خیمهالعزا، یک مراسم عزاداری ساده نیست؛ روایت سیزدهسال همراهی نسلی از نوجوانان و جوانان محلات مشهد است که در دهه اول محرم، با چند چادر مشکی خیمه عزاداری برپا کردند و امروز یکی از بزرگترین مجالس مردمی را برپا میکنند.
سوگواری در شهر مشهد ۱۲۰۰ سال قدمت دارد؛ اما رسوم آن در این سالها با تغییرات زیادی مواجه شد. تا پیش از آغاز دوره صفویه، اجتماعات مربوط به عزاداری بسیار محدود بود اما در دوره صفویه، برگزاری عزاداریها دچار تغییر اساسی شد.
حنانه باوفا از روزی میگوید که برای خدمت به زائران در دهه آخر صفر سال ۱۴۰۲ رفته بود، اما در مترو درگیر حادثهای شد که او را به اتاق عمل کشاند و فکر میکرد فرصت رفتن به زیارت امامحسین(ع) را از دست داده است.
سالهاست که در پنج روز اول محرم، خانه بیبیامجد موسویازغندی، میزبان زنانی است که برای عزاداری امامحسین(ع) دور هم جمع میشوند. خودش میگوید: از وقتی به خاطر دارم، محرم که از راه میرسید، مادرم لباس سیاه تنم میکرد و با هم به روضه همسایهها میرفتیم.
اگر در شبهای دهه اول محرم گذرتان به میدان ده دی افتاده باشد، احتمالا با ازدحامی از آدمهای جورواجور در مقابل کوچه امام خمینی ۳۵ روبهرو شدهاید. آنها عزادارانیاند که در این شبها راهی ساختمانی به نام حسینیه انصارالحسین (ع) میشوند.
در مسجد امام سجاد(ع)؛ نوجوانان و جوانان به صف هستند تا پیراهن مشکی بر تن کنند. آیینی که یک دهه است بهعنوان یکی از سنتهای معنوی این مسجد برگزار میشود و پیوند نسل جوان با فرهنگ عاشورا را زنده نگه میدارد.
بیشاز دوماه است که نرگس اکبرپور -سراینده شعر- و فرزندش سیدمحمدطاها اعتمادی، مداح دههنودی به عشق رهبر شهید و ایران عزیز، شبها در خیابان حضور مییابند و حالا با آغاز ماه محرم کار مضاعفی را آغاز کردهاند.
شاید جالب باشد بدانید یکی از نخستین خبرهایی که روزنامه «وقایع اتفاقیه» در دوره ناصرالدینشاه قاجار منتشر کرده، درباره یکی از ظلمهایی است که دستهای زورگو در حق جمعی از شیعیان روا داشتهاند.
روز عاشورا تمامی دستههای عزاداری حسینهها و مساجد محله طرق، همزمان با سینهزنی و زنجیرزنی، از محل مسجد و حسینیه خود حرکت میکنند و به آرامستان قدیمی محله میروند و سر مزار عزیزانشان فاتحهای میخوانند.
طوبی خانم و همسرش بعد از سالها مستاجری، صاحب خانهای در محله طلاب و خیابان شهید علیمردانی شدند. طوبی از همان سال عاشورا شروع کرد و دیگ شلهزرد که نذر علیاصغر کرده بود با ۳ کیلو برنج بار گذاشت.
منطقه یک مشهد بعضی از بزرگترین هیاتها و گروههای عزاداری را در دل خود جای داده است. دهه اول و دوم محرم در هر کوچه پرچمی به بهانه برگزاری روضهای بالا رفته یا بوی نذری از خانهای بلند شده است.
مرضیه قانع هممحلهای است که عطر نذریپزانش صبح شهادت حضرت رضا (ع) تا چند کوچه آنطرفتر را خوشبو میکند. او هرسال نذر دیگچه دارد و پختش را از مادرش آموخته است.
از هممحلهایها که سراغ بزرگ هیئتیهای محل را میگیرم به نام «سید ترکمن» میرسم، قدیمی محله نوغان که روزگاری چندین و چند هیئت را با چندهزار عزادار به خیابان میآورده است.
عبدالعلی شعاعی حالا در ۷۹ سالگی، پیرغلام مسجد کرامت است. او بهترین دوران عمرش را همین دوران سالخوردگی و حضور در مسجد و حسینیه و در جوار آقا امام رضا (ع) نفس کشیدن و عبادت کردن میداند.
هیئت دوازدهامامیهای بالاخیابان، با ۱۲۰ سال سن، قدیمیترین هیئت محله بالاخیابان است که آمد و شد بیشتر ریشسفیدهای محله را به خود دیدهاست؛ مردم محل، سالهاست که چهارشنبهشبها در مسجد دوازدهامامیها جمع میشوند.
حاجیحسینی معروف به علمداری، نماد پرچمدوزی بازار رضا و منطقه ثامن است؛ این را کسانی میگویند که سالهاست هنر او را بر پرچمهای مختلف هئیتهای مشهد و ایران دیده و میبینند.
زنهای مشهدی محرم که میشود کنج خانهها را حسینیه میکنند و هر زنی طوری عزا میگیرد. نه نه هاجر و بتول خانم هرسال بساط آشپزی دارند و حلواپزون سحر عاشورا آنها معروف است.
در منطقه ثامن مشهد رسم بر این است که پس از خواندن دعا و زیارت عاشورا و پس از آنکه روضهخوان، روضه را به پایان میبرد، نوحهخوان آهنگ نوحه سرمیدهد و ذکر میگیرد؛ در این شرایط عزاداران در اصطلاح دست اوّل را نشسته سینه میزنند.
عبدالعلی براری از فروشندگان قدیمی لوازم عزاداری در منطقه ثامن است که در مغازهاش رشتهها دلت را به زنجیر میکشد و چشمهایت با صدای خسته سنج میلرزد. او میگوید هیچ وقت این کاسبی کساد نمیشود.
کمکیرفتن، از آن دست سنتهای قدیمی و بینظیری است که جز مشهد، در کمتر شهری نشانی از آن دیده میشود؛ دلیلش هم البته مشخص است؛ این سنت ارتباط مستقیمی با حرم حضرت رضا (ع) و عرض ارادت عزاداری دارد.