیخ‌الاسلام فاضل» مفتخر شد.
در کوچه سجادی مغازه‌ای برای خودم دست و پا کردم و بنا به اقتضای محیط، نوشت‌افزار و ماشین‌آلات اداری برای فروش آوردم.
کل بازماندگان مشاغل قدیمی مشهد مانند نمدبافی، گلیم‌فروشی، نخ‌تابی، دلوسازی، زنجیربافی، علافی و عصاری در خیابان سرخس جمع هستند.
در کارگاه کوچک جلیل پورعلی، سنگ‌های قیمتی معدن به سوغات تاریخی مشهد تبدیل می‌شوند.
اصغر شیردوست، بعد از سربازی و تجربه کار‌های مختلف، بالاخره شغل باب دلش را پیدا کرد.
آزیتا رفیعی نیشابوری، جوان ۳۰ ساله ساکن بولوار جلال آل احمد دنبال ایجاد مشاغل کم هزینه و پردرآمد برای جوانان است. نتیجه این دغدغه‌های او به شکل‌گیری پژوهشکده مشاغل منجر می‌شود که اکنون خودش مدیر آن است.
محمد ناطقی می‌گوید: با پیروزی انقلاب، سر پرچم‌دوز‌ها حسابی شلوغ شده بود، زیرا مردم پرده‌ها را می‌آوردند تا علامت تاج را تبدیل به «الله» کنند.
حتی تجهیزات ایمنی هم مانع از تکرار مرگ پاکبانان مشهدی نشد؛ این بار رضا شجاعی ساعت ۵:۳۰ وسط بزرگراه شهید بابانظر جان به جان آفرین تسلیم کرد.
خشکشویی آقای صفری در محله رضاییه اوقات فراغت نوجوانان را با مهارت آموزی پربارتر می‌کند.
درِ سبزرنگ کلانتری ۳۴ به رویش باز می‌شود و دو سرباز وظیفۀ موتراشیده، برای خانم‌رئیس پا روی زمین می‌کوبند و خبردار و پاجفت می‌ایستند.
بازار کیف‌فروشی محله وحید که سه دهه پیش پا گرفت، حالا یکی از قطب‌های فروش کیف در کشور است.
دیوان‌های حافظ و سعدی و میرزادۀ عشقی جزو جدانشدنی مغازۀ کفاشی استاد محمد است و در زمان‌های بیکاری‌اش، ناخنکی به هرکدامشان می‌زند و به قول خودش کیف می‌کند.
محمدحسین امیری، کاسب ۴۶ ساله محلۀ چمن که سال‌ها در کارگاه مسگری نان زندگی‌اش را درآورده، از بازماندگان این حرفه است.