سدرهالمنتهی نام یک مؤسسه است که کارش از سال۸۱، برگزاری طرحهای اردویی برای ارگانهاست. علیزادهبذرافشان میگوید: در قالب اردو، «آموزش، تفریح، تربیت و مشارکتهای تعاملی» را بین افراد شکل دادیم.
دختران و پسران گروه جهادی شهیدراحمی، مدارس استثنایی محله ایثارگران را نونوار کردند. سارینا جاویدان میگوید: خوشحالم که توانستیم با طرحهایی جذاب، حس و حال دانشآموزان مدارس را تغییر دهیم.
خانم سعیدی مقدم که همسرش به دلیل شغلش کمترین حضور ممکن را در خانه دارد و عملا در اداره زندگی و رهبری بچهها دست تنهاست، هیچ گلایهای ندارد و قاطعانه پای انتخابش ایستاده است.
محمدامین و محمدسجاد علیجانی، سیده فاطمه قربانپور، مهلا رضاییپور و سید امیرمحمد سیدی نوجوانان فعال بسیجی مسجد المهدی(عج) محله سیدی آگاه هستند و هوشیار.
دکتر علی انجمشعاع که این روزها مدیریت بیمارستانی در مشهد را برعهده دارد، رزمنده دفاع مقدس بوده و روایت همه روزهای جنگ را با تکتک عکسها و تصاویر سیاه و سفید، پیش چشم ما بهتماشا میگذارد.
جهادگران اردوی جهادی شهیدحسینی منازل نیازمندان حاشیه شهر را تعمیر میکنند. آنها از ساعت ۶ صبح تا ۱۱ شب بهطور مداوم کار میکنند تا بتواند هرچه سریعتر کار را به پایان رسانده و منزل را تحویل دهند.
مجید پورقربان در ستایش روحیات محمدرضا رحیمزاده میگوید: نگاه ستادی ندارد و خودش اول از همه پای کار اجرای هر برنامه است؛ برای او بچه چهارساله و من فرقی نداریم.
چند سالی است که اردوهای جهادی در اقصی نقاط کشور فعال شده و کارهای قابل توجهی انجام دادهاند. این گزارش روایتی از حضور جهادگران کرمانی است که برای خدمت به محله پنجتن مشهد آمده بودند.
بهنام بهادی میگوید: وقتی میبینم با تخصصی که دارم، میتوانم به مردم خدمت کنم، حس خوبی پیدا میکنم. در فعالیتهای جهادی که به روستاها یا حاشیه شهر میآییم، با سبکهای مختلف زندگی مردم آشنا میشویم.
رضا جان مشهدی میگوید: مدتی بود که یاد دوستان سنگرسازم افتاده بودم؛ آنها با آنکه سنگر میساختند، خودشان در مواقعی که دشمن حمله میکرد، بیدفاعترین بودند. از سوی دیگر خاطرههای خوبی از لودر در جبهه داشتم.
همهچیز از دغدغهمندی و احساس مسئولیت چند جوان متخصص در حوزههای کارآفرینی، آیتی و کسبوکار شروع شد.امیرحسین صالحی میگوید: در تحقیقاتمان متوجه شدیم شیوههای سنتی چالشهایی دارند.
حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمدامین هاشمی طلبه جهادگر یکی از بسیار افرادی بود که بعد از سیل به یاری خانوادههای سیل زده شتافت، او از کارواشش هم مایه گذاشت و خودروهای سیلزده را رایگان صفرشویی کرد.
حجتالاسلاموالمسلمین داوودینژاد میگوید: یکی از مشکلات در مسیر کمکرسانی به سیلزدهها واضحنبودن درگاههای کمک است. اگر گروه جهادی مسجد محله فعال نبود، امکان کمک به سیلزدهها نبود.
مادرم سرپا بود. راه میرفت و کارهایش را خودش انجام میداد. دوسالی بود که خانه را خریده بودند و پدرم هنوز داشت قسط هایش را میداد که روی سرشان خراب شد. مادرمان بین سیلاب ماند.
آنهایی که اعتقاد داشتند جهاد فقط رسیدگی به مناطق محروم نیست، آستین بالا زدند و کمک را از همسایههای خود شروع کردند و با سطلهای کوچک و بزرگ، خانههای آبگرفته را خالی کردند.
ساعت حوالی ۱۱ شب بود و باران دوباره باریدن گرفته بود. خسته از این سو به آن سو دویدن، تصمیم گرفتیم کار را متوقف کنیم. داشتیم برمیگشتیم که زنی میانسال با جملهاش میخکوبمان کرد: «تو را به خدا بیایید کمک کنید.»
چارچوب خانوادگی که آیتالله سیدحاجی رئیسالساداتی بنا نهاده بود، باعث شد سیدابراهیم هرچند بهدلیل نبود پدر زندگی سختتری نسبتبه همسالانش داشت، کودکی مقاوم دربرابر سختیهای زمان شود.
هیچیک از ما تصور نمیکردیم باران چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت که کمتر از ۴۰ دقیقه بود، چنین خسارتی به بار آورد. آنچه در کوچه سپاه۶۹ پیش آمده، توصیفکردنی نیست.
علی پاکدل حدود چهارسال پیش کانون خادمیاران رضوی را در محله طبرسیشمالی راه انداخت تا به عشق امامرضا (ع) کارهای جهادیاش را توسعه دهد و خادم امام مهربانیها باشد.
معصومه برزنونی میگوید: خیلیها علیرغم هزینه بسیار بچهدار نشده و ناامید، ادامه درمان را رها کردهاند. هدف ما در این طرح، تقویت روحیه این زوجها و دستورالعملهای راحت و قابلاجراست تا به نتیجه برسند.