محمد حسن خان مسعودی، مشهور به شجاعالایاله در عصر مشروطه عنان مشهد را به دست گرفت.
مزرعه احمدآباد دارای قلعه یا محل نشیمن کشاورزان هم بوده که به «قلعه دراز» شهرت داشته و بین فلکه احمدآباد (طالقانی کنونی) تا سهراه راهنمایی گسترده بوده است.
اولین تخریبهای بالا خیابان و پایین خیابان از دوره احمد شاه شروع شده است. به نظر میرسد آن زمان هر کس برای خودش ایوانی رو به خیابان ساخته و آن را تا هر جایی که میتوانسته کش میداده است.
مشهد یعنی محل شهادت امام رضا(ع)؛ پیش از آن، ما در تاریخ این خطه با سه نام رو به رو هستیم؛ «نوغان» به عنوان یک شهر، «توس» به عنوان یک ولایت و «سناباد» به عنوان یک روستا.
محمود ناظرانپور از علاقهمندان به تاریخ وپیشکسوت صنعت چاپ خراسان است. او روزگار کودکیاش را در قلعه خیابان گذرانده و از بزرگزادگان آن زمان بوده است. چندهکتار باغ در خیابان محمدآباد داشتند و یک خانه هم در کوچه سلام!
در و دیوار این خانه با عطر و بوی مادربزرگ و پدربزرگ و همسایههایی که مدام در پی خیررسانی به هم بودند، عجین شده بود. وقتی صحبت آن روزها را میکند، چهرهاش خندان و دهانش شیرین میشود. هنوز هم با خاطره همان آدمها و حالوهوایی که در آن بزرگ شده و خو گرفته، دلخوش است. علی علماخباز، یکی از قدیمیهای تهپلمحله، با خاطراتش ما را به نیمقرن پیش میبرد و روایتهای جذابی درباره جریان مهربان زندگی به تصویر میکشد.
خیابان شهید فلاحی۷ در محدوده قاسمآباد، به «خیابان بهورز» شهرت دارد و در محدوده محله فرهنگیان واقع است؛ خیابانی که انواع خدمات آموزشی، فضای سبز، تجاری و درمانی در آن درنظر گرفتهشده و بهعنوان مرکز محله، در تمام ساعات روز، پویا و امن است.
روایتها میگویند، نخستین هواپیمایی که آسمان ایران را شیار زده، نیمه دیماه1292خورشیدی از نیلی بینهایت این فلات گذشته است، البته این هواپیما، یک طیاره قدیمی یک یا چند سرنشین و عموما نظامی بوده که در اختیار ارتش دول خارجی قرار داشته و ایران تا آن زمان از آن بینصیب بوده است. همین مناسبت هم سبب شد تا در سطرهای بعدی از نخستین هواپیما در آسمان ایران و مشهد بگوییم.
برای تعریف دقیق مشهد قدیم، باید تاریخچه مزارع و روستاهای اطراف شهر را که امروز جزئی از محلات مشهد شدهاند، درنظر بگیریم. تصویب 10 دی به عنوان روز ملی مشهد در شورای فرهنگ عمومی خراسان رضوی، بهانهای شد تا نگاهی بیندازیم به محلات و روستاهای هویتسازی که امروز حدود مناطق یک و 2 شهر را تشکیل میدهند.
نخستین خبر ثبت شده درباره ثبت احوال مشهد نشان می دهد اوایل اسفند 1304 خورشیدی، ثبت نام فامیل آغاز میشود. انتخاب نام فامیل هم راه های مشخصی داشته که معمولا بر اساس نام طایفه، خاندان، لقب و شغل انجام می شد.
خیابان سلمان فارسی در منطقه یک مشهد واقع شدهاست. این خیابان از محلههای کوی دکترا، فلسطین و راهنمایی عبور میکند و به معابر مهمی مانند بولوار شهیدکلاهدوز، راهنمایی و بخارایی میرسد. کال قرهخان که در این خیابان قرار دارد، چندسالی است شهرداری روی آن را پوشانده و آن را به بوستانهای محلی تبدیل کرده است. این خیابان تا 27سال قبل دوطرفه بود و از اواخر دهه70 یکطرفه شد. برج سلمان جزو ظرفیتهای مهم تجاری این خیابان و شهر است.
جایی در حوالی خیابان بهار میتوان مغازهای پانزدهمتری را دید که به طور ویژه در آن کرسی میسازند. بیرون مغازه یک کرسی خیلی قدیمی گذاشتهاند که خودشان آن را شناسنامه مغازهشان میدانند. کرسی از چوب گردوست و از روستایی از اطراف دامغان به نام«تویهدروار»آمده است که اصالت صاحب مغازه به آنجا برمیگردد.
یکی از افراد کلیدی در این پیوند سه نفره، مجید شاهی است. او از قدیمیها و بزرگشده کوچه حمام حاجنوروز است. کسبوکارش از دهه1370در محله نوغان شکل گرفته است. از همان روزگار نیز پای کار فعالیتهای فرهنگی و مذهبی نوغان بوده است و در این مسیر، دو همسایه دیگرش نیز او را همراهی کردهاند.
مشهد با این گستردگی و جمعیت تنها یک گرمخانه دارد و دومین آن معلوم نیست کی به بهار بنشیند و تاریخ ناقص آن را کامل کند. البته شهرداری مشهد هم همه ساله گرمخانه های فصلی متعددی برای حمایت از خیابان خوابها ایجاد می کند که به طور معمول فلسفه وجودی آن، برای فصول سرد سال است. در هر صورت در این گزارش تاریخی را بررسی کردیم که بیش از یک قرن است میدود، اما به ایستگاه آخر نمیرسد.
می توان گفت کوچه روشن عمری 150ساله دارد، ولی با این همه کمتر از بیست سال پیش، در جریان طرح نوسازی و بهسازی اطراف حرم مطهررضوی نابود می شود تا بخشی از زمین های اطراف آن به خیابان آیت الله طبسی اختصاص پیدا کند و بخشی هم در یکی از پروژه های بلندمرتبه منطقه قرار بگیرد. ناگفته نماند این کوچه قدیمی را مردم محلی به دلیل مجاورت با بنای ثبت ملی تخریب شده سرای ترکمن ها از جانب کوچه مخابرات به نام «کوچه ترکمن ها» هم می شناختند.
خیابان شهیدمفتح را هنوز خیلیها به «سیمتری طلاب» میشناسند؛ بازاری بزرگ که بسیاری از مشهدیها برای خرید آنجا را انتخاب میکنند. این خیابان مغازههایی متنوع با انواع و اقسام کالا دارد، بهطوریکه معمولا کسی دست خالی از آن بیرون نمیرود. خیابان شهیدمفتح یا همان سیمتری طلاب، گزینه انتخابی زوجهای جوان برای خرید عقد و عروسی هم هست.
کوچه شهید هریری5 بخشی از خیابان شهید هریری واقع در محله رازی است. این خیابان در سیر تاریخی شهر مشهد تا سال1365 جزو محدوده شهری محسوب نمیشد، اما پس از آن بهتدریج وارد بافت شهری شد. در این محدوده انواع کاربری آموزشی، ورزشی، فضای سبز و مذهبی وجود دارد؛ با این حال کاربری شاخص در این معبر، کاربری آموزشی است که ازجمله آن میتوان به دبستان زکریای رازی، دبستان حکیمیان، دبیرستان شاهد پسرانه مهدیزادهنیا و هنرستان فنی و حرفهای دخترانه مهدیزادهنیا اشاره کرد.
«محمدحسنخان مسعودی خراسانی»، در روزهای تاریک و روشن سال 1288 خورشیدی شهرداری را با صرف هزینه شخصی اداره کرد و نگذاشت هرج و مرج بر مشهد حکمفرما شود.
این روایت، دو شخصیت دارد؛ یکی غلامحسین بهآذین نودوپنجساله که متولد 1306 خورشیدی در محلهای پایینتر از نوغان مشهد به نام شیخ عطار است و دیگری علیاکبر باقری نودساله که سال1311 در سرولایت نیشابور متولد شده است. این دو دوست که اکنون شاید از قدیمیترین شهروندان مشهد هم باشند، خاطرات زیادی از روزگاران دور این شهر دارند؛ از روزهایی که بهلول به حرم آمد و واقعه مسجد گوهرشاد بهوقوع پیوست.
ماجرا از این قرار است که مرحوم عبدالحمید مولوی، عالم، پژوهشگر و تاریخشناس مشهدی در اوایل قرن14، این بنا را میسازد و با اینکه واجد ارزش تاریخی شناخته میشود، ثبت ملی نمیشود. وارثان عبدالحمید در سال 1385 به دلیل قیمتگذاری پایین میراث فرهنگی، آن را به «مدرسه علمیه مهدیه آیتالله فاضل» میفروشند. در ادامه تمام بنا تخریب شده، تنها نبود مجوز برای تخریب دیوار و درهای خانه آن را از ویرانی مصون نگهمیدارد و این سردر فیروزهایرنگ را برای ما به یادگار باقی میگذارد.