مشهد قدیم - صفحه 28

دوچرخه وقتی به ایران آمد که مردم سنتی و عوام جامعه آن را وسیله شیطان و یا ابزار جادو می‌نامیدند. با وجود این راه افتادن دوچرخه در شهر‌های ایران طولی نکشید.
مردم هجوم می‌آوردند برای دیدن شتر و موهایش را می‌کندند! بعد منتقلش کردند به مزرعه نمونه. من خودم بعد از آنکه خادم شدم، هفت تا هشت سال هر سال به دیدنش می‌رفتم.
کفش ملی که ۵۷ سال پیش چکمه سربازان ارتش شوروی را تأمین می‌کرد، حالا فقط به خاطره‌ای در ذهن دوستدارانش تبدیل شده است و نه حتی کفش پایشان.
برادران خیامی با سختی، چهارصدتومان سرمایه اولیه، صرف تجهیز کارواش می‌کنند و نخستین شراکتشان را سقف و ستون می‌زنند.
اسناد می‌گویند از سال زلزله تا هفت سال بعد، به‌ترتیب دارالسیاده و گنبد حرم مطهر، مسجد گوهرشاد، مدارس پریزاد، بالاسر، دودر و پایین‌پا تعمیر می‌شوند.
مشهد طوس هم از روز پیدایش آن و در روزگاری که تشیع هنوز در ایران استقرار نیافته بود، مورد احترام و مزار و مطاف دینداران و روشن‌دلان این سرزمین بوده است.
میرزاحسن تبریزی یک نام آشنا در تاریخ آموزش‌وپرورش نوین ایران است که دست‌برقضا گذرش به مشهد هم افتاده است.
شاه عباس صفوی از کرد‌های جنگجوی ولایات غربی ایران بهره گرفته و آن‌ها را به شمال و شمال شرق خراسان کوچ می‌دهد، نادرشاه هم چنین می‌کند و خراسان بدل می‌شود به قرارگاه اصلی قشون ایران، در دوره افشاری.
در مشهد به گروه سیاه بازها، گروه «مطرب ها» نیز می‌گفتند. مرکز تجمع هنرمندان این گروه‌ها در محله پایین خیابان و قهوه خانه معروف «ماشالانوروز» بود.
سیر شکل‌گیری، تحول و پیشرفت تلاوت قرآن در مشهد قرن چهاردهم از یک قرن پیش با ورود سید محمد از اهالی کربلا به مشهد رقم می‌خورد.
محمد حسن خان مسعودی، مشهور به شجاع‌الایاله در عصر مشروطه عنان مشهد را به دست گرفت.
مزرعه احمدآباد دارای قلعه یا محل نشیمن کشاورزان هم بوده که به «قلعه دراز» شهرت داشته و بین فلکه احمدآباد (طالقانی کنونی) تا سه‌راه راهنمایی گسترده بوده است.
اولین تخریب‌های بالا خیابان و پایین خیابان از دوره احمد شاه شروع شده است. به نظر می‌رسد آن زمان هر کس برای خودش ایوانی رو به خیابان ساخته و آن را تا هر جایی که می‌توانسته کش می‌داده است.
مشهد یعنی محل شهادت امام رضا(ع)؛ پیش از آن، ما در تاریخ این خطه با سه نام رو به رو هستیم؛ «نوغان» به عنوان یک شهر، «توس» به عنوان یک ولایت و «سناباد» به عنوان یک روستا.
محمود ناظران‌پور از علاقه‌مندان به تاریخ وپیشکسوت صنعت چاپ خراسان است. او روزگار کودکی‌اش را در قلعه خیابان گذرانده و از بزرگ‌زادگان آن زمان بوده است. چند‌هکتار باغ در خیابان محمدآباد داشتند و یک خانه هم در کوچه سلام!
در و دیوار این خانه با عطر و بوی مادربزرگ و پدربزرگ و همسایه‌هایی که مدام در پی خیررسانی به هم بودند، عجین شده بود. وقتی صحبت آن روزها را می‌کند، چهره‌اش خندان و دهانش شیرین می‌شود. هنوز هم با خاطره همان آدم‌ها و حال‌وهوایی که در آن بزرگ شده و خو گرفته، دل‎خوش است. علی علما‌خباز، یکی از قدیمی‌های ته‌پل‌محله، با خاطراتش ما را به نیم‌قرن پیش می‌برد و روایت‌های جذابی درباره جریان مهربان زندگی به تصویر می‌کشد.
خیابان شهید فلاحی‌۷ در محدوده قاسم‌آباد، به «خیابان بهورز» شهرت دارد و در محدوده محله فرهنگیان واقع است؛ خیابانی که انواع خدمات آموزشی، فضای سبز، تجاری و درمانی در آن درنظر گرفته‌شده و به‌عنوان مرکز محله، در تمام ساعات روز، پویا و امن است.
روایت‌ها می‌گویند، نخستین هواپیمایی که آسمان ایران را شیار زده، نیمه دی‌ماه1292خورشیدی از نیلی بی‌نهایت این فلات گذشته است، البته این هواپیما، یک طیاره‌ قدیمی یک یا چند سرنشین و عموما نظامی بوده‌ که در اختیار ارتش دول خارجی قرار داشته‌ و ایران تا آن زمان از آن بی‌نصیب بوده است. همین مناسبت هم سبب شد تا در سطرهای بعدی از نخستین هواپیما در آسمان ایران و مشهد بگوییم.
برای تعریف دقیق مشهد قدیم، باید تاریخچه مزارع و روستاهای اطراف شهر را که امروز جزئی از محلات مشهد شده‌اند، درنظر بگیریم. تصویب 10 دی به عنوان روز ملی مشهد در شورای فرهنگ عمومی خراسان رضوی، بهانه‌ای شد تا نگاهی بیندازیم به محلات و روستاهای هویت‌سازی که امروز حدود مناطق یک و 2 شهر را تشکیل می‌دهند.
نخستین خبر ثبت شده درباره ثبت احوال مشهد نشان می دهد اوایل اسفند 1304 خورشیدی، ثبت نام فامیل آغاز می‌شود. انتخاب نام فامیل هم راه های مشخصی داشته که معمولا بر اساس نام طایفه، خاندان، لقب و شغل انجام می شد.