گذری بر تاریخ ثبت نامخانوادگی در مشهد که انتخاب بسیاری از آنها نشان از ارادت مردم این دیار به امام هشتم(ع) دارد.
از قدیم همانطور که مردم به قدمگاه نیشابور میرفتند، برای دیدن اثر پنجه حضرت رضا(ع) به کوچه آیتالله خزعلی1 میآمدند؛ کوچهای در پانصدمتری ورودی غربی حرم مطهر که همه شهرتش را از همین سنگ سیاه منتسب به پنجه حضرت(ع) دارد. این سنگ تا 12سال پیش، هم نزدیکتر به حرم مطهر و هم بزرگتر بود، اما در جریان ساختوسازها محلش جابهجا شد.
یکی از عناصری که از بخش های اصلی معماری اسلامی است و زائران بسیاری را در بارش و آفتاب پناه می دهد، «رواق» است. رواق را ایوان، پیشگاه خانه و سایه بان تعریف کرده اند و در حرم به بناهای سرپوشیده ای گفته می شود که در اطراف بقعه مطهر قرار دارند. این مکان ها بسته به نیاز و هدف ساختشان، در ابعاد متفاوت و معماری های خاص، در دوره های مختلف به همت بانیان و معماران متعددی بنا شده اند.
همه اهالی محله کلاتهبرفی سیدعلیاکبر زارعی را میشناسند، سالهاست که به شغل گچکاری مشغول است. ۲۸ سال است که با شروع ماه محرم و عزاداری امامحسین (ع) در و دیوار خانهاش را سیاهپوش میکند و در این حسینیه کوچک بهاقامه عزای جدش میپردازد. دو نسل از اهالی محله با خاطرات این حسینیه عزاداری کرده و بزرگ شدهاند.
جواهرات در قابهایی بهنام خوانچه و ترنج بنا به وصیت و سفارش واقف بالای سر حضرت نصب شدهاند. اگر شما هم اینبار که به حرم مطهر مشرف شدید و پای ضریح ایستادید، بعد از زیارت و درددل با آقا نگاهتان را کمی بالاتر ببرید، کتیبهها، خوانچهها و ترنجهای طلایی و باارزش را خواهید دید. این جواهرات چگونه سر از روضه منوره در آوردهاند و چه کسانی راه این جواهرات را به این مکان مقدس باز کردهاند.
داستان زندگی عباسقلی صابر که صاحب بزرگترین و معتبرترین برند فرش در کشور و دنیا بود، از همین کارگاه در نزدیکی حرم مطهر آغاز میشود و بعدها به بافت فرشهای نفیس برای بارگاه منور رضوی میرسد. داستانی که احمد بزمیمقدم که اکنون ادامهدهنده راه صابر و برند اوست، آن را از ششسالگی خود، یعنی همان موقع که مشغول به بافندگی در کارگاه صابر میشود شروع میکند و تا آخرین روزهای او و خدماتش برای مشهد که بخشی از آن در حرم مطهر خلاصه میشود، روایت میکند.
کوچه آیت الله شیرازی3، 100سال پیش صاحب حمامی شد که در تاریخ برقکشی مشهد از آن به عنوان نخستین حمام برقدار شهر یاد شدهاست. آن زمان مرحوم حاججواد توکلی یزدی سرمایهاش را صرف ساخت حمام کرد. این بنا حدود 40سال بعد از آمدن برق به ایران بهعنوان نخستین حمام عمومی مشهد برقکشی شد.
عیدگاه که زمانی از جنوب شهر تا بست مقدس امتداد داشت، امروز در یک کوچه و 14فرعی آن خلاصه میشود؛ محدودهای که ساختمانهای نوشده آن دیگر تصویری از نمای پیشین را ندارند، اما نام قدیمی عیدگاه همچنان در آن زندهاست. همچون گذشته سیروس، زنجیر، باغحسنخان و شمس از فرعیهای معروف آن است.
همزمان با روز پرستار سری به دارالشفای امامرضا(ع) زدیم و با مهدی شجاع، قدیمیترین پرستار آن، گفتوگو کردیم؛ کسی که طرح ساخت ساختمان کنونی دارالشفا را به آستان قدس رضوی داد و پیگیر آن تا زمان افتتاح بود. شجاع با 30سال کار در این مرکز درمانی، معتقد است همه بیمارهایی که سر از دارالشفا درمیآورند، نیت شفاگرفتن از امام رضا(ع) را در دل دارند.
سوز پاییزی است و باد، اما زیر سقف حرم، دستِ دل، گرم است. عاشق شوق حضور دارد و در این تردیدی نیست ولی وسعت حرم با یک میلیون متر مربع همیشه این سؤال را توی ذهن هر آمده و رونده ای یک بار نشانده است که اینجا در فصل های سرد، خاصه در قدیم که اواخر پاییز و زمستانش، زمین را برف فرش می کرده، در نبود امکانات امروزی چطور گرم می شده است؟
اگر گذرتان به پارکینگ شمارهیک حرم مطهر افتاده باشد، حتما صدای کوبیدن چکش روی آهن را شنیدهاید. صدایی که از گوشهای بلند میشود که درِ کرمرنگ آن با تابلویی روی سرش میگوید اینجا کارگاه اداره خدمات فنی است که خادمی در آن شکل دیگری دارد. این محیط پرسروصدا در دست خادمان افتخاری است که نوع خدمتشان به حرم مطهر رضوی در تعمیر وسایل خراب شده این آستان خلاصه میشود تا از اشیای موقوفه نهایت بهرهبرداری شود.
در زمستان سال ۱۲۵۰ شمسی صدها تن از مردم مشهد در زاغهها، کلبهها و کوچهها جان سپردند. حتی کار به جایی رسید که اجساد مردگان که در سرمای هوا یخ زده بودند.
یکی از شاهکارهای هنر دست استاد حبیبالله بنایرضوی مرمت و بازسازی آیینهکاریهای بالا سر حضرت است.
درهای چوبی حرم که حلقه دلهای بسیاری را هر روز به دست میگرفتند جایشان را به آهنها و فلزها دادهاند و هر کدام به رنگی و شکلی نقش خوردند تا آیینه ارادت زائران و مجاورانی باشند که هر ساعت و دقیقه منتظرند تا در آیینه خشتبهخشت و چوببهچوب حرم جلوه محبوب ببینند.
عبدالله خان وظیفه داشته هر روز به نیابت از شاه وقت، یعنی ناصرالدین شاه، به زیارت حرم مطهر رضوی برود و به جای شاه که در پایتخت بوده است، آستان حضرت رضا(ع) را بوسه دهد.
در قفسههای کتابخانه آستان قدس رضوی ۵ میلیون نسخه کتاب در دسترس است. کتابخانهای که با داشتن ۱۰۵ هزار و ۶۲۳ نسخه خطی، ۶۲ هزار و ۷۰۷ کتاب چاپ سنگی و ۴ میلیون و ۸۱۱ هزار و ۶۹۴ نسخه چاپی از کهنترین کتابخانههای ایران و مجموعهای غنی از گنجینههای خطی دنیا به شمار میرود.
داستان تسبیحفروش معروف خیابان امامرضا (ع) و کارآفرینی را میخوانید که تسبیحهای دستساز و صنعتیاش در بازار سوغات مشهد و بازارهای مذهبی کشورهای همسایه حرف اول را میزند. محمد فیروزی، کوچکترین پسر حاججعفر (نوه پسری حاجمیرزای تسبیحفروش) است که به نمایندگی از پدر و برادرانش با ما به گفتگو نشسته است.
اداره امور امانات و اشیای پیدا شده حرم مطهر رضوی یک نفر با عنوان جمعآور دارد که روزانه ۵ تا ۶ نوبت به بخشهای مختلف امانات سر میزند و اشیای پیدا شده را تحویل میگیرد و به دفتر مرکزی میآورد.
در آشپزخانهای که به نام سرای بلور در پشت صحنه در حال توزیع ۳۰۰۰ پرس غذای روزانه بین زائران پیاده حضرت رضا (ع) هستند، انتظار دارم یکی با کتوشلوار روی سر خدمه بایستد و راهبری کند. اما جهت نگاهها به سمت مردی میرود که روپوش آشپزخانه به تن دارد و در حال کشیدن برنج است. مردی که سادگی ظاهر و مهربانی چهرهاش را وقتی بیشتر میفهمی که با او همکلام میشوی. راننده وانت در سرای بلور است. هر سال اربعین راهی میشد تا اینکه گرانیها و مخارج زندگی زورش به اشتیاق او چربید تا دیگر نتواند قدم در این راه بگذارد.
ناصرالدینشاه یکی از مسافران نامدار تاریخ مشهد است که دوبار توفیق زیارت امامرضا (ع) نصیبش شد. اولین سفر او در سال ۱۲۸۶ ق بود که بعد از چند ماه سفر، وقتی به مشهد رسید ۳۳ روز در این شهر و نزدیک حرم مطهر ماند و دومین سفر او در سال ۱۳۰۰ ق رخ داد.