مشهد با این گستردگی و جمعیت تنها یک گرمخانه دارد و دومین آن معلوم نیست کی به بهار بنشیند و تاریخ ناقص آن را کامل کند. البته شهرداری مشهد هم همه ساله گرمخانه های فصلی متعددی برای حمایت از خیابان خوابها ایجاد می کند که به طور معمول فلسفه وجودی آن، برای فصول سرد سال است. در هر صورت در این گزارش تاریخی را بررسی کردیم که بیش از یک قرن است میدود، اما به ایستگاه آخر نمیرسد.
بااینکه بنای مسجد نیمهساز حضرت ابوالفضل(ع) در خیابان شهیدهریری هنوز کامل نشده است، فعالیتهای بسیاری در آن انجام میشود؛ برگزاری مراسم مذهبی در مناسبتهای مختلف و اجرای فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی، بخشی از این برنامههاست. البته روحانی و هیئتامنای این مسجد برای جوانان، نوجوانان و بانوان محله، فعالیتهای اقتصادی هم درنظر گرفتهاند و با برگزاری کلاسهای کارآفرینی و راهاندازی بازارچه محلی درصدد هستند آنها را در این شرایط اقتصادی توانمند کنند.
کارمندان دوم، از محلات قدیمی مشهد است که طراحی منحصربهفرد آن، این محله را از دیگر محلات منطقه6 متمایز کرده. یکی از معابر اصلی محله کارمندان دوم، خیابان شهیدرستمی۱۶ است؛ معبری طولانی که از معابر پررفتوآمد محله به شمار میرود و فضاهای فرهنگی مختلف را در خود جا داده است؛ از مسجد و مدرسه بگیرید تا بوستان و فضاهای تفریحی. این کوچه از یکسو به خیابان شهیدرستمی و از سوی دیگر به خیابان شهیدباقری میرسد.
تنها راهنمای من برای پیداکردن این مسجد معروف، یک در سبزرنگ است در انتهای کوچه مؤمن۱۰. همه مسجد جوادالائمه (ع) در همین زیرزمین خلاصه میشود. همینجا نماز ظهر و عصر میخوانند، کلاسهای مشاوره برگزار میکنند.
توصیهای قدیمی ازسوی همه استادان مداحی مطرح میشود که آقا سیدحسین تقیزاده هم آن را آویزه گوش کرده است؛ اینکه نرخگذاری برای مجالس، پایان کار یک مداح است. او تعریف میکند: مداحی شغل من نیست و هیچوقت برای آن قیمت تعیین نکردهام و صاحب مجلس هر اندازه کرمش بوده، داده است.
از همان در ورودی زمین خاکی وجود دارد که به دلیل بارش برف گلآلود شده است. گرچه کارتن و موکتهای زیادی از همان در ورودی تا سولهای که بهطور موقت برای نمازگزاران ساخته شده است گذاشتهاند، اما تردد برای سالمندان بسیار سخت است. سال96 از سوی آستان قدس رضوی زمین مسجد حضرت ولیعصر(عج) در خیابان سپاه32 اهدا شد تا اهالی محله شهرک بهارستان که تا شعاع چندصد متری آنها هیچ مسجدی وجود ندارد، بتوانند از این مسجد استفاده کنند.
هاجرخانم سالهای اولی که خادم مسجد شد، هنوز بنای آن بازسازی نشده بود؛ پنجرهها چوبی و دیوارها کاهگلی بود. جاروبرقی نداشت و باید با دست جارو میکرد و تمیزکاری بهدلیل قدیمیبودن بنا زمانبر بود ولی هیچگاه در اینزمینه گلایه نمیکرد. جاروی اول هر روز را به نیت سلامتی امامزمان (عج) میزند و همزمان زیر لب برای جوانها، درگذشتگان، دوست و آشنا دعا میکند و صلوات میفرستد؛ خدا را ممنون هستم که گذاشت نوکر خانهاش باشم. نظافت خانه او برایم سخت نبوده و نیست، چون تمام زندگیام از برکت نگاه و لطف و کرم خدا و حضرت ابوالفضل(ع) است.
اواخر دهه70 زمانی که اعضای جهادسازندگی خانههایشان را در محدوده جاهدشهر ساخته بودند، شرکت سرمایهگذاری خانهسازی ایران، شروع به ساخت مجتمع قائم(عج) در انتهای جاهدشهر میکند. این شرکت، مجتمع را در نمایشگاه بینالمللی مشهد به بازدیدکنندگان معرفی میکند و کسانی که خواستار خرید خانه هستند با پرداخت نقدی بخشی از مبلغ، خانهدار میشوند.
محله سرافرازان در گذشته فقط یک خیابان بوده که بهتدریج بهشکل کنونی درآمده است. معبر سرافرازان10 از جمله معابر فرعی این محله است که از سال1370 دراختیار شهروندان قرار گرفته و با ساخت مجتمعهای مسکونی بزرگ به بخشی از بافت شهری تبدیل شدهاست. بخش زیادی از ساکنان این معبر و سایر معابر محدوده سرافرازان را خانواده آزادگان، ایثارگران و جانبازان تشکیل دادهاند که از سیسال پیش در این محدوده ساکن هستند.
پس از فوت او سیدابراهیم باغدار آن را به دست میگیرد. سیدمحمد سادات هم پس از پدر و پدربزرگ چراغ مسجد را روشن نگه میدارد. او حالا در بستر بیماری افتاده است اما محمد شیری، نماینده متولی مسجد، تمام امور آن را به دست گرفته است، دوست و فامیل خانوادگی آنها که از همان دوران کودکی به مسجد رفتوآمد داشته است. حالا در همین فضای کوچک فعالیتهای بزرگی شکل گرفته است.
تنها چند در چوبی در ابتدای خیابان پاچنار و در هوای سرد آذرماه کافی است تا پای آدم را برای تماشا سست کند. نه خبری از آدمهای قدیمی پاچنار هست، نه درختهایی که روزی این کوچه را بهنام خود کرده است. پاچنار یکی از فرعیهای آیتالله بهجت8 است. شاید عمر زیاد و سایه پهن و وسیع این درخت علت کاشت آن بوده است. بعضی از ساکنان چیزی از گذشته کوچهای که در آن زندگی میکنند نمیدانند. برخیها هم خوشحالاند این نام از سر معبر آنها کم نشده است و به پاچناری بودن خود میبالند.
هیئت ریحانةالحسین(ع) سالها پیش راهاندازی شده و محلی برای کارهای فرهنگی جوانان است اما آقا علیرضا درباره اینکه چرا به فکر راهاندازی و اداره هیئتی مذهبی افتاده است، میگوید: جاذبه امام حسین(ع) هر قلبی را به خود متمایل میکند و میتواند کانونی برای گرد هم آمدن هر قشری بشود که بزرگترین کارها را هم انجام دهند.
این بار درباره آن بخش از نوغان خواهیم گفت که به روایت این دوست عزیز چون طفل جدا مانده از مادر است و اکنون دیگر تنها در ذهن قدیمی های مشهد است اگرنه برای آن هایی که برای نخستین بار وارد آن می شوند، «آصفی» یا«طبرسی 11» است و برای کسبه بعد از «چهارسوق» هم «کوچه سیابان». این نام های متعدد هم هرکدام داستانی دارد
کوچه کرامت56 امکانات و ظرفیتهای خوبی دارد. مسجدی که در آن قرارگرفته پایگاه فعالیت افراد سن و سالدار و جوان است. مدرسهای هم در محدوده هست که این معبر را پرتردد کرده است.مرکز بهداشت محله هم همسایه ساکنان کوچه کرامت۵۶ است. فضای سبز انتهای این کوچه نیز در محله مهرآباد جالب توجه است و مکان تفریح بسیاری از خانوادهها در تابستان و بهار میشود. خانههای بازسازی و نونوارشده آن هم حکایت از دلبستگی اهالی به محل زندگیشان دارد.
من معتقدم چراغ مسجد نباید خاموش بماند. به همین دلیل اگر کسی باشد یا نباشد، هر روز ظهر و مغرب در مسجد را باز میکنم، چراغها را روشن میکنم و از بلندگو اذان پخش میکنم تا مسجد سوتوکور نماند.
به مردم که اعتماد کنیم، همه چیز درست می شود. حاج آقا علیرضا نظری این را می گوید و از این جریان تجربه های شیرینی به خاطر دارد. تعریف می کند: فرصت خوبی بود که هرکس خودش را محک بزند. مردم اینجا شاید سرمایه دار و پول دار نباشند اما تا دلتان بخواهد مرام دارند. موردی داشتیم یک از اهالی ارثیه ده میلیونی ای را که به او رسیده بود بخشید یا دانش آموزی همه پول توجیبی اش را که داخل قلک جمع کرده بود برای ساخت مسجد اهدا کرد. یکی هم پول درها و پنجره ها را داد. مرحوم محمدعلی نوروززاده خانه اش را وقف کرده بود که از محل فروش آن بخشی از هزینه ها جفت و جور شد.
خیابان حجاب25 که مزین به نام شهید علیرضا شریفی است، در محدوده محله استادیوسفی قرار دارد. این معبر تا سال 1365 جزو بافت شهری نبوده و پس از آن بهتدریج وارد محدوده شهر شده است. در این خیابان چهار کاربری مذهبی، فرهنگی، آموزشی، فضای سبز و تجاری قرار دارد اما کاربری شاخص این معبر به مسجدالمنتظر(عج) اختصاص دارد که باعث گسترش فعالیتهای فرهنگی و مذهبی در این خیابان شده است.
کوچه شهید مولایی در خیابان مجد28 حدود 50سال قبل به کوچهباغهای سیدی معروف بوده است. زمینهای باغی که ظاهرا متعلق به شخصی به نام سیدی بود علت این نامگذاری است. این کوچه را سراسر باغهای انگوری، سیب و هلو تشکیل میداد. «باغهای غلامحسیناحمد»، «حاج ممدقندی» و «دکتر ثقهالاسلام» از این جمله بود. این کوچه را به نام این باغها هم میشناختند.
از زمانی که حاجرجب بهادر، فرد متمول پایینخیابان و معتمد دربار قاجار، بخش زیادی از زمینهایش را وقف کرد، نزدیک 130سال میگذرد. او که در میان مردم «خیر» شناخته میشد، صاحب کاروانسرایی در کوچهای بهنام خودش(شهیدسالاریمقدم12 کنونی) بود و طبق وصیتش پس از فوت به تکیه حاجرجب تبدیل شد و با 101سال قدمت همچنان فعال است.
خیابان حبیببنمظاهر به گفته قدیمیهای محله چند نام عوض کرده است: بیستمتری امامخمینی(ره) و مسلم 15 حالا هم محل فروش کلی خواربار و اقلامی است که از روستاهای اطراف بهویژه کلات میآید. به همین علت، تعداد روستاییها که حالا ساکن این معبر شدهاند زیاد است. قیمت مناسب اجناس خیلی از مغازهداران محدودههای دیگر را ترغیب میکند از این خیابان خرید کنند و اول معبر، کلی راننده نیسان برای حمل اجناس صف بستهاند.