در تاکسی آقای عبداللهی در خط فردوسی تا راهنمایی کتاب بخوانید، شعر بشنوید و موسیقی آرامشبخش گوش کنید.
داستاننویس مشهدی میگوید: عیدگاه نمونهای از یک شهر کوچک بود که چند قهوهخانه خیلی خاص داشت. یکی از آنها، قهوهخانه «دربانها» بود که پاتوق آدمهای درستوحسابیتر بود.
سیدسعید طباطبایینایینی در سال ۱۳۳۲ خورشیدی تصمیم میگیرد باقیاتصالحاتی از خود بهجا بگذارد و نخستین گزینهاش، ایجاد یک کتاب خانه است.
نجمه باباغیبی در بخش نسخ خطی و کتب نفیس کتاب خانه عمومی مرکزی امام خمینی(ره) میگوید: بیشتر افرادی که به ما مراجعه میکنند، محققانی هستند که برای تکمیل تحقیقاتشان به اسناد تاریخی معتبر نیاز دارند.
اسماعیل عطش خاصی برای یادگرفتن داشت. درکنار کارش و سختیهایی که داشت، عصرها به کتاب خانه میآمد و تست میزد. نتایج دانشگاه که آمد، او رشته مکانیک قبول شد.
حسین لعلبذری ید طولایی در داستان نویسی دارد. او فارغالتحصیل رشته ادبیات و برگزیده چندین جشنواره کشوری، داور و مدرس داستان و عضو شورای مشورتی نویسندگان خراسان رضوی است.
تکتم غفاری، یکی از مادران محله رضائیه توانسته از همان کودکی فرزندانش را علاقهمند به مطالعه پرورش دهد. او میگوید: کتاب خواندن خودم و همسرم باعث شد بچهها هم اهل مطالعه شوند.