محمدعلی عزتی معروف به شیخ، هنرمند خاموش و بی سر و صدایی است که رشتههای نخ را چشم بسته تاب میدهد و ۸۰ سال حرفه خود را رها نکرده.
تا چند سال قبل، استفاده از مس خیلی کم شده بود. تنها چیزی که مسگرها میساختند، دیگهای شله بود. بعد دیگهای گلابگیری هم اضافه شد.
کاری که پدرم و تیمش انجام داد، کار بسیار عجیبی بود و بهتر است بگوییم فقط جنها در آن اعماق زمین میتوانستند چاه بکنند و نفس بکشند.
بعد از آخرین تصادف «علی آقا» دیگر نتوانست درست راه برود، پاهایش را روی زمین میکشد و نانش را به سختی در میآورد.
محمود مافی، متولد ۱۳۴۳ در مشهد نزدیک به ۴۰ سال از عمر خود را در چاپخانه گذرانده و با صدای چرخش دستگاههای چاپ و بوی مرکب عمر گذرانده است.
تابهحال اجساد زیادی را از دل حادثه بیرون کشیدهام. حال فکر کنید کسی بیاید و بگوید که چرا آتشنشانان والیبال بازی میکنند؟
محمد شهیدالاسلامی روزنامهنگار پیشکسوت خراسانی از سختیهای خبرنگاری در زمان قدیم میگوید: برای ارسال گزارش به تهران، باید ساعتها منتظر ارتباط تلفنی میماندیم.
مهدی با سرمایهای مختصر کسبوکار خانگیاش را شروع کرد و بعد از ازدواج با همراهی همسرش پابهپای هم کار چوب و ساختن قابها را پیش میبرند.
مهارت آتشنشانان ایستگاه شماره ۲۳ مشهد، پیدا کردن جنازههای افراد غرق شده در آبهای عمیق است.
باید در حیاط پشتی آزمایشگاه پزشکی قانونی زیپ یک کاور سیاه را بکشم و تن و صورت دوخته شده او را نشان عمویش بدهم تا بزند زیر گریه و بگوید که: «خودشه.»
ابراهیم رضوانی یکی از بازماندههای قالی بافی کوچه ادیب صابر است.
قدیم ارزانی بود و مردم گوشتخور بودند. در همین راسته بازارچه حاجآقاجان بیست قصابی بود. بهجز آنها، کلی دست فروش گوشت بود که دور فلکه حضرت بساط میکردند.
حجره سید حسن موسوی تنها چراغ روشن است میان حجرههای بیفروغ کاروانسرای عباسقلیخان و بازاری که پارکینگ خودروها شده است.
از من خواستند شرکت تعاونی تأسیس کنم و از اعضا بخواهم که آمادۀ خروج از شهر شوند. ماحصل اینکار تأسیس بزرگترین شهرک صنعتی چوب در شرق کشور بود.
برای دکتر شریعتی خانهای به قیمت هفتهزار تومان در خیابان عدالت احمدآباد خریدم و ضامن چک ۳۰۰ تومانی همسرش شدم. چکی که متأسفانه برگشت خورد.
بستنیفروشی رحیم اصلِمن بیشباهت به یک عتیقهفروشی نیست؛ البته بیشتر عتیقهها به موضوع بستی و آبمیوه مربوط هستند. او جزو نخستین افرادی است که آبمیوه را به مشهد میآورند.
هفت هشت سال پیش فرشی ۴ هزار و ۳۰۰ متری برای سلطان قابوس، پادشاه عمان بافته شد؛ در این پروژه سوپروایزر و مشاور سلطان بودم.
تاکنون چندین دستگاه تولید کردهایم که میتواند کمک بزرگی به بخش صنعت بکند، اما متاسفانه هیچ حمایتی از کارمان نمیشود و آنچه میسازیم، درنهایت به ضایعات آهنفروشیها میفروشیم.
دوچرخه وقتی به ایران آمد که مردم سنتی و عوام جامعه آن را وسیله شیطان و یا ابزار جادو مینامیدند. با وجود این راه افتادن دوچرخه در شهرهای ایران طولی نکشید.
هادی خوشدل اولین خیاط جاده سیمان و یک جورهایی جعبه سیاه این محدوده است که در حافظهاش تصویری روشن از تاریخ ۵۰-۴۰ سال قبل این محدوده دارد.