تاریخ شفاهی - صفحه 5

نام حاج‌حسن شاهدی این روز‌ها با پسوند «پدربزرگ» روی زبان ۱۰۱ زن و مرد پیر، جوان، نوجوان و کودک می‌چرخد تا کسی که هنوز هم خودش را رعیتِ حاج‌حسین ملک معرفی می‌کند، آقای خیلی از وکیل‌آبادی‌ها باشد.
اگر تولیت و امنای آستانه، باغ عنبر را واگذار نمایند و دارالعلم مذکور شکل بگیرد، ممالک اسلامی همجوار شاگردان خود را به مدارس اروپا نخواهند فرستاد.
حالا اسمش کوشش است. قبل از آن‌هم حافظ بود، اما هنوز خیلی از پنجاه‌شصت‌ساله‌های مشهدی به حرمت گاراژ‌های قدیمی با نمای آجری، «گاراژدارها» صدایش می‌زنند.
در محرم (خرداد)  سال ۱۳۴۲ رژیم پهلوی که مطلع بود مراسم محرم آن سال با سال‌های گذشته تفاوت خواهد داشت، قبل از آغاز محرم تلاش کرد تا با امنیتی کردن فضای کشور و ارعاب مردم اوضاع را کنترل کند.
عابدزاده اعتقادی نداشت که جوان‌ها به دبیرستان و دانشگاه بروند؛ حتی مبارزه هم می‌کرد. از نظر ایشان، رفتن به این مراکز، مساوی با لامذهبی و بی‌دینی بود.
مسجد «ولی‌عصر» (عج) خیابان نامجو، یکی از مساجد قدیمی محله «بهشتی» محسوب می‌شود که یک شوال ۱۴۳۷ قمری بعد از خواندن نماز عید فطر کلنگ بازسازی‌اش به زمین خورد.
در دوره رضاشاه، به‌زور چادر از سر زنان کشیده می‌شد. روز‌هایی که یا خیلی از زنان را خانه‌نشین کرد یا آنان را هنگام حضور در محافل عمومی با ترسی همیشگی همراه نمود.
کوی طلاب محدوده وسیعی است. مسیر اصلی آن، بولوار شهید مفتح است که از محدوده مسکونی به منطقه تجاری تغییر شکل داده‌است.
غلامعلی مرتضایی جدا از تلاش‌هایی که برای تیم فوتسال و کارخانه فرش‌آرای مشهد داشته به نوعی تاریخ زنده تاکسی‌رانی مشهد است.
دانشگاه فردوسی مشهد سال‌۱۳۲۸شمسی، با تبدیلِ آموزشگاه عالی بهداری به دانشکده پزشکی، تاسیس شد. این دانشگاه در دوران پهلوی از نظر علمی و آکادمیک زیر نظر دانشگاه جرج‌تاون آمریکا قرار داشت.
بسیاری از اهالی قدیمی محله جاهدشهر را جهادگران اول انقلاب هستند. آن‌ها با ساخت خاکریز، پل و پشتیبانی نیرو‌های رزمنده، حماسه بزرگی خلق کردند.
به‌دنبال محل دقیق قهوه‌خانه عرب هستم. کسی چیزی نمی‌داند. در لچکی چهارراه سرخس و چمن از تعدادی پیرمرد می‌پرسم، زیر پایشان را نشان می‌دهند و می‌گویند: «قهوه‌خانه عرب همین‌جا بود.»
نورمحمد عرفانی‌گلکار، یکی از ۱۲ عضو اکیپ ویژه‌ای است که در بازسازی آرامگاه فردوسی در سال ۱۳۴۳ نقش داشته است.
سیما سادات فیروزنیا، ساکن میثم شمالی، از ۲۴ سالگی با حضور در  برنامه‌های پایگاه سلامت محله و  شهرداری توانست منشأ تحولات خوبی در محله و منطقه باشد.
مجربی، یکی از پیش‌کسوتان محله سناباد درباره این محله می‌گوید: از پل خاکی به طرف سناباد و پنج‌راه سناباد به بعد بیابان بود و چاه‌هایی که برای قنات‌ها حفر شده بودند مشاهده می‌شد. ما اینجا چند قنات داشتیم.
زمانی انتهای شهر مشهد دروازه قوچان بود، در آن زمان گاراژ‌های فعلی این حوالی کاروان‌سرا بودند، پس از آنکه شهر رشد کرد، گاراژ‌ها تبدیل به محلی برای فروش محصولات کشاورزی به ویژه غلات شد.
اولین دیدار فردوسی و سلطان محمود غزنوی در جنگ اندرخ روی داده است. همینجاست که فردوسی بر دلاوری سلطان محمود در دلش درود می‌فرستند. این دیدار به احتمال زیاد یک طرفه بوده است.
زهره طلوعی می‌گوید: گودال گوشله اوایل بازگشایی بولوار دستغیب پُر شد و خانه‌ ما به همراه تعدادی دیگر روی آن ساخته شد. «گُوشَله» جایی بود که مردم گاوهایشان را در آن نگه می‌داشتند.
احمد ماهوان نویسنده کتاب «تاریخ مشهد قدیم» دایره‌المعارفی ارزشمند از آداب و رسوم و اطلاعات مردمان مشهد دیروز است. 
توی کوچه و حتی خانه ما از آب سناباد، جوی آبی روان بود و برای شست‌وشو مشکل کم‌آبی نداشتیم، اما آب شرب و پخت‌و‌پز از کاریز باغ حاجی نادری بود.