زمان جنگ تحمیلی اگر اشتباه نکنم نزدیک همین میهمانسرا جنگزدههای جنوب از شهرستان شادگان آمده و در اینجا جمع شده بودند. همسایهها به آنها آب و برق داده بودند. یک تنور انتهای خانه داشتیم که زنها برای پختن نان در آنجا جمع میشدند و دور هم نان میپختند.
کوچه حوض امیر (طبرسی2) که از یکسو به تهپلمحله و نوغان و از سوی دیگر به حرم مطهر و خیابان طبرسی میرسد، بهواسطه وقف مسجد و حوضی که در آن دستنماز گرفته میشد، معروف بود و با وجود اینکه دیگر خبری از حوض نیست، همچنان به همان نام قدیم تابلونویسی شهری شده است.
چهارطبقه معروف حاجیلته که 9باب مغازه نیز زیر آن قرار داشت و او با عمری خون دل خوردن و به قول قدیمیها با فروش لتههایی (تکه پارچه) که از گوشه و کنار محلهها جمع میکرده و به مردم میفروخته، ساخته بوده است، با وجود حضور اسدزاده و پسرانش در مغازه توسط مأموران ولیان روی سرشان خراب شد، هرچند آسیب جدی به آنها وارد نشد.
سایت دانشنامه مشهد به معرفی آثار تاریخی، فرهنگ و هویت مشهد می پردازد. این سایت در سال ۱۳۹۲با هدف معرفی جاذبههای گردشگری، طبیعی و همچنین فرهنگ عامه؛ پتانسیلهای اقتصادی و در نهایت به عنوان یک پایگاه علمی و بانک اطلاعات شهر مشهد و استان خراسان رضوی؛ بهصورت مردمنهاد آغاز به کار کرده است. دانشنامه مشهد توانسته چندین مقام بیاورد.
حوزه مرمت حرم همزمان با کتابخانه پایهاش گذاشته شده است و تا کنون ادامه دارد. در اسناد دوره صفویه نیز که دخل و خرج کتابخانه را نوشته جایی به هزینه ملاصحافباشی اشاره کرده که نشان میدهد از دوران صفویه کارمندانی این کار را انجام میدادهاند.
شهروندان محله آزادشهر که قبل از انقلاب آریاشهر نام داشت، مسافران مینیبوس انقلاب شده بودند. آن زمان آزادشهر محلهای دورافتاده از شهر محسوب میشد که دسترسی ساکنانش به شهر به واسطه فاصله زیاد و کمبود وسایل نقلیه خیلی راحت نبود، یک مینیبوس بود که مسافران محله تا مرکز شهر را هر روز جابهجا میکرد، انقلابیها در روزهای منتهی به انقلاب، مسافران این مینیبوس شده بودند، مقصدشان مرکز شهر و هدفشان رسیدن به تظاهرات بود.
خیابان سرخس یکی از خیابانهای قدیمی و هویتی مشهد است. این خیابان مرز منطقه5و6 قرار گرفته و از پنجراه پایین خیابان به صورت اُریب جدا میشود و خودش را تا چهارراه قهوهخانه عرب میرساند. پیرمردهای با تجربهای در این خیابان به چشم میخورند که هر کدام در حُجره زهوار در رفتهای شغلی را سر پا نگه داشتهاند و لقمه نان حلالی را در میآورند. اگر نام این خیابان به گوشتان خورده و اطلاعی از مشاغل این خیابان ندارید؛ این گزارش را از دست ندهید.
بابانظر ۱۰ یا همان خیابان میثم شمالی در ابتدای محله رده واقع شده است. در گذشته قلعهکهنه، قلعه گنابادیها، قلعه نو، قلعه خردو، قلعه منتقی (محمدتقی)، قلعه حاجرمضان و... جزیی از همین محله رده بوده است.
قبرستان خردو تا سال1345 محل دفن اهالی محله نوغان به شمار میرفت، اما در گذر زمان و با شکلگیری قبرستان بهشت رضا(ع)، این قبرستان نیز مانند دیگر قبرستانهای کوچک محلی متروک و تخریب شد، بهطوری که اکنون دیگر اثر و نشانهای از آن وجود ندارد. نکته متفاوتی که در ارتباط با قبرستان خردو وجود دارد، مسجد این قبرستان است که با وجود گذشت بیش از نیمقرن، هنوز هم در محله پابرجاست.
در منطقه ثامن مشهد 40حمام بزرگ و کوچک وجود داشت و دسترسی به حمام آسان بود، اما بستن بار و بنه و اجرای مراسم مخصوص عید، حمامکردن را مثل هفتخان رستم کرده بودند.
مدیران شهری سالهاست به این نتیجه رسیدهاند که فضاهای محلی باید به گونهای باشند که یک اثر هنری جنبه هویتبخشی برای آن محله و منطقه را داشته باشد. اتفاقی که پای هر رهگذری را ناخودآگاه سست کند و آنها را به این فکر بیندازد که این شخصیت چهکسی است و به نظر میرسد اثر هنرمند بنام مشهدی، محمدحسین مأموریان، این اتفاق را رقم زده است.
پس از اجرای طرح احیای بازار سرشور، از ابتدای اسفند امسال جدارهسازی کوچه آیتالله خامنهای نیز در دستور کار شهرداری قرار گرفت و طرح بازآفرینی آن آغاز شد.
از آن زمانی که حسینمیرزا میرالدوله، والی خراسان در سال1320، در کوچهای نزدیک به چهارراه نادری آن روزها آبانباری بنا کرد تا آب شرب مردم محله و چهارحوض واقع در صحن عتیق را تأمین کند، کوچه را به نام او مزین کردند.
در محله نوغان که جز کهنترین محلات مشهد است یک نانوایی با قدمت 120ساله وجود دارد و صاحب کنونی آن، جواد فارسی، متولد سال1338 است. مردی که در همین محله متولد شده، قد کشیده و گذشته آن را بهخوبی به یاد دارد.
وقتی عصارنیای بزرگ کارخانه یخ را راه میاندازد در بولوار توس، نه سه راهی بوده و نه خیابانی. آن وقتها توس تا چشم کار میکرده بیابان بوده و زمین، اما افتتاح کارخانه و آمد و شد مردم و کارگران باعث میشود سه راه دانش رونق بگیرد. با گذشت 45سال هنوز مردم مشهد سه راه دانش را با نام کارخانه یخ میشناسند؛ کارخانهای که امروز نفسهای آخرش را میکشد.
بعد از سروصداهای زیادی که 2سال پیش درباره امن نبودن سرای عزیزا...اف ایجاد شد و این تجارتخانه صدساله مشهدیها از سوی مقامات دادگستری و آتشنشانی پلمب شد، شهرداری مشهد پیشقدم شد و با هماهنگی با سازمان میراثفرهنگی و جمعی از کسبه با قبول بخشی از هزینهها تصمیم به بازسازی و مرمت مشارکتی این سرا گرفت.
زمانی در اطراف حرم مطهر امام رضا(ع) صدای شاگرد عکاسباشیها به گوش میرسید که هر رهگذری را دعوت به عکاسی میکردند: «عکس میگیریم، عکس حرم و بارگاه»؛ اکنون زمان زیادی از آن روزگار گذشته است و عکاسی صنعتی و دیجیتالی و تلفنهای همراه جایگزین این نوع عکسها شدهاند. حالا اگر در حوالی حرم قدم بزنید، کمتر صدای شاگرد عکاسباشی را میشنوید و شاید این حرفه نیز همانند بسیاری دیگر از شغلها به دست فراموشی سپرده شود.
١١4سال پیش درست در کنار همین نهر که به نهر محمدآباد معروف بوده، روبهروی دو درخت توت سر به فلک کشیده، مسجد ابوالفضلیها ساخته میشود.
درباره خیابانی که از سال 66 کسب و کار تجاری در آن شروع شد و اکنون با بیش از 400واحد، بورس خدمات الکتریکی است
شیرمحمد شیرمحمدی جزو اولین ساکنان محدوده میدان عسکریه بوده است. حجره عطاریاش هم درست جایی بوده که الان فلکه است. آن زمان شهر به همین محدوده ختم میشد و بعد از آن دیگر آبادی نبود.