جهادی - صفحه 4

دکتر علی انجم‌شعاع که این روز‌ها مدیریت بیمارستانی در مشهد را برعهده دارد، رزمنده دفاع مقدس بوده و روایت همه روز‌های جنگ را با تک‌تک عکس‌ها و تصاویر سیاه و سفید، پیش چشم ما به‌تماشا می‌گذارد.
جهادگران اردوی جهادی شهید‌حسینی منازل نیازمندان حاشیه شهر را تعمیر می‌کنند. آن‌ها از ساعت ۶ صبح تا ۱۱ شب به‌طور مداوم کار می‌کنند تا بتواند هر‌چه سریع‌تر کار را به پایان رسانده و منزل را تحویل دهند.
مجید پورقربان در ستایش روحیات محمدرضا رحیم‌زاده می‌گوید: نگاه ستادی ندارد و خودش اول از همه پای کار اجرای هر برنامه است؛ برای او بچه چهار‌ساله و من فرقی نداریم.
چند سالی است که اردو‌های جهادی در اقصی نقاط کشور فعال شده و کار‌های قابل توجهی انجام داده‌اند. این گزارش روایتی از حضور جهادگران کرمانی است که برای خدمت به محله پنجتن مشهد آمده بودند.
بهنام بهادی می‌گوید: وقتی می‌بینم با تخصصی که دارم، می‌توانم به مردم خدمت کنم، حس خوبی پیدا می‌کنم. در فعالیت‌های جهادی که به روستا‌ها یا حاشیه شهر می‌آییم، با سبک‌های مختلف زندگی مردم آشنا می‌شویم.
رضا جان مشهدی می‌گوید: مدتی بود که یاد دوستان سنگرسازم افتاده بودم؛ آنها با آنکه سنگر می‌ساختند، خودشان در مواقعی که دشمن حمله می‌کرد، بی‌دفاع‌ترین بودند. از سوی دیگر خاطره‌های خوبی از لودر در جبهه داشتم.
همه‌چیز از دغدغه‌مندی و احساس مسئولیت چند جوان متخصص در حوزه‌های کارآفرینی، آی‌تی و کسب‌و‌کار شروع شد.امیرحسین صالحی می‌گوید: در تحقیقاتمان متوجه شدیم شیوه‌های سنتی چالش‌هایی دارند.
حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمدامین هاشمی طلبه جهادگر یکی از بسیار افرادی بود که بعد از سیل به یاری خانواده‌های سیل زده شتافت، او از کارواشش هم مایه گذاشت و خودرو‌های سیل‌زده را رایگان صفرشویی کرد.
حجت‌الاسلام‌والمسلمین داوودی‌نژاد می‌گوید: یکی از مشکلات در مسیر کمک‌رسانی به سیل‌زده‌ها واضح‌نبودن درگاه‌های کمک است. اگر گروه جهادی مسجد محله فعال نبود، امکان کمک به سیل‌زده‌ها نبود.
مادرم سرپا بود. راه می‌رفت و کارهایش را خودش انجام می‌داد. دوسالی بود که خانه را خریده بودند و پدرم هنوز داشت قسط هایش را‌ می‌داد که روی سرشان خراب شد. مادرمان بین سیلاب ماند.
آنهایی که اعتقاد داشتند جهاد فقط رسیدگی به مناطق محروم نیست، آستین بالا زدند و کمک را از همسایه‎‌های خود شروع کردند و با سطل‌های کوچک و بزرگ، خانه‌های آب‌گرفته را خالی کردند.
ساعت حوالی ۱۱ شب بود و باران دوباره باریدن گرفته بود. خسته از این سو به آن سو دویدن، تصمیم گرفتیم کار را متوقف کنیم. داشتیم برمی‌گشتیم که زنی میان‌سال با جمله‌اش میخکوبمان کرد: «تو را به خدا بیایید کمک کنید.»
چارچوب خانوادگی که آیت‌الله سید‌حاجی رئیس‌الساداتی بنا نهاده بود، باعث شد سیدابراهیم هرچند به‌دلیل نبود پدر زندگی سخت‌تری نسبت‌به همسالانش داشت، کودکی مقاوم دربرابر سختی‌های زمان شود.
هیچ‌یک از ما تصور نمی‌کردیم باران چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت که کمتر از ۴۰ دقیقه بود، چنین خسارتی به بار آورد. آنچه در کوچه سپاه‌۶۹ پیش آمده، توصیف‌کردنی نیست.
علی پاکدل حدود چهارسال پیش کانون خادم‌یاران رضوی را در محله طبرسی‌شمالی راه انداخت تا به عشق امام‌رضا (ع) کار‌های جهادی‌اش را توسعه دهد و خادم امام مهربانی‌ها باشد.
معصومه برزنونی می‌گوید: خیلی‌ها علی‌رغم هزینه بسیار بچه‌دار نشده و نا‌امید، ادامه درمان را رها کرده‌اند. هدف ما در این طرح، تقویت روحیه این زوج‌ها و دستورالعمل‌های راحت و قابل‌اجراست تا به نتیجه برسند.
آنطور احسان نوری روایت می‌کند: شصت‌دانش‌آموز یتیم، بدسرپرست و نیازمند با کمک اولیای مدرسه شناسایی شدند و از همان روز تا‌کنون، وعده صبحانه و ناهارشان را به‌شکلی نامحسوس و آبرومندانه دریافت می‌کنند.
ساختمان جهاد قبل‌از انقلاب دراختیار سازمان شیر و خورشید بود و مراسم پیشاهنگی در آن برگزار می‌شد؛ اما بعد از جنگ یاد ۶۱ هزار اعزام به جبهه، ۶۴۹ جانباز و ۵۴ آزاده را در خود ثبت کرد و معراج ۳۱۲ شهید خراسان رضوی شد.
طبرسی‌شمالی‌۳۸ همسایگانی دارد که تمام یا بخش زیادی از عمرشان را در‌کنار هم سپری کرده‌اند. علی پاکدل، ۳۴‌سال از عمر چهل‌ودو‌ساله‌اش را در محله طبرسی شمالی سپری کرده است.
هانیه یکی از مددجوهاست که می‌گوید: آکاسیف‌های سقف را قسطی خریده بودیم و به‌سختی پولش را می‌دادیم، اما حشره‌هایی که کم‌کم در آن لانه کردند، بچه‌هایم را خیلی اذیت می‌کردند، به‌ویژه آن یکی که نوزاد است.