امام رضا (ع) - صفحه 36

سال‌‌های ابتدایی دهه30 به مشهد ‌آمد. آن‌قدر که پس اندازش اجازه داد، نزدیک‌ترین کوچه به حرم مطهر را انتخاب ‌کرد و خانه‌ای پنجاه‌متری در خیابان دریادل ‌خرید و مغازه کوچکی نیز سر خانه برای خود باز ‌کرد. اما تمام داستان احمد موحد و شهرتش به دوختن کت‌وشلوارهای بی‌نقص ختم نمی‌شود. داستان ارادتش به حضرت رضا(ع) و پابوسی هرروزه‌اش و همچنین کتابت 4قرآن را از زبان پسرش در این گزارش می‌خوانید.
حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج سیدمحمدحسن طباطبایی شیرازی، از استادان باسابقه حوزه علمیه مشهد و مدیر مدرسه علمیه الحجه(عج)، 31 تیر 99 دار فانی را وداع گفت. او از مبارزان صاحب‌نام قبل از انقلاب علیه رژیم ستم‌شاهی بود و این مبارزه را از دوران حضور در نجف‌اشرف شروع کرد و از خطیبان، استادان اخلاق و مدیران موفق حوزه علمیه مشهد بوده است.
ما مشهدی‌ها به عنوان شهروندانی که از خوان نعمت وجود امام رضا(ع) بهره مادی و معنوی می‌بریم، باید به زائران و میهمانان ولی نعمتمان امام رضا(ع) خدمت کنیم. من چون به این گفته اعتقاد دارم، از همان دوران کودکی با حضور در موکب‌ها و ایستگاه‌های استقبال از زائر که در مسیر ورودی جاده مشهد به چناران بود به زائران خدمت کرده‌ام و حتی اگر در بین راه با زائری برخورد می‌کردم که خودروش خراب شده یا دچار کم‌پولی شده بود، کمک و راهنمایی‌اش کرده‌ام.
سال72 تولد دیگر زندگی‌ام بود. حرم برایم تازگی خاصی داشت و از همان زمان خدمت من شروع شد. البته به‌دلیل اینکه راهنمای زائران بودم، باید دوره آموزشی و مقدماتی قبل از آن را می‌گذراندم و 3سال اول خدمت معمولا به‌صورت افتخاری است و بعد حکم به تشرفی تغییر پیدا می‌کند. در هفته یک‌بار و 24ساعت نوبت خدمتمان بود، آن هم کشیک دوم. 17سال دربان ایوان طلای صحن آزادی بودم. بعد خیلی از فضاهای دیگر حرم را تجربه کردم، اما دل‌چسبی آنجا را نداشت. آدم در ایوان طلای آن صحن و بعد هم صحن انقلاب، احساس نزدیکی بیشتری با حضرت دارد.
زمانی که در حال تصمیم‌گیری برای کار هنری‌ام بودم دوست داشتم اثری به تصویر بکشم که تاکنون از سوی دیگر هنرمندان کار نشده باشد و حس و حال معنوی خوبی به بیننده منتقل کند بنابراین سر در مسجد گوهرشاد را انتخاب کردم. البته سختی‌های خودش را هم داشت و کشیدن سر دری به آن عظمت در کاغذی 35 در50 سانتی متری کار ساده‌ای نبود اما امام رضا(ع) کمکم کرد و توانستم طرح را به درستی به تصویر بکشم.
وکیل‌آباد، محله‌ای قدیمی با بافت سنتی است. افراد بومی این محله به طور سنتی شغلی را که پدرانشان داشته‌اند ادامه می‌داده‌اند. خادمی مسجد محله یکی از این شغل‌هاست که دارای اهمیت و قداست خاصی بوده است. خانواده جاویدی، از خانواده‌های قدیمی محله وکیل‌آباد هستند که سه نسل خادمی مسجد محله را برعهده داشته‌اند.
خدام حرم به چهار گروه رسمی موروثی، رسمی، افتخاری و تشرفی تقسیم می‌شوند. اگر در حکم رسمی کسی کلمه موروثی قید شده باشد، نسل آن شخص هم خادم می‌شود و البته ابتدا به پسر ارشد خانواده می‌رسد. صاحبان این نوع حکم‌ها کسانی هستند که جد یا پدر جد آن‌ها در سال‌های بسیار دور خدمات ارزشمندی برای دین اسلام انجام داده‌اند یا هدیه بسیار بزرگی مانند ملک و زمین وقف حضرت رضا(ع) کرده‌اند یا اینکه از علمای بزرگ بوده‌اند. حکم این خادمان پس از مرگشان به پسر بزرگ آن‌ها می‌رسد. خادمان رسمی دارای دو قبر در حرم هستند. فرق خادمان رسمی موروثی و غیرموروثی در این است که حکم خادم غیرموروثی پس از مرگش به شخص دیگری منتقل نمی‌شود. خادم افتخاری هم صاحب یک قبر در حرم است و پس از مرگش، حکم وی اعتباری ندارد.
گسترش امور مربوط به خزانه در دوره‌های مختلف موجب به وجود آمدن مشاغلی چون خازن، خزانه‌دار، صاحب‌جمع خزانه، تحویل‌دار خزانه، کلیددار خزانه، خزانه‌دار نقدی و خزانه‌دار کالا شد . بعضی از اسناد به‌جامانده از تشکیلات اداری آستان قدس از دوره صفوی تا قاجار که در آرشیو مدیریت اسناد و مطبوعات آستان قدس نگهداری می‌شود، مربوط به این موضوع است. از این میان حدود ۲۳۳۰شماره اموال راجع به خزانه، ۱۲۲۳شماره اموال درباره شغل خزانه‌دار و ۷۶۴شماره اموال درباره شغل خازن است.
اولین آیینی که نشان از حال‌وهوای محرم در بارگاه رضوی دارد، اجرای مراسم اذن عزا در 28ماه ذی‌الحجه است. در این مراسم پرچم گنبد، پوشش ضریح و گلدسته‌های حرم مطهر رضوی به نشانه آغاز ماه محرم تعویض می‌شود و به رنگ مشکی درمی‌آید و این پرچم‌ها تا سوم ربیع‌الاول، 3روز پس از شهادت امام رضا(ع) برافراشته خواهد بود.
تنها تصویری که از میرزافتحعلی‌خان صاحب‌دیوان به‌جا مانده، تصویری ایستاده از اوست که در قابی آویخته در تالار موزه آستان قدس رضوی خودنمایی می‌کند.تصویری ساده که شاید به چشم همگان یکی از رجال معمولی دربار قاجارها می‌آید، اما او صاحب وقف‌نامه‌های بزرگی ازجمله وقف‌نامه پرآوازه سوم شعبان است؛ همانی که سفره سنت وقف‌نامه‌اش به ناهار اغنیا شهره شده است. تمام نام و آوازه این صاحب‌منصب قاجاری به وقف‌نامه سوم شعبانش نیست. او وقف بزرگ دیگری را نیز در مشهد انجام داده که ادامه وقف موروثی خاندان بزرگ قوام‌های شیرازی است و مخصوص عزاداری سیدالشهدا(ع) در ماه محرم و صفر است.
شهروند تهرانی مجموعه ارزشمندی شامل بیش از 50سکه از سکه‌های دوره ساسانی را به گنجینه سکه موزه آستان قدس رضوی اهدا کرد.
یکی از مدارس علمیه مهم و معروف مشهد مدرسه نواب است. مدرسه‌ای که درواقع صدقه جاریه میرزا محمدصالح رضوی است. میرزا محمدصالح رضوی، ملقب به صدرالممالک، پسر میرزا محسن نواب است که نسبش با 18واسطه به‌‌‌ امام جواد(ع) می‌رسد و در مشهد، نقیب‌الاشراف سادات رضویه تقویه به حساب می‌آمده است.
هرسال در آستانه ورود به ماه محرم، صحن و سرای حرم مطهر حضرت رضا(ع) با آیین‌ها و مراسم‌های خاصی سیاه‌پوش می‌شود. آیین‌هایی که قدمت صدهاساله دارند و برگزاری آن‌ها حتی در این ایام تعطیلی موقت حرم مطهر همچنان به همان سبک و سیاق قدیمی خود برگزار می‌شوند.
برخی افراد هم با وقف‌هایی که برای عزاداری ایام محرم و صفر انجام داده‌اند، اسم خود را در گذر زمان ماندگار کرده‌اند. آن‌طور که اسناد تاریخی و وقف‌نامه‌های به‌جای‌مانده نشان می‌دهد، قدمت مجالس سوگواری در ایام محرم و صفر در حرم مطهر رضوی به قرن‌ها قبل بازمی‌گردد، به‌طوری‌که نام بسیاری از افراد خیر نیک‌اندیش در زمره واقفان آستان قدس رضوی به ثبت رسیده است. میرزامحمد مؤمن، مهدی‌قلی‌خان قرایی، حاج کاظم غراب، عضدالملک و... تنها تعدادی از واقفانی هستند که دارایی‌های خود را در چارچوب موقوفه در سال‌های دور و نزدیک برای عزاداری در محرم و صفر به این آستان ملکوتی سپرده‌اند.
دور و اطراف حرم مطهر آقا امام رضا(ع) پر است از خانه‌هایی که هنوز چراغشان با همسایگی آقا روشن است. مرد و زن‌هایی پا به سن گذاشته یا میان‌سال که زیارت آقا برایشان یکی از اعمال روزانه است. اصلا تا زیارت نروند دلشان آرام نمی‌گیرد. این جماعت بر حسب اتفاق همسایه آقا نیستند، انتخاب کرده‌اند تا در جوار مرقد ایشان باشند. به‌ویژه ساکنان محله‌های اطراف پایین خیابان که ارادت ویژه‌ای به حضرت دارند و به زندگی پایین پای ایشان افتخار می‌کنند. سراغ خانواده موسوی‌نژاد آمده‌ایم. خانواده‌ای از ذریه امام موسی بن جعفر(ع) که دل در گروی حضرت رضا (ع) دارند.
شاید باورش سخت باشد، اما افرادی در شهر مشهد و در همسایگی حضرت رضا(ع) زندگی می‌کنند که سال‌هاست گنبد و بارگاه منور امام مهربانی‌ها را فقط در قاب تلویزیون دیده‌اند. هیچ‌وقت فکرش را هم نمی‌کردند که در شهر امام رضا(ع) زندگی کنند، اما توفیق زیارت نصیبشان نشود. آن‌ها در گوشه‌ای از همین شهر آرزوی دخیل‌شدن به پنجره فولاد را دارند.14سالی می‌شود که آستان قدس رضوی در قالب طرحی به نام «معین‌الضعفا»، سالمندان و معلولانی را که به‌دلیل وضعیت خاصشان توفیق زیارت پیدا نمی‌کنند، به پابوسی حضرت ثامن‌الحجج(ع) می‌آورد.
مصطفی آقایی، استاد دوخت‌های سنتی و رو دوزی است و در 14 رشته صنایع‌دستی از سطح مربی تا استادی مهارت دارد. او بعد از 11 سال پژوهش هنری سال 92 یک طرح 5 ساله را برای آموزش و اشتغال بانوان حاشیه شهر کلید می‌زند و طی آن 8000 نفر را رایگان آموزش می‌دهد. درست زمانی که می‌خواهد دوباره برای ادامه پژوهش‌هایش به خارج از کشور برود در حرم حضرت معصومه(س) شعله دیگری در وجودش روشن می‌شود تا درخواست ساخت پوش مضجع شریف حضرت رضا(ع) را به آستان قدس رضوی بدهد و از کارآموزانش که به درجه استادیاری رسیده‌اند برای کار در حرم دعوت می‌کند.
چند بانو نشسته و پارچه مشترکی را دست گرفته اند. یک دستشان پارچه است و یک دست سوزن. چشمانشان رد کوک ها را دنبال کرده و روشن نیست کدام عالم را سیر می کنند. از کارگاه ساخت پوش سنگ مدفن امام رضا(ع) حرف می زنم. جایی که آدم ها پایشان روی زمین است و روحشان در آفاقِ رضوی سیر می کند. به سراغ هرکدامشان که بروی سیر و سلوکِ خودشان را با حضرت دارند، قصه، مرام، کلام و مسیر خودشان. اکنون آن ها در این نقطه طلایی زندگی کنار هم هستند و ترس دارند این تجربه شیرین زود به پایان برسد.
در روزهایی که کمتر همسایه‌ها از حال و روز هم با خبر هستند اهالی خیابان صبا با بلند شدن طنین نام سیدالشهدا (ع) و نام شهید عرفانیان، به بیرون از منازل خود آمدند تا در مراسم گرامی‌داشت همسایه شهید خود شرکت کنند و جای خالی پدر و مادر مرحوم او را پر کنند.
شهر در بوی دودِ اسپند و صدایِ طبل و سنچ دارد می‌رود تا عصر عاشورا را به ماتم بنشیند، بی‌خبر از آنکه تیک تاک بمبی که مقدار زیادی ماده منفجره تی‌ان‌تی را در خود جای داده، منتظر است تا دقایقی بعد، عاشورا را در مشهد‌الرضا (ع) دوباره از دل تاریخ بیرون آورد.