بکاییان 19سال پرستار و بهیار مراکز بهداشت منطقه قاسمآباد است. 15سال در مرکز جامع سلامت فاطمیه بود. دو سال رفت مرکز شاهد و دو سالی هم هست که به مرکز امام حسن مجتبی(ع) آمده است. میگوید: این مرکز در شروع کرونا چند ماهی خدمات 16ساعته ارائه میداد. مراکز خیلی کم بود. ما شرح حال بیمارها را میگرفتیم و برای آزمایش آنها را به مرکز فاطمیه میفرستادیم. بعدازظهر هم شیفت بودیم و گاهی تا 9شب کار طول میکشید. اصلا نمیدانستیم جمعه است یا شنبه. وقتی هم واکسن آمد اوضاع همین بود. تا روزی که 500واکسن فقط در شیفت صبح میزدیم. شرایط مثل حالت جنگی بود.
مؤذنی، مکبری، نوحهخوانی و معاون امور قرآنی بسیج ، بخشی از فعالیتهای مختلف حسین ١2ساله است، نوجوان فعال محله چهنو که از همان دوران کودکی با قرآن و قرآنخوانی مأنوس بوده و ادامه فعالیتهایش را در مسجد محله پیش گرفته است. او بهتازگی به عنوان مؤذن در حرم مطهر هم فعالیت دارد که این را مهمترین دستاورد زندگیاش میداند.
در تمام کوچهپسکوچههای محله نام و نشانی از این شهید پیدا میشود. قدم به قدم عکس او روی در و دیوار کوچهها به چشم میخورد و نامش از زبان افرادی که او را میشناسند نمیافتد. حالا دو ماه از پرکشیدن شهید مجید تلوک میگذرد و یاد او هنوز در دل اهالی زنده است. یاد جوان خونگرم و پرانرژی و کمکرسان محله که در تمام رویدادهای محلی حضور داشته، عضو فعال بسیج بوده است و کمک حال دردمندان. بنا به دغدغههایی که داشته است دست روزگار او را به شغل مرزبانی میرساند، به نقطهای مرزی و دورافتاده در استان سیستان و بلوچستان. غروب سیزدهم مهرماه ١٤٠٠ اما در سانحه رانندگی و واژگونی خودرو در محور جکیگور پر میکشد و برای همیشه میرود.
زهرا تیموری از علایق ورزشیاش سخن به میان میآورد و تعریف میکند: از بچگی فوتبال را دوست داشتم و چون بیشتر بچههای فامیل پسر بودند، با چادر با آنها فوتبال بازی میکردم و دروازهبان خوبی بودم. بزرگتر که شدم در کلاسهای تکواندو ثبتنام کردم و سال96 دوبار رتبه دوم مسابقات آزاد قهرمانی نونهالان مشهد را کسب کردم.در مسابقات شنا هم حکم قهرمانی در ناحیه4 آموزش و پرورش را بهدست آوردم اما همچنان به فوتسال علاقه داشتم و با هزار خواهش و درخواست، پدرم را راضی کردم اجازه دهد این رشته را ادامه دهم.
حسین کرامتیپور 26ساله و کارشناس آیتی حدود 10ماه است که مسئولیت پایگاه را به عهده گرفته است. او میگوید: شهیدان ناطقی دو برادر از شهدای دفاع مقدس و اهل محله سرافرازان بودند که خانوادهشان هنوز در یکی از خیابانهای همین محل زندگی میکنند. پایگاه بیشتر از 20سال است که فعال است و کمتر از یکسال است که من مسئولیت آن را به عهده گرفتهام. در اینجا ما نیروهای عادی و فعال داریم.
به مناسبت هفته بسیج راهی پایگاه بسیج شهید چمران واقع در مسجد ولی عصر (عج) خیابان شهید دایی میشویم. این پایگاه توانسته با وجود فضای بسیار کوچکی که در اختیار دارد در یک محله فعالیتهای بزرگی انجام دهد. آن طور که به عنوان یک پایگاه نمونه در کشور معرفی میشود. پایگاه شهید چمران جزو اولین پایگاههای بسیج ی است که در مشهد همزمان با فرمان حضرت امام خمینی (ره) مبنی بر تشکیل بسیج مستضعفان در ۵ آذر سال ۵۸ به طور رسمی فعالیت خود را به طور گسترده آغاز کرده است.
شب تاسوعای سال1360در چهارراه راهنمایی صدای شلیک چند گلوله شنیده میشود. چند نفر از شهروندان و مغازهداران اطراف چهارراه بعد از تیراندازی خودشان را به خودروهای بچههای سپاه که توسط منافقان تیرباران شده بود میرسانند تا جان مجروحان حادثه را نجات دهند. با دیدن این منظره افرادی که در وسط چهارراه جمع شدهاند با شعار مرگ بر منافق و مرگ بر وطنفروش این حرکت جنایتکارانه و تروریستی را محکوم میکنند. شاید خیلیها باور نکنند یا ندانند که در تاسوعای سال1360 برابر با 14آبانماه در چهار راه راهنمایی مشهد خودرو پاسداران توسط منافقین هدف حمله قرار گرفته است. در این حمله 3سرنشین از 4نفر که داخل خودرو حضور داشتند به شهادت رسیدند.






