جهادی - صفحه 6

اینجا محل نذر علم و دانش پزشکی است. هر سه‌شنبه گروه جهادی حضرت‌رقیه (س)، اعم از پزشک و ماما خود را به محله مهدی‌آباد می‌رسانند.
گروه جهادی «شهدای قرقی» برای کمک به دیگران گام برداشته‌اند و از ساخت و بازسازی منازل همسایه‌های کم‌بضاعت خود در سال ۱۳۹۲ شروع کرده‌اند.
 گروه مردمی «جهاد عاطفه‌ها»، درست ۵ دی ماه سال ۹۵، برای کمک‌رسانی به خانواده‌های زیر خط فقر تشکیل شد؛ گروهی تلگرامی که اعضای نخستین آن را چند خانواده و دوست تشکیل داده بودند.
مرضیه دلالی‌نژاد ابتدا این کار را دلی انجام داد، اما بعد‌از مدت کمی که تأثیر خوب آن توجه همگان را جلب کرد، مسئولان آستان قدس هم از این طرح استقبال کردند.
حالا دو جوان در شهرک خطیب محله پنج‌تن، هم‌وغمشان را بر این گذاشته‌اند تا امکان کسب تجربه و مهارت‌های جدید را برای نسل نوجوان مهیا کنند و این معیار و ویژگی باعث متمایز‌شدن محل زندگی آن‌ها شده است.
او در سال90 مصمم‌تر شد؛ وقتی همسرش از دنیا رفت و فامیل و غریبه‌‌هایی از روستاها و شهرستان‌های دور برای عرض تسلیت آمدند و از خیرخواهی‌های او گفتند که هیچ‌وقت پیش کبری خانم و فرزندانش آن‌ها را بازگو نکرده بود؛ «نیت کردم با سهم ارثیه پدری و ثروتی که برایم گذاشته بود، صندوق قرض‌الحسنه‌ای به نام «امام زمان( عج)» راه‌اندازی کنم.»
بسیجی باید اهل عمل باشد. من نمی‌دانم چقدر از شجاعت پدرم در وجودم هست، چون در وضعیت جنگ قرار نگرفته‌ایم. البته این آرامش را هم مدیون پدرانمان هستیم، اما می‌دانم که بسیجی باید مرد عمل باشد. من خودم سعی می‌کنم در خانه فرد مفیدی باشم. خریدهای خانه را برای مادرم انجام می‌دهم و گاهی که پدرم برای بنایی به ولایتشان می‌رود، من هم همراهش می‌شوم و کمکش می‌کنم. این را رضا زراعتی می‌گوید.
زهرا خادم می‌گوید: اوایل دوران دفاع مقدس ساکن رضاشهر شدم. آن‌زمان در مسجد المهدی(عج) بولوار رضوی و مسجد رضوی واقع در پیروزی6 فعالیت می‌کردم. یادم هست برای رزمندگان لباس می‌دوختند، من هم نشستم پابه‌پایشان یکی از لباس‌ها را بدوزم پس از پایان کارم یکی از خانم‌ها خندید و گفت بهتر است شما بروید پیگیر کمک‌های مردمی باشید، در آن زمینه موفق‌تر هستید. همان‌زمان هم در کار تدارکات بودم و کمک‌های مردمی را جمع می‌کردم.
طنین صدای صلوات در حیاط خانه پیچیده است. گوشه حیاط عده‌ای برنج پاک می‌کنند؛ دو سه نفر از بانوان پرتلاش محله هم در حال هم زدن دیگ غذا هستند. بار و بنشن را یکی پس از دیگری داخل دیگ می‌ریزند و هرچند دقیقه یک‌بار ذکر یا ذالجلال والکرام را بلند تکرار می‌کنند و صلوات می‌فرستند.فاطمه احمدنیا سال‌هاست که دیگ غذای هیئت را در خانه‌اش بار می‌گذارد، دیگی که غذای 500نفر را در آن می‌پزند، او بارها پای دیگ‌هایش بغض کرده، روضه خوانده و غذا را با ذکر و نام اهل بیت(ع) معطر کرده‌ است.
قرارمان با نفیسه فاضل‌زاده (تهرانی) در منزلش است. ‌خانه‌ای که از سال96 در روزهای شنبه و یکشنبه محل قرار بانوان نیک‌اندیش و دغدغه‌مندی است که برای تهیه جهیزیه و سیسمونی به آنجا می‌آیند. البته خانم تهرانی سال‌هاست که دستش به کار خیر است و تا کنون حدود 50زندانی را آزاد کرده است. او برای انجام نیکوکاری‌هایش خیریه «حضرت نجمه خاتون» را تأسیس کرده است. مجید گچ‌کار تهرانی، پسر این بانوی نیک‌اندیش نیز در بخشی از خانه که به او تعلق دارد در زمینه مشاوره خانواده‌ها فعالیت می‌کند. به عبارتی افرادی که مشکلی در زندگی‌شان دارند از سمت مادر برای مشاوره به پسر معرفی می‌شوند. امروز آمده‌ایم تا بیشتر با او و کارهایش آشنا شویم.
یکی از افتخارات دکتر مدبر‌عزیزی راه‌اندازی بیمارستانی برای تسهیل پیوند اعضا در کلان‌شهر مشهد است. بیمارستان منتصریه، ملکی وقفی و قدیمی بود. آستان قدس تصمیم می‌گیرد با مشارکت دانشگاه علوم پزشکی آن را به بیمارستانی مبدل کند. از زمان پیشنهاد تأسیس بیمارستان با هدف پیوند اعضا تا زمان بهره‌برداری چهارسال زمان می‌برد. چهارسالی که دکتر مدبر با رایزنی آستان قدس‌رضوی و دانشگاه علوم پزشکی برای احداث و تجهیز این بیمارستان، مسئول نظارت بر ساخت این بنا و پیگیری‌های مرتبط به آن بود.
سیدمحمد باقرزاده درباره طرح مدارس شهدایی توضیح می‌دهد: ایده اولیه کار از مسجد قمر بنی هاشم(ع) واقع در هاشمیه62 شروع شد. بچه‌ها در حال بازی بودند و من برای نماز رفته بودم. یاد حدیث پیامبر(ص) افتادم که می‌فرمایند اگر می‌خواهید دعایتان مستجاب شود بچه‌ها را دور خودتان جمع کنید، دعا کنید و آن‌ها آمین بگویند. یک بسته شکلات خریدم و آن‌ها را جمع کردم و به آن‌ها گفتم من دعا می‌کنم، آمین بگویید، من هم به شما شکلات می‌دهم. این شکلات‌دادن همانا و جمع‌شدن بچه‌ها همانا و جلسه قرآن بزرگی تشکیل شد.
این نوجوان جهادی که هنگام شیوع کرونا در دوخت ماسک و تهیه بسته‌های معیشتی نیز حضور فعال داشته است، برای نیازمندان و محرومان در تهیه و توزیع غذای گرم هم مشارکت دارد. می‌گوید: من در حالت عادی روزی هفتاد هشتاد هزار تومان خرج می‌کنم اما از وقتی اردوهای جهادی می‎رویم، خرج خودم را به 20هزار تومان رسانده‌ام و باقی این پول را کنار می‌گذارم تا در اردوهای جهادی صرف نیازمندان کنم.
دو برادر او شهیدان بسیجی «ابراهیم اصلانی» و «حسین اصلانی» نیز جانشان را تقدیم این آب و خاک کرده‌اند. تنها برادرش هم جانباز اعصاب و روان است که شهید از او در منزلش پرستاری می‌کرد. ناگفته نماند که مزد خودش هم در راه دفاع جانبازی بوده است. بعد از جنگ هم که سلاحش را به زمین گذاشت، رخت خدمت به تن کرد و در جبهه خدمت برای مردم حاشیه شهر فعالیت جهادی انجام داد. این طلبه جهادگر تا آخرین لحظه‌ای که با زبان روزه در حرم مطهر رضوی به فیض شهادت رسید برای خدمت به مردم حاشیه شهر تلاش کرد.
شاید خیلی‌ها ندانند که اعضای یک گروه جهادی به‌صورت گمنام در تعطیلات نوروزی، زائران رسیده به مشهد را اسکان داده‌اند و با جان و دل پذیرایی‌شان می‌کردند. بیش از دو دهه است که خادمان گمنام در ساختمان به‌نسبت بزرگی به نام حسینیه جان‌نثاران علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع)(شهیدبرزنونی) در محله پنجتن اتفاقات زیبایی را رقم می‌زنند که در روزهای ابتدایی امسال شیرین‌تر هم شد.
علی مروی، جهادگر سابق و مدیر خیریه محبان الائمه(ع)، یکی از چهره‌های شناخته‌شده محله جاهدشهر است. او که به قول خودش همه افتخارش خدمت به محرومان بوده و هست، بیش از 40سال است که با همکاری و حمایت مردم درخدمت محرومان و مستضعفان بوده و تمام سال‌های خدمتش را در روستاهای محروم استان و کشور گذرانده است. جهادگر ساکن در محله جاهدشهر، بعد از بازنشستگی از جهاد سازندگی، مؤسسه خیریه محبان الائمه(ع) را تأسیس کرده و خدمت به مستضعفان و محرومان را ادامه می‌دهد.
سمیرا شاهوردی، مادر آرزوها این روزها در آستانه برآورده کردن ده‌هزارمین آرزوست. ده‌هزارمین آرزویی که قرار است برآورده کند این است که امسال 313 عروس و داماد را در روز جوان خانه بخت بفرستد، می‌گوید: سال 90 دخترم به دنیا آمد. همان موقع، مامان برایم تابلویی هدیه آورد که روی آن نوشته بود: ستایش می‌کنم خدایی را که ستارالعیوب است. سال 88 دقیقا از 88/8/8 کارهای جهادی را شروع کردم. همه چیز از یک مسجد شروع شد و من خودم را ساختم تا بتوانم جایی دیگر را بسازم. رفتم و عشق را از حاشیه شهر شروع کردم.
امین شعبانی یکی از اعضای شورای اجتماعی محله مجیدیه است او می‌گوید: هم‌زمان با پیگیری‌های مردمی برای ساخت مسجد یا مکان فرهنگی در محله مجیدیه، شهرداری منطقه ساخت مکانی با کاربری نمازخانه یا مصلی را در جوار پارک آفرینش آغاز کرد. ساخت‌ این بنا در سال96 پایان یافت و به عنوان نمازخانه پارک آفرینش افتتاح شد. به دلیل نبود مسجد در محله، شهروندان از شهرداری خواستند که این نمازخانه به عنوان مسجد در اختیار اهالی قرارگیرد و شهرداری نیز با این درخواست موافقت کرد.
تا چندی پیش محل فعالیت‌های گروه سردار سلیمانی مسجد حضرت زینب(س) در میانه کوچه حر١٣ بود. حالا اما به خانه‌ای کوچک در همان حوالی منتقل شده که متعلق به مرحوم غلامرضا سنگی از اهالی محله است. خانه‌ای که به محض ورود به آن می‌توانی عکس سردار دل‌ها را روی تمام دیوارهای آن ببینی. تصاویری از برنامه‌ها و فعالیت‌های این گروه هم روی در و دیوار مرکز دیده می‌شود. از خرید لوازم مختلف برای مددجویان بی‌بضاعت محله و محله‌های دورتر گرفته تا اجرای برنامه‌های فرهنگی.
عصمت‌السادات حسینی‌فر می‌گوید: الگوی من از کودکی مادرم بود که با صبر و حوصله از پدر جانبازم پرستاری می‌کرد. پدر و مادر من هر دو برای اسلام و دفاع از انقلاب دینشان را پرداخته‌اند. من هم در جوانی به این فکر افتادم که در حرفه پرستاری می‌توان به افراد زیادی خدمت کرد و مسئولیتم در قبال جامعه همین است. 7سال است که پرستار هستم اما این دو سال آخر که بیماری کرونا نیاز به جهادی همگانی داشته است تلاشم را دوچندان کرده‌ام تا پابه‌پای جهادگران سلامت برای مهار آن قدم بردارم.