محله امیریه - صفحه 3

محله

امیریه

محله امیریه که شامل بخش ابتدایی بولوار امیریه و دو بولوار تقویه و عصمتیه است، نسبت به بخش انتهایی بولوار امیریه، دیرتر پاگرفت و هنوز هم درصد کمتری از این محله مسکونی شده است.بیشترین کاربری این محله صنعتی و آموزشی است و تنها ۷ درصد محله به بخش مسکونی اختصاص دارد و به همین‌دلیل تراکم جمعیت در آن بسیار پایین‌تر از میانگین دیگر محلات منطقه ۱۲ است.

محله امیریه
خیابان طویل علویه اولین خیابان منطقه ۱۲ از سمت بزرگراه آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی است. بیشتر زمین‌های این معبر متعلق به نیروی انتظامی بوده که به شهرداری واگذار شده است.
مکبر نوجوان حرم مطهر رضوی از همان کودکی همراه پدر به مجالس عزاداری و نوحه‌خوانی ائمه (ع) می‌رفت و از هفت‌سالگی درجلسه مداحی مسجد امام‌محمدباقر (ع) شرکت می‌کرد.
«مهدی کارکن» یکی از ساکنان محله امیریه است که خانه اش را در اختیار اهالی نمازخوان و همسایه‌ها قرار داده تا نبود مسجد در محله شان به چشم نیاید.
خیابان عزیزیه دوره گذار را سپری می‌کند؛ دوره‌ای که کم‌کم باغ‌ها و درخت‌ها حذف می‌شوند و جای خود را به ساختمان‌های مسکونی می‌دهند.
مسجد قدمت زیادی ندارد، اما در همین مدت کوتاه توانسته است بخشی از نیاز‌های فرهنگی، مذهبی و ورزشی ساکنان این محدوده را رفع کند.
محمدرضا قوسی، سرهنگ بازنشسته نیروی انتظامی (فراجا) با تأسیس نانوایی، نیاز اهالی محله امیریه را برطرف کرده است. در کار خیر هم دستی بر آتش دارد.
مصطفی نجیب، را شاید بتوان یکی از پیگیرترین افراد محله امیریه نامید، برقراری طرح اگو، پیگیری ساخت مسجد «امیرالمؤمنین (ع)»، عقد تفاهم‌نامه برای ساخت مدرسه از جمله اقدامات اوست.
هنرستان کشاورزی شهید یوسفی که در زمینی ۵۳ هکتاری در انتهای عصمتیه ۳ جای گرفته، با داشتن ۳۸۰ دانش‌آموز، بزرگ‌ترین هنرستان کشاورزی کشور از لحاظ جمعیت دانش‌آموزی است.
مهندس جواد جعفری‌نژاد، طراحی و نظارت بر ساخت مسجد امیرالمومنین (ع) محله امیریه را برای رضای خدا و به رایگان انجام داد.
لیلا خیالی پرستار قدیمی ساکن محله امیریه است که در دوران جنگ، پرستار بیمارستان شهدای قوچان بوده است. او کارش را در پرستاری با تیمار و درمان اسیران جنگی آغاز کرد؛ منتها نه اسیران ایرانی که اسرای عراقی.
«سیدمحمدحسین افضلی» بعد‌از سال‌ها لات‌بازی و عربده‌کشی، تحت‌تاثیر ماه محرم وعنایت و لطف امام‌حسین (ع) توبه کرد.
محمدیعقوبی سال ۱۳۲۳ در شهر بیرجند به دنیا می‌آید و تنها چیزی که او را پایبند و علاقه‌مند به این شهر می‌کند، مراسم عزاداری ماه محرم است. او بیشتر از ۶ دهه است که تمام سال را منتظر محرم می‌ماند.
آن‌ها حالا فوت و فن‌های کار را یاد گرفته‌اند و به قول خودشان می‌توانند از پس اداره‌کردن یک گلخانه برآیند. علی اطمینان هم از دیگر دانش‌آموزان این رشته است.
خیابان شهید ثنایی، یکی از معابر فرعی محله امیریه، واقع در بولوار عصمتیه است که از کوچه عصمتیه‌۳ آغاز می‌شود و تا تقاطع بولوار سجادیه ادامه دارد؛ دیوار هنرستان کشاورزی شهید یوسفی در این معبر کشیده شده است.
روز‌های اول فکر می‌کردند بوی نامطبوع موقتی است و به‌زودی برطرف می شود، اما پس‌از چند ماه فهمیدند که خانه‌شان مجاور ایستگاه جامع خدمات شهری قرار دارد و این بو‌های نامطبوع از آنجا بر می‌خیزد.
خیابان آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی۳۸ یکی از معابر فرعی محله امیریه است که «علویه» نام‌گذاری شده است. در این کوچه بیش از سی‌کارگاه و کارخانه تولیدی واقع شده است.
کوچه امیریه9 از معابر فرعی محله امیریه است. این معبر از دل اراضی‌ای سر برآورده است که تا حدود 15سال قبل، در آن‌ها کشاورزی رونق داشت. در این معبر چند مجموعه دانشجویی و ورزشی وجود دارد که سبب شده است ترددها به این معبر بیش از بقیه کوچه‌های امیریه باشد. از نکات مهم درباره امیریه9 تکمیل ساخت تمام قطعات زمین این معبر است که در محدوده الهیه کمتر این موضوع دیده می‌شود.
لوکوموتیورانی کاری است که در آن هر لحظه در سفر هستی؛ سکون ندارد. هر روزش یک خاطره و اتفاق خاص برایت پیش می‌آید. درست است سختی‌ها و مشکلات خاص خودش را دارد، اما همین تنوع به من احساس رضایت شغلی حداکثری می‌دهد. این را مهدی شیرازی لوکوموتیورانان مشهدی می‌گوید.
در اوایل دهه80 بیشتر از هزار مترمربع از اراضی شهرک نیروی انتظامی در خیابان تقویه برای ساخت مسجد «الزهرا» در نظرگرفته شد. دراین زمین با همیاری اهالی مبلغ 20میلیون تومان جمع‌آوری شده و با آن سوله‌ای به مساحت 60مترمربع در زمین مسجد بنا گردید که نماز جماعت هم در آن برگزار می‌شود.
لباس‌هایی تنمان کردند که به‌شدت کثیف بود و بوی بسیار نامطبوعی داشت، بعد از اینکه آن لباس‌ها را پوشیدم دو روز تن و بدنم به خارش افتاد،ما حتی یک سرویس رفت و برگشت هم نداشتیم و باید با اتوبوس و مینی‌بوس و مترو از محله‌ای در بالای شهر تا خانه‌های خودمان برمی‌گشتیم.راستش آن روز خیلی ناراحت شدم، دلیل این همه بی‌احترامی را درک نکردم، همان‌جا به خودم قول دادم آن‌قدر تلاش کنم تا روزی به جایگاه خیلی خوبی در سینمای ایران برسم.