بازار زنجیر، همچون بست بالا و پایین، حرمت داشت و افرادی که به آن پناه میبردند از تعدی دیگران مصون میماندند.
مهمترین ویژگی خانه تاریخی ناظران وسعت زیاد و قدمت آن است. از ویژگیهای بارز خانه تاریخی ناظران موقعیت قرارگیری آن در سایتی باارزش و راسته تاریخی بین عباسقلیخان تا خیابان نواب صفوی ۱۱ است.
محمدمهدی پارسایی از ۱۰ سال قبل آرشیو اسناد تصویری و مکتوب را در کل ایران و مشهد جمعآوری کرده و چندین مجموعه عکس از تهران قدیم و مشهد و سایر شهرستانها به چاپ رسانده است.
دو تانک سبک با جمعی از اوباش و درجهداران، خیابانهای شهر را درنوردیدند. عدهای از آنها به اشاره گردانندگان کودتا، دست به غارت چند مغازه و سینما زدند.
حسن دهلوی یکی از ساکنان قدیمی خیابان سناباد است که از زمان ساخت مسجد سناباد و همسایگی با کولیها خاطره دارد.
فتحعلی شاه بهرسم سپاس از دوراندیشی اسماعیلخان، هموزنش به او طلا اهدا میکند. این سردار، طلاها را صرف ساختن سنگاب حرم رضوی میکند.
محمد تقی هوشیار، معمار پیشکسوت ۸۳ سالهای است که در پروژههای مهمی از جمله ساخت راهآهن، سینما آفریقا، بلوار وکیل آباد، قاسم آباد، بولوار پیروزی و... نقش داشته است.
ناصرالدین شاه قاجار دوبار عزم زیارت میکند و در هر دو نوبت، شرح این پابوسی را مینویسد؛ شرحی که درقالب سفرنامه است، اما در روزنامهای به نام «اردوی همایون» چاپ میشود.
کوچه چهل پایه روزگاری بهعنوان میانبر چهارباغ به بازار سرشور، رونق داشت، اما این روزها بدون سکنه دائمی است.
عکاسان در ابتدا با قرار دادن زائر در مقابل مجموعه حرم رضوی از آنان عکس میگرفتند. سپس بهدلیل محدودیتهای کار در فضای باز زائران جلوی پردههای نقاشی حرم و بارگاه میایستادند و عکس میگرفتند.
روزنامه «نوبهار» در محرم سال ۱۳۲۹ قمری در گزارشی مینویسد: «مردم در مجالس تعزیه اباعبدالله (ع) بهجای قند و چای، قهوه با عسل مینوشیدند.»
ناصر دیانتی کلیددار تمام صندوقهای زرد کنار خیابانهای محله آبوبرق بوده است آن هم زمانی که کار و زندگی مردم با پست و همین صندوقهای زردرنگ کنار خیابان گره کوری داشت.
زمان ممنوعیت عزاداریها هم جایی مخفیانه به نام «منبرخانه» بود که مردم آنجا میرفتند و عزاداری میکردند. مثل منبرخانه مرحوم آقای شاهرودی در کوچه «زمرد».
اطعام عزاداران در ایام محرم و صفر در خراسان و مشهد در دوره قاجار رواج پیدا میکند و شامل انواع حلوا، پلو و آشهای مختلف میشده است.
خاندان سعیدی رضوی ۵ برادر هستند که ورزش حرفهای نقطه عطف زندگی آنها است، از این جمع مرتضی، پیشکسوت والیبال است، برادرش یحیی، پیشکسوت فوتبال و جلال جزو نخستینشمشیربازان مشهدی است.
اسماعیل امکانیمقدم، عمری را به آهنگری گذراند، اما آنچه او را سخت کرده بود، آهن و آهنگری نبود؛ بیکسی و تنهایی بود. آهن، تنها سهم او از زندگی بود. دستهای گرم او از هر ورق آهن سرد چیزی میساخت.
استادعلیاکبر صفارزاده شاید آخرین نفری باشد که از نسل شیروانیکوبهای قدیم مشهد مانده و هنوز از شغل سنتیاش محافظت میکند.
محمدرضا رضوانی خراسانی، مجموعه دار مشهدی حدود سیصد گرام، رادیو، رادیوگرام، رادیوهای صحرایی، نوار کارتریج و... صفحههای قدیمی دارد که در نوع خود بینظیر و کمنظیر است.
مرحوم عابدزاده ۲۴ سال برای شکلگیری مجموعه مدارس عابدزاده زحمت میکشد و دوازده مدرسه میسازد و هرکدام را مزین به نام یکی از ائمهاطهار (ع) میکند.
زائری که به زیارت میآید باید ابتدا از بازار عبور کند. از زنجیر بگذرد تا وارد بست شود. سپس از گذرگاه طاقدار بلندی عبور کند و به محوطۀ وسیع چهارگوشی که از آثار شاهعباس کبیر است، برسد.