او پارچه و پردهفروش محله مهرآباد و رابط کسبه این محله در شورای اجتماعی است. هممحلهایها را خوب میشناسد و اخلاق نیکویی هم دارد. چراغ مغازه حسن آقا غیبعلی سالهای سال است که در این محله روشن مانده است و پر از طاقههای پارچه، حولهها، پردهها و لوازم جانبی پرده است. تقریبا هر چیزی که مشتریهای محلیاش در این شغل نیاز دارند.
در گذشته نهچنداندور، بیشتر کسانی که این دیگهای سنگی یا هرکاره را میساختند، اهل نوغان بودند.
کارگرها با بیل و کلنگ بهسختی سنگهای کوهسنگی را استخراج میکردند و آنها را به کارگاههای سنگتراشی و هرکارهسازی در نوغان میآوردند. شاید الان دیگر خبری از این کارگاههای تولیدی نباشد، اما هنوز هم مغازههای صنایعدستی در محله نوغان قرار دارند که دیگهای سنگی را به زائر و مجاور میفروشند
در این روزهایی که هنوز در حال دست و پنجه نرمکردن با کرونا هستیم، برخلاف تصورمان بازار رضا خیلی شلوغ است و شور و حال عجیبی در آن موج میزند. انگار همه به دنبال خریدن سوغات هستند. برخی قیمت میگیرند و برای خرید میمانند و برخی هم فقط قیمت میپرسند و گذر میکنند. وضعیت تسبیحفروشان فرق میکند، تنوع رنگ و شکل تسبیحها و قیمت ارزان برخی از آن سبب میشود تا مشتریانش حداقل تعدادی تسبیح بخرند و دست خالی نروند.
قدیمیها نبات را دوای هر دردی میدانستند و هر مشکلی که برایشان پیش میآمد، نبات مصرف میکردند. حسین اصغرپور 47ساله حدود 30سالی میشود که کارگاه نباتسازی کوچکی در محله نوغان دارد و توانسته است شغل پدریاش را حفظ کند و مشتریانی به قدمت سالها داشته باشد.