ماه محرم

در مسجد امام سجاد(ع)؛ نوجوانان و جوانان به صف هستند تا پیراهن مشکی بر تن کنند. آیینی که یک دهه است به‌عنوان یکی از سنت‌های معنوی این مسجد برگزار می‌شود و پیوند نسل جوان با فرهنگ عاشورا را زنده نگه می‌دارد.
بیش‌از دوماه است که نرگس اکبرپور -سراینده شعر- و فرزندش سید‌محمدطا‌ها اعتمادی، مداح دهه‌نودی به عشق رهبر شهید و ایران عزیز، شب‌ها در خیابان حضور می‌یابند و حالا با آغاز ماه محرم کار مضاعفی را آغاز کرده‌اند.
روز عاشورا تمامی دسته‌های عزاداری حسینه‌ها و مساجد محله طرق، همزمان با سینه‌زنی و زنجیرزنی، از محل مسجد و حسینیه خود حرکت می‌کنند و به آرامستان قدیمی محله می‌روند و سر مزار عزیزانشان فاتحه‌ای می‌خوانند.
طوبی خانم و همسرش بعد از سال‌ها مستاجری، صاحب خانه‌ای در محله طلاب و خیابان شهید علیمردانی شدند. طوبی از همان سال عاشورا شروع کرد و دیگ شله‌زرد که نذر علی‌اصغر کرده بود با ۳ کیلو برنج بار گذاشت.
منطقه یک مشهد بعضی از بزرگ‌ترین هیات‌ها و گروه‌های عزاداری را در دل خود جای داده است. دهه اول و دوم محرم در هر کوچه پرچمی به بهانه برگزاری روضه‌ای بالا رفته یا بوی نذری از خانه‌ای بلند شده است.
از هم‌محله‌ای‌ها که سراغ بزرگ هیئتی‌های محل را می‌گیرم به نام «سید ترکمن» می‌رسم، قدیمی محله نوغان که روزگاری چندین و چند هیئت را با چندهزار عزادار به خیابان می‌آورده است.
عبدالعلی شعاعی حالا در ۷۹ سالگی، پیرغلام مسجد کرامت است. او بهترین دوران عمرش را همین دوران سالخوردگی و حضور در مسجد و حسینیه و در جوار آقا امام رضا (ع) نفس کشیدن و عبادت کردن می‌داند.
هیئت دوازده‌امامی‌های بالاخیابان، با ۱۲۰ سال سن، قدیمی‌ترین هیئت محله بالاخیابان است که آمد و شد بیشتر ریش‌سفید‌های محله را به خود دیده‌است؛ مردم محل، سال‌هاست که چهارشنبه‌شب‌ها در مسجد دوازده‌امامی‌ها جمع می‌شوند.
حاجی‌حسینی معروف به علمداری، نماد پرچم‌دوزی بازار رضا و منطقه ثامن است؛ این را کسانی می‌گویند که سال‌هاست هنر او را بر پرچم‌‏های مختلف هئیت‌‏های مشهد و ایران دیده‏ و می‌‏بینند.
زن‌های مشهدی محرم که می‌شود کنج خانه‌ها را حسینیه می‌کنند و هر زنی طوری عزا می‌گیرد. نه نه هاجر و بتول خانم هرسال بساط آشپزی دارند و حلواپزون سحر عاشورا آن‌ها معروف است.
در منطقه ثامن مشهد رسم بر این است که پس از خواندن دعا و زیارت عاشورا و پس از آن‌که روضه‌خوان، روضه را به پایان می‌برد، نوحه‌خوان آهنگ نوحه سر‌می‌دهد و ذکر می‌گیرد؛ در این شرایط عزاداران در اصطلاح دست اوّل را نشسته سینه می‌زنند.
عبدالعلی براری از فروشندگان قدیمی لوازم عزاداری در منطقه ثامن است که در مغازه‌اش رشته‌ها دلت را به زنجیر می‌کشد و چشم‌هایت با صدای خسته سنج می‌لرزد. او می‌گوید هیچ وقت این کاسبی کساد نمی‌شود.
کمکی‌رفتن، از آن دست سنت‌های قدیمی و بی‌نظیری است که جز مشهد، در کمتر شهری نشانی از آن دیده می‌شود؛ دلیلش هم البته مشخص است؛ این سنت ارتباط مستقیمی با حرم حضرت رضا (ع) و عرض ارادت عزاداری دارد.
عباس پوریزدیان، گلدوز قدیمی محله بالاخیابان است. او می‌گوید: کریم‌آقا فوت و فن رفتار با ابریشم را یادم داد و از من یک «اوستا گلدوز» ساخت که خوب بلد است چطور با سوزن روی تن مخمل‌کاشانی و ترمه یزدی، گلستانی از اشک‌های اسلیمی بزند.
چهار سالی می‌شود که زیر نظر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، هر هفته روبه روی آرامگاه خواجه‌ربیع یک گروه تعزیه خوان با هنرشان به شرح یکی از حوادث عاشورا می‌پردازند.
بزرگ هیئت فاطمیون، حاج آقای علیایی بود که با پسرانش در روز ولادت امام زمان (عج) در سال ۸۶ هیئت را برپا کرد و از آنجا که دوستان خوبی بودند و روش دعوت آن‌ها به هیئت جذاب بود، او هم هیئتی شد.
ابوالفضل اشکذرنژاد معروف به اشکذری، مداح محله شفاست که علاوه بر مداحی شاگردان بسیاری را در این مسیر آموزش و تربیت کرده است. او که از شاگردان مرحوم کافی است، دغدغه حفظ آیین‌های عزاداری را دارد.
امیرعرب شاید آخرین علامت‌ساز شهر باشد، تنها کسی که عَلَم‌ها و علامت‌هایش در مشهد روی دوش می‌رود؛ کسی که دانشگاه‌رفته است و خانواده تحصیل‌کرده‌ای هم دارد.
علی‌اصغر شاهدی از بچگی در محله چهنو زندگی کرده است. از سال ۱۳۴۱ در حیاط منزلشان و سپس از سال ۱۳۶۰ در مسجد امام‌حسین (ع) پرچم مجالس عزاداری سرور و سالار شهیدان را برافراشته نگه داشته است.
غلام‌حسن اشرفیان سال‌هاست که مُهر غلامی سیدالشهدا (ع) را با افتخار بر سینه زده است و پدر شهید محمدمهدی اشرفیان است. او که بازنشسته آموزش و پرورش است تاکنون چندین کتاب دعا و قرآن به خط خود به چاپ رسانده است.