هیچکس در هیئت محبان حسین(ع)، رهروان شهدا» اهل تو و من نیست و همه یکدل هستند و به یکدیگر کمک میکنند و هرکس گوشهای از کار را میگیرد.
یکی از باشکوهترینمراسمی که در سومین روز شهادت سید و سرور شهیدان، حسینبنعلی(ع)، در مشهد برگزار میشود، مراسم تعزیهخوانی و شبیهخوانی حسینیۀ کرمانیها است.
هیئت مذهبی معلولان مشهد با نام متوسلان به حضرت رقیه (س)، اولین هیئتی است که در کل ایران ویژه معلولان و به همت این گروه اداره میشود.
سید حسین محمدنیا، سالهاست افتخار خدمت در دستگاه سیدالشهدا دارد و در کار خوانندگی برای اهلبیت (ع) شاگرد مرشد قاسم ثابت بوده است.
علیاکبر احمدی، پیرغلامی ساکن محله آزادشهر است که بیش از ۶۰ سال در دستگاه ائمه اطهار (ع)، منقبت و مرثیهخوانی داشته است و هنوز به این سیره که برگرفته از پدر و جد پدریاش است ادامه میدهد.
مرحوم حاح احمد عطاران طوسی، شهروند محله سناباد، هماهنگکننده و مدیر راهپیماییهای انقلابی در مشهد بوده است. میتوان او را خادم بینام و نشان انقلاب مشهد نام نهاد.
محمدیعقوبی سال ۱۳۲۳ در شهر بیرجند به دنیا میآید و تنها چیزی که او را پایبند و علاقهمند به این شهر میکند، مراسم عزاداری ماه محرم است. او بیشتر از ۶ دهه است که تمام سال را منتظر محرم میماند.
محمدحسین عصاران مؤسس ۲ هیئت است. یکی در رضائیه و دیگری در بولوار رضوی که هر دو اکنون فعال هستند. او پیرغلام است و افتخارش به این نوکری خالصانه است.
۷ سال پیش با ۳ نفر کارشان را شروع میکنند و اکنون با ۳۰ عضو ثابت، هیئت نوجوانان حسینی محبان حضرت زینب (س) را اداره میکنند.
مراسم آیینی سینیگردانی «عرس القاسم» حدود چهاردهه بیوقفه در شهرک عربها برگزار میشود.
همه کاره هیئت «عزاداران حسین مظلوم (ع)» مادر خانواده طلوعیان است، از حمایت مالی تا تهیه مواد اولیه غذا و ترشی، سبزی، نان و شربت به عهده اوست.
شواهد امر نشان میدهد عزاداری که حاج عباس قدیری قصابان و حسن اردکانی برگزار کردند نخستین عزاداری رسمی مشهدیها در دوران ممنوعیت رضاخانی است.
هاجرخانم سالهای اولی که خادم مسجد شد، هنوز بنای آن بازسازی نشده بود؛ پنجرهها چوبی و دیوارها کاهگلی بود. جاروبرقی نداشت و باید با دست جارو میکرد و تمیزکاری بهدلیل قدیمیبودن بنا زمانبر بود ولی هیچگاه در اینزمینه گلایه نمیکرد. جاروی اول هر روز را به نیت سلامتی امامزمان (عج) میزند و همزمان زیر لب برای جوانها، درگذشتگان، دوست و آشنا دعا میکند و صلوات میفرستد؛ خدا را ممنون هستم که گذاشت نوکر خانهاش باشم. نظافت خانه او برایم سخت نبوده و نیست، چون تمام زندگیام از برکت نگاه و لطف و کرم خدا و حضرت ابوالفضل(ع) است.
خانواده فتحانی به محض ساکن شدن در منطقه11 که به حدود 15سال قبل برمیگردد، تلاش برای برپایی روضهها و مراسم مذهبی را به همراه بقیه ساکنان شهرک ارمغان آغاز کردهاند. مهدی آقا میگوید: ما در آنزمان در این اطراف، نه مسجد داشتیم و نه هیچ فضایی برای برگزاری مراسم مذهبی. به همین دلیل از فضای کنار خیابان و پارکینگ ساختمانها مراسم را شروع کردیم و تاکنون که مسجد فتاح به بهرهبرداری رسیده این برنامهها را پیش بردهایم.
محله رضائیه یکی از محلههای قدیمی منطقه5 مشهد است که مرور تاریخش حکایت از آن دارد که این محله مذهبیهای زیادی را در خود جای داده و وجه دینی و مذهبیاش بر جنبههای دیگر آن غلبه دارد. به همین سبب این محله در ایام محرم و صفر از محلههای شلوغ به شمار میرود و هنوز که هنوز است چراغ هیئت قدیمی آن در این ایام روشن و پذیرای عزاداران ابا عبدالله الحسین(ع) است. هیئت مردمی مسجد امام رضا(ع) در این محله مصداقی بر این سخن است. هیئت قدیمی که در دو ماه محرم و صفر شور حسینی در آن به پاست و شش دهه عزاداری میکنند.
پویش عروسکهای «رضا» و «رضوان» نخستین بار امسال از میلاد امام هشتم(ع) به کوشش بانوان در اداره انتظامات حرم مطهر شروع شد. «رضا» و «رضوان» دو عروسکی هستند که قرار است فرهنگ رضوی، رضایت و عفاف را با خودشان به خانه کودکان ببرند. سه هفته است که حدود دوازده نفر از خادمیاران رضوی در حال ساخت عروسکهای اربعین هستند.
در این میان، خانههایی هستند که سالهاست تبدیل به محافل روضهخوانی زنانه شدهاند. خانههایی صمیمی که اضطراب دنیای مدرن هنوز به دلشان رخنه نکرده و در عین سادگی پر از ملایمت و مهربانی هستند. آرامش این خانهها ریشه در وجود صاحبانشان دارد، زنان مؤمن و معتمدی که سالهاست روضهدار محله خودشان هستند.
بنت الرقیه(س) در بولوار شهید کریمی15به مدت 10شب حال و هوای دیگری داشت. رفت و آمد از طرفهای عصر آغاز میشد و تا 10شب ادامه داشت. درست از شب شام غریبان امام حسین(ع)بنت الرقیه میزبان بانوان روشندلی بود که از سراسر شهر آمده بودند تا در روضههای اباعبدالله(ع) شرکت کنند.این خانه وقف برگزاری مراسمهای مذهبی برای بانوان است. واقف آن هم مرحوم حاج علی اشکذری است که از اهالی همین کوچه است. خانه از آنچه از بیرون به نظر میرسد دلبازتر و زیباتر است و حیاط پر از درخت و گل و گیاه آن همان ابتدای ورود چشم را مینوازد.
آنطور که قدیمیترها میگویند، قدمتش به 250 سال پیش برمیگردد و موقوفه آن به سیدابوالفضل زنبورکی متعلق بوده است. صدسال از ساخت بنای اولیه میگذرد که با فوت واقف و بعدها متولیانش، به حالت مخروبه درمیآید. همجواری بنا با بارگاه حضرت رضا(ع) موجب میشود که بهتدریج به کاروانسرا تبدیل شود. مسافران و زائرانی که از راههای دور و نزدیک به مشهد میآمدند، در این محل اتراق میکردند.
پس از مقتلخوانی، پیرمرد از منبر پایین میآید و عمامهاش را میان جمعیت پرت میکند. میان مردم راه میرود و سینه میزند. دیدن شیخ رویسپیدکرده و قدخمیده با جسمی نحیف و حالی نزار در عزای روز عاشورا مستمعان را نیز منقلب و فریاد یا حسینشان را بلندتر میکند.
این توصیف، تنها یکی از فیلمهایی است که از مقتلخوانی آیتالله محمدحسین سیبویه حائری باقی مانده است. مردی که سال57 به کشور آبا و اجدادیاش بازمیگردد تا پایههای مقتلخوانی روز عاشورا را در ایران بگذارد.