انقلاب - صفحه 3

حجت‌الاسلام عبدالله محرابی‌فر می‌گوید: «مقسم» یعنی دادن حقوق طلاب که ازطرف نمایندگان امام(ره) به من داده می‌شد و مسئول دادن شهریه به آن‌ها بودم و این شهریه را بین طلاب توزیع می‌کردم.
حسن پورجانی و حسین ظریف از فعالان انقلابی محله چهنو هستند که نقش پررنگی در آغاز و ادامه حرکت‌های انقلابی محله چهنو داشته‌اند. پورجانی با راه‌اندازی روضه خانگی و مسجد، قدم‌های مهمی در راه انقلاب برمی‌دارد.
سال ۱۳۲۰ هیئتی‌ها به‌شکرانه سرنگونی حکومت دین‌ستیز رضاشاه تصمیم گرفتند در همان محلی که خیمه هیئت برپا می‌شد، مسجدی تاسیس کنند و نام آن را گذاشتند «ابوالفضلی».
«صفرعلی شاهپوری» معروف به شاطر مسئله‌گو هر روز در مسجد گوهرشاد مسائل دین را به مردم گوشزد می‌کرد. خیلی وقت‌ها هم از ظلم رژیم شاهنشاهی حرف می‌زد تا اینکه عده‌ای او را تهدید به قتل کردند.
«پدر اژدری» ۸۰ ساله، قدیمی محله بهمن است که روز‌های انقلاب و شور وصل امام، او را به راه‌های خوبی کشانده بود. این جریان تا پیروزی انقلاب و حتی پس از آن و تا زمان جنگ هم ادامه داشت.
حاج‌ناصر کفایی، مدتی شبیه پیک موتوری، برای حفاظت از اطلاعات، پیام‌های سری فرماندهان را در جنگ تحمیلی جا‌به‌جا می‌کرد. می‌گوید: حتی وقتی از اصطلاحات خاص استفاده می‌کردیم، دشمن متوجه حرف‌هایمان می‌شد.
اصغر عباسی می‌گوید: از زمانی‌که متوجه شدیم عده‌ای منافق و وطن‌فروش از داخل به مردم آسیب می‌رسانند، بسیج مساجد دست به کار شده و با گشت‌زنی‌های پیاپی به‌دنبال پیشگیری از خرابکاری این افراد است.
در روز ۱۵‌خرداد، سرباز‌ها و تانک‌ها شهر مشهد را اشغال کرده بودند و ژاندارم‌ها با اسب به مردم کوچه و بازار حمله می‌کردند؛ زیرا در شب ۱۵ خرداد، نزدیک به ۲۰ هزار نفر از مردم در منزل آیت‌الله قمی گرد آمده بودند.
بهانه ازدواج من با حاج‌آقا، دوستی پدربزرگ ایشان با پدرم بود. ایشان بعد از ازدواج، همواره هفت یا هشت‌ماه از سال را برای تبلیغ اسلام در مسافرت می‌گذراندند. وقتشان برای خانواده کم بود؛ چون مردم وقت و بی‌وقت مراجعه می‌کردند.
۳۰ تیر سالگرد ارتحال «شیخ‌احمد کافی‌ضیافتی» آن روحانی خوش‌فکر است که در آرامگاه خواجه‌ربیع آرمیده. خانواده‌اش بعد از رحلت او در محله شهید هاشمی‌نژاد ساکن و پنج‌فرزندش در همین محله بدون سایه گرم پدر، بزرگ می‌شوند.
سال ۱۳۵۷ اوج اعتراض‌های مردمی به رژیم ستم‌شاهی پهلوی بود؛ اعتراض‌هایی که با وقایع و کشتار‌های خونینی همراه شد. وقایعی که سه شاهد ساکن محله رضائیه، مهر تاییدی می‌شوند بر مبارزاتی که تا ابد آثارش جاوید خواهد ماند.
«محمدیوسف امیربیگ» هشتادوپنج‌ساله، هر روز با شنیدن صدای هر اذان، سوار بر دوچرخه‌اش به مسجد امام‌حسن‌مجتبی (ع) می‌رود تا ادای فریضه کند.
فاطمه رباط‌ جزی نوشتن را از ۱۷‌سالگی شروع می‏‌کند. اولین کتابی که از او چاپ شده «مرا با خویشتن بگذار» و دومین کتابش نیز «گل سرخی برای غم» است و تا امروز ۱۰ رمان از او به چاپ رسیده است.
مسجد شجره محله چهنو نقش مهمی در ایجاد حرکت و جنبش مردم کوچه و بازار داشت. مسجدی که شورش ماموران را نیز کم به خود ندید.
حجت‌الاسلام محمدجواد فاضلی، از انقلابیون محله چهنو است که خاطرات مشترکی از اقدامات دهه ۴۰ و ۵۰ در کنار مقام معظم رهبری دارد.
محمدعلی شیخی‌علی‌آباد ۳۷ سال بدون هیچ تخلفی رانندگی کرده و به‌عنوان تاکسی‌ران و راننده نمونه ترافیکی انتخاب شده است.او طلبه، خادم حرم و از مبارزان انقلابی بوده که در سال ۵۶ از ناحیه سر آسیب می‌بیند.
حسن میرزایی که در آن زمان یک نوجوان انقلابی بوده‌ می‌گوید: گاهی اوقات عده‏‌ای می‏‌گویند زمان شاه خیلی خوب بود! همه چی روبه‌راه بود. من زندگی در آن دوران را لمس کردم. با این‌که آن موقع کم سن و سال بودم ولی مسائلی دیدم که فطرتم می‌گفت کار زشتی است. 
بی بی کبری ثابتی می‌گوید: به بهانه تحویل کاموا به منزل شهید فاضل الحسینی می‌رفتم و از او که در ساخت نارنجک دستی مهارت داشت؛ تعدادی نارنجک تحویل می‌گرفتم و به شهرستان های اطراف مشهد از جمله تربت حیدریه و قوچان می بردم.
محمدعلی متقیان، جانباز دفاع مقدس و مبارز انقلابی ۵۰ سال است ساکن و از کاسبان محله گاز و خیابان آیت‌ا..عبادی است و اهالی محل از او و ۱۴فرزندش به نیکی یاد می‌کنند.
حاج نورالله رئوف اصلی، کاسب محله مسلم یکی از انقلابی‌هایی است که در آن روزها با کودکانش در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کرد و یک فرزندش جانباز انقلاب است، پسری که به طرز معجزه‌آسایی زنده ماند.