مشهد قدیم - صفحه 25

علی آیریا اولین کسی بود که عکاسی با نور لامپ را راه‌اندازی کرد و توانست در شب هم با نورپردازی عکاسی کند.
قالی‌بافی مشهد بعد از صفویه تا اواسط دوره قاجاریه، یک مرحله از رکود را پشت‌سر می‌گذارد و تا سال ۱۲۸۴ خورشیدی از صنایع مهم صادراتی مشهد به‌شمار می‌رود.
ابراهیم رضوانی یکی از بازمانده‌های قالی بافی کوچه ادیب صابر است.
محمد نیک‌خورمیزی خاطره‌های فراوانی دارد از شاعرانی که حالا دیگر در بین ما نیستند و به همه این‌ها باید خاطره‌های مشهد قدیم را هم اضافه کرد.
در گذر زمان علافی‌ها و پشم فروشی‌ها جمع شد و درحال حاضر سرای شاهرودی بیشتر به فروش کلی خواروبار و حبوبات شهرت دارد.
شواهد امر نشان می‌دهد عزاداری که حاج عباس قدیری قصابان و حسن اردکانی برگزار کردند نخستین عزاداری رسمی مشهدی‌ها در دوران ممنوعیت رضاخانی است.
برای دکتر شریعتی خانه‌ای به قیمت هفت‌هزار تومان در خیابان عدالت احمدآباد خریدم و ضامن چک ۳۰۰ تومانی همسرش شدم. چکی که متأسفانه برگشت خورد.
رویا فضائلی به‌عنوان سفیر فرهنگی مسابقات بین‌المللی که بین کشور‌های مسلمان در کشور اردن برگزار شده، به‌عنوان اولین زن در این عرصه شرکت کرد.
بستنی‌فروشی رحیم اصلِ‌من بی‌شباهت به یک عتیقه‌فروشی نیست؛ البته بیشتر عتیقه‌ها به موضوع بستی و آبمیوه مربوط هستند. او جزو نخستین افرادی است که آبمیوه را به مشهد می‌آورند.
مدرسۀ خیرات خان پس از بازسازی در دل حرم امام رضا(ع) جای گرفته و امروز جزئی از دانشگاه علوم اسلامی رضوی است.
زمان ما خبری از شیوه‌های نوین آموزش نبود و من خودم گرامافون را به کلاس می‌بردم و برای بچه‌ها مکالمه زبان پخش می‌کردم تا تلفظشان خوب شود.
سرهنگ دکتر سید مجتبی نقیبی به عنوان «بورسیه ارتش» به همراه نخستین گروه دانشجویان پزشکی مشهد، وارد دانشکده پزشکی شد.
در مشهد هم مثل دیگر شهرها، گروه‌ها و احزاب مختلف از مجاهدین خلق گرفته تا پیروان خط امام، امید راهیابی به مجلس را دارند.
عبدالجواد بجن‌گردی، از شاعران توانای دوره مشروطه است که به دلیل مهارتش در محفوظات فراوان نظم و نثر به ادیب‌نیشابوری شهره شده است.
نشستن شاه‌ اسماعیل بر اریکه قدرت، یک نقطه عطف در تاریخ مشهد است و تبدیل آن به یک کلان‌شهر از همین مقطع زمانی شتاب گرفت.
دوچرخه وقتی به ایران آمد که مردم سنتی و عوام جامعه آن را وسیله شیطان و یا ابزار جادو می‌نامیدند. با وجود این راه افتادن دوچرخه در شهر‌های ایران طولی نکشید.
مردم هجوم می‌آوردند برای دیدن شتر و موهایش را می‌کندند! بعد منتقلش کردند به مزرعه نمونه. من خودم بعد از آنکه خادم شدم، هفت تا هشت سال هر سال به دیدنش می‌رفتم.
کفش ملی که ۵۷ سال پیش چکمه سربازان ارتش شوروی را تأمین می‌کرد، حالا فقط به خاطره‌ای در ذهن دوستدارانش تبدیل شده است و نه حتی کفش پایشان.
برادران خیامی با سختی، چهارصدتومان سرمایه اولیه، صرف تجهیز کارواش می‌کنند و نخستین شراکتشان را سقف و ستون می‌زنند.
اسناد می‌گویند از سال زلزله تا هفت سال بعد، به‌ترتیب دارالسیاده و گنبد حرم مطهر، مسجد گوهرشاد، مدارس پریزاد، بالاسر، دودر و پایین‌پا تعمیر می‌شوند.