امام رضا (ع) - صفحه 32

هنوز آفتاب نزده لب بام حسینیه رحیمیان می‌نشینند. عادت 28ساله‌شان شده است، آن‌قدر منتظر می‌شوند تا در سبز رنگ خانه حمید لکزاییان باز شود و او با کاسه آبی‌رنگش برایشان مشت‌مشت گندم بریزد. لکزاییان نذر ندارد، اما هر روز صدقه‌ روزش را گندم می‌کند برای پرندگان. کبوتر و گنجشک و حتی زاغ هم فرقی ندارد و مشت‌هایش را پر از گندم می‌کند و روی زمین برای پرندگان می‌پاشد.
بهترین گواه تاریخی برای نشان‌دادن همین زنان فعال، شاغلان زن در حرم مطهر بوده و هست که تاریخ شکل‌گیری آن به قبل از فوت حضرت‌رضا (ع) (۲۰۲ ق) برمی‌گردد. در این گزارش با همراهی و تلاش‌های سازمان کتابخانه ها، موزه‌ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی به کوشش الهه محبوب و زهرا طلایی سری به همین گذشته و تاریخ (دوره صفویه، افشار، قاجار و پهلوی اول) در حرم‌مطهر زده‌ایم تا از دل تاریخ موضوعاتی را بیرون بیاوریم که برگرفته از طرح پژوهشی گزیده اسناد زنان شاغل در آستان قدس است که نشان از فعالیت زن‌ها خارج از خانه به‌عنوان شاغل در چند قرن پیش دارد
تاریخ پر از ردپای زن‌‌هایی است که می‌‌خواستند قدمی برای مردم بردارند. زن‌‌هایی که در این راه از ثروت یا از مهرشان گذشته‌اند. نمونه آن زن سلطان‌حسین بایقراست که بخشی از ثروتش را صرف ساخت حمام در ایران کرد. یکی از اولین‌‌های آن را هم به‌نام خودش یعنی «آغچه» در مشهد راه‌انداخت. حمامی که بعدها به‌نام «حضرتی» شهرت یافت و درنهایت با تاریخی به درازای صفویه تا پهلوی دوم در سال1354 داخل طرح توسعه حرم قرار گرفت و خراب شد.
«زرینه» مردی که چهارراهی به نام اوست؛ فرش‌فروش با اخلاق مشهدی بود که منشش؛ نامش را برای همیشه در تاریخچه اسامی معابر مشهد ماندگار کرد، تا جایی که با گذشت ۶۳ سال از فوتش نامش بر روی یکی از چهارراه‌های اصلی شهرهمچنان پابرجاست. چهارراهی که در زمان حیات «حاج‌امین زرینه» به نامش می‌شود و حال با نداشتن تابلو و تغییر اسم آن در طول دوره‌های مختلف هنوز هم مشهدی‌ها و حتی زائران در نشانی دادن از نام قدیمی و اصلی آن یعنی «زرینه» استفاده می‌کنند.
 آن‌طور که در اسناد نظام‌الملکی‌ها آمده، زمین‌هایی که خواجه نظام‌الملک وقف فرزندانش کرده است، از زیر نقاره‌خانه شروع می‌شد و تا شفتالوزار (دامنه کوهسنگی) ادامه می‌یافت.
«حسین عسکری‌پور صمدی» ۵۳ ساله که اکنون دبیر تربیت بدنی است، زمانی مسئول انجمن ورزش باستانی استان خراسان بوده و از خم و چم این ورزش چنان آگاه است که شاید بتوان گفت کمتر کسی مانند او در مشهد داشته باشیم. او درباره آداب زورخانه می‌گوید: گود زورخانه، همان‌طور که از اسمش پیداست گودال مانند است و برای به یاد آوردن گودال قتلگاه سرور و سالار شهیدان امام حسین (ع) است، چهار ضلعی نمادی از چهارگوشه قبر امام زین‌العابدین، شش ضلعی از شش گوشه مقبره امام حسین (ع) و هشت ضلعی برای امام رضا (ع) است و ورزشکار از ضلع اول تا ضلع بالا که می‌خواهد برسد حدود ۴۰ تا ۵۰ سال طول می‌کشد.
می دانیم که با ورود حضرت رضا (ع) به ایران، یک تحول فرهنگی صورت گرفته است اما هیچ وقت نگفته ایم چقدر تحول هنری داشته ایم. ایشان از زمان ورود به خاک ایران تا زمان شهادتشان، منشأ تغییرات فرهنگی بسیاری می شوند و در واقع در خراسان، یک رستاخیز اتفاق می افتد که همه چیز از جمله هنر را تحت تأثیر خود قرار می دهد.هوشنگ جاوید، پژوهشگر موسیقی نواحی و آیینی ایران، در اقدامی تازه به جمع آوری نواها که محوریت آن امام رضا(ع) است، دست زده و توانسته بخش اعظمی از این تاریخ کهن فرهنگی و هویتی را که در ارتباط مستقیم با خراسان و مشهد است، جمع آوری و حفظ کند.
نمایش عروسکی- موزیکال «نازگل» که برای اکران در دهه فجر سال 98 تهیه شده‌بود، داستان سه خواهر است که هر کدام از آن‌ها نماینده یک قشر از جامعه هستند. «گل اندام» نماینده آدم‌های معمولی و ساده‌لوح است، خواهر دومی «ماه گل» نام دارد. او نماینده آدم‌های زرنگ و فرصت‌طلب است و اما «نازگل» که نقش اصلی داستان را برعهده دارد، نماینده انسان‌های دلسوز و یاری‌رسان بوده که همیشه به فکر دیگران هستند. این نمایش که بازیگران آن را هنرمندان معلول و بچه‌های حاشیه شهر تشکیل داده‌بودند، در هشتمین جشنواره تئاتر معلولان مناطق کویری و خلیج فارس رتبه برتر را به دست آورد.
نگاهی به کارنامه المان‌های بهاری در سال‌های گذشته فراز و نشیب‌های مختلفی را نمایان می‌کند که حاکی از رویکردهای متفاوت شهرداری، بودجه اختصاص داده شده به ساخت این المان‌ها و میزان استقبال هنرمندان از این جشنواره‌هاست. هر چند ویروس منحوس کرونا روی زیبایی شهر هم تأثیر گذاشت، اما مدیران شهری با کمک هنرمندان تلاش کردند تا بهاری زیبا را در شهر رقم بزنند.
سرتیپ دوم خلبان محمدرضا قربانی‌فر همیشه آماده رزم بود و به همین خاطر دوستانش به او لقب «رضا کیف به دست» را داده بودند. رضا دوست داشت در عملیات پاک‌سازی اشرار شرق کشور در مقابل افرادی که جوانان را هدف قرار داده‌اند و می‌خواستند همه را آلوده کنند، بایستد. سهیلا نوریان، همسر شهید می‌گوید: یک‌بار استاندار وقت کرمان یک دستگاه تلویزیون تماشا به او هدیه داد. آن موقع‌ها تلویزیون تماشا بسیار باارزش بود و تنها دل‌خوشی ما در سایت هوانیروز کرمان محسوب می‌شد، اما رضا از پذیرفتن این هدیه طفره رفت و گفت: «افراد بسیاری در انجام موفق این مأموریت‌ها به من کمک می‌کنند، یا همه را تشویق کنید یا من هدیه شما را نمی‌پذیرم». عاقبت استاندار به خاطر رضا تمامی گروه انجام مأموریت را تشویق کرد و به همه یک تلویزیون تماشا هدیه داد.
بانو طیبه محمدی شاندیز مادر شهیدان حسن و حسین خزان گلاری است که در محله جاهدشهر سکونت دارد. این دو شهید بزرگوار ۵ سال با هم اختلاف سنی داشتند، یعنی حسین ۵ سال از حسن بزرگ‌تر بود، اما همیشه در کنار هم و یار و یاور یکدیگر بودند. با هم در مبارزات آزادی‌خواهانه مردم ایران در مقابل رژیم پهلوی حضور داشتند و بعد‌ها هم‌زمان با آغاز جنگ تحمیلی خانه و کاشانه را رها کرده و برای دفاع از عزت، ناموس و شرف مردم ایران جان خود را فدا کردند. حسین در زمان شهادت متاهل بود و با بانو عزت نادری زندگی می‌کرد. همسر شهید حسین خزان گلاری بعد از شهادت همسر، سال‌های متمادی را با مادر همسرش زندگی کرده و او را هیچ‌گاه تنها نگذاشته است.
تا اواخر قرن پنجم هجری‌قمری، خبری از عزاداری رسمی و عمومی در مشهد نیست. اما در قرن ششم ابن‌اثیر، خبر از برگزاری مراسم وعظی می‌دهد که روزهای جمعه برگزار می‌شده است.
ماجرا از این قرار است که 17دی را تا سال‌56 به‌خاطر کشف حجاب رضاخانی، روز «آزادی زن» می‌خوانده‌اند اما از این سال به بعد، ورق برگشت.
امین شعبانی یکی از اعضای شورای اجتماعی محله مجیدیه است او می‌گوید: هم‌زمان با پیگیری‌های مردمی برای ساخت مسجد یا مکان فرهنگی در محله مجیدیه، شهرداری منطقه ساخت مکانی با کاربری نمازخانه یا مصلی را در جوار پارک آفرینش آغاز کرد. ساخت‌ این بنا در سال96 پایان یافت و به عنوان نمازخانه پارک آفرینش افتتاح شد. به دلیل نبود مسجد در محله، شهروندان از شهرداری خواستند که این نمازخانه به عنوان مسجد در اختیار اهالی قرارگیرد و شهرداری نیز با این درخواست موافقت کرد.
راهپیمایی و تظاهرات‌های زیادی از بحبوحه انقلاب تا به امروز در خیابان امام رضا(ع) انجام شده است. همچنین گروه‌های مختلف مردم و هیئت‌های مذهبی در مناسبت‌های مختلف مانند تاسوعا، عاشورا و شهادت امام رضا(ع) در این مسیر حرکت کرده‌اند. اما سیل جمعیتی که در روز تشییع پیکر سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در این خیابان دیده شد، چیز دیگری بود.
اینکه می‌گویند سردار سلیمانی در دل‌ها نفوذ کرده است، بیراه نیست. اینکه روز تشییع پیکرش خیابان‌های مشهد در فشرده‌ترین حالت ممکن قرار می‌گیرد، باورنکردنی نیست. کسی که در یک جبهه با بی‌رحم‌ترین دشمن می‌جنگد و دستش را کوتاه می‌کند و در طرفی دیگر مهربانی و عطوفت برای ایرانی‌ها به یادگار می‌گذارد، حتما می‌شود سردار دل‌ها. کسی که حالا از خودش در ذره‌ذره خاک وطن و در نقطه‌نقطه دل‌های مردم یادگاری به‌جا گذاشته است، به این زودی‌ها از یاد نمی‌رود.
در روزهای نخست ماه مبارک رمضان گروه تهیه نماهنگ «افطار آسمانی» همراه با 4بازیگری که از پیش برای ایفای نقش های امام خمینی(ره)، شهیدمحسن حججی و شهدای کادر درمان انتخاب شده بودند، از دیگر شهرهای کشور به مشهد آمدند و گروه با 29بازیگر کارش را آغاز کرد. در این میان جای خالی بازیگر اصلی این نماهنگ که می بایست در نقش سردارشهید حاج قاسم سلیمانی بازی می کرد، همچنان خالی بود، به طوری که حتی کارگردان قصد نشان دادن چهره «مرد میدان» را به مخاطب نداشت، اما میزبان کریم این گروه، امام علی بن موسی الرضا(ع)، راهی دیگر پیش پای آن ها قرار داد که باعث بهتر دیده شدن این نماهنگ شد.
ولی شفیعی مانند خیلی از ایرانی‌ها صبح 13دی وقتی خبر شهادت سردار را شنید، یک جمله به زبان آورد: «مرد شجاع ایران، چقدر مظلوم بودی.» او همان زمان به خودش قول داد که سردار مظلوم ایران را با هنرش بیشتر نشان دهد. از آن زمان تاکنون علاوه بر کشیدن بزرگ‌ترین نقاشی‌دیواری مشهد از سردارسلیمانی در خیابان شهیدنواب‌صفوی، 6تصویر دیگر از او را در معابر مشهد و مدرسه‌ها نقاشی کرده‌است؛ نقاشی‌هایی که طبق گفته‌ خودش افتخار کارنامه کاری‌اش در طول 17سال است.
از سر این ارادت است که در هر گوشه از حرم مطهر روضه‌خوانی نشسته که کارش نوشتن روضه‌های درخواستی و خواندن برای دل بی‌قرارمان است. سیدعلی‌اصغر بامشکی، پیرغلام اهل‌بیت(ع)، یکی از همین روضه‌خوان‌هاست که خادمی‌اش در حرم امام‌رضا(ع) امسال 48ساله شد؛ سنتی‌خوان مشهدی که پیرهای شهرمان با صدای روضه‌هایش آشناتر‌ند.
جهانگرد معروف مراکشی، یعنی«ابن بطوطه» که حدود سال1333 میلادی و در جریان سفرهایش به مشهد رسیده، تقریبا جزو نخستین گردشگرانی است که توانسته به راحتی وارد روضه منوره و حرم امام رضا(ع) شود و توصیفی از آن را در سفرنامه‌اش بیاورد. توصیفی که البته چندان کامل و جامع نیست و او تنها به نوشتن چند خط از این بازدید چندساعته اش بسنده می کند: «مشهد دهکده بزرگی با درختان میوه ، جویبارها و آسیاب های بسیار بود. گنبد بزرگی به زیبایی بر مقبره ای قرار گرفته و دیوارها با کاشی های رنگی تزیین شده بودند.»