محله امیریه - صفحه 4

محله

امیریه

محله امیریه که شامل بخش ابتدایی بولوار امیریه و دو بولوار تقویه و عصمتیه است، نسبت به بخش انتهایی بولوار امیریه، دیرتر پاگرفت و هنوز هم درصد کمتری از این محله مسکونی شده است.بیشترین کاربری این محله صنعتی و آموزشی است و تنها ۷ درصد محله به بخش مسکونی اختصاص دارد و به همین‌دلیل تراکم جمعیت در آن بسیار پایین‌تر از میانگین دیگر محلات منطقه ۱۲ است.

محله امیریه
قربان محمد رحیمی نوخندان یکی از اهالی محله امیریه است که با گذشت 9دهه از زندگی، هر روز در حاشیه بولوار میثاق، امیریه و الهیه می‌دود و به عابران و سواره‌ها نان می‌فروشد و هزینه زندگی خود را درمی‌آورد. او دوست ندارد دستش را جلو بچه‌ها، فامیل، دوست و غریبه دراز کند. صبح‌ها در خانه و با تنور قدیمی‌اش نان می‌پزد، ظهرها نا‌ن‌ها را به خیابان برده و می‌فروشد تا شب‌ها سر راحت بر بالین بگذارد و خود را مدیون کسی جز خدا نمی‌داند. خدایی که به او در این سن و سال سلامتی داده تا کار کرده و روزگار خویش را سپری کند.
کوچه عصمتیه9 همانند سایر معابر خیابان عصمتیه از نوسازترین محدوده‌های نوین‌شهر الهیه محسوب می‌شود که در پنج سال گذشته پذیرای شهروندان مشهدی برای سکونت شده است. شهرداری منطقه12 در سالیان اخیر با اجرای پروژه‌های رفاهی و زیربنایی همچون بازگشایی بولوار سجادیه، احداث بوستان محلی، پیاده‌روسازی و آسفالت معابر، سعی در متوازن‌سازی خدمات رفاهی و تسهیل عبور و مرو در این معبر را دارد. مجموع این رویدادها سبب شده است این کوچه با سرعتی مناسب در مسیر آبادانی قرار بگیرد.
کار سفال با تمام آرامشی که هنگام کار به آدم می‌دهد، استرس‌ها و اضطراب‌های خودش را هم دارد، کوچک‌ترین اتفاق می‌تواند یک اثر هنری‌ را نابود کند، از ضربه‌ای کوچک که باعث خرد شدن سفال می‌شود تا نوسان برق دستگاه کوره که ممکن است دما را بالا و پایین ببرد و در کسری از ثانیه سفال‌ها را بشکند و تمام! در چنین مواقعی شما هم باید صبر و تحمل و طاقت پذیرفتن شکست را داشته باشید تا در موقع خراب‌شدن اثر هنری، عصبانی نشوید و از نو شروع به کار کنید.
سید داوودرضوی طهماسبی ماجرای فرزندخواندگی‌ محمداژدر را اینطور تعریف می‌کند: یک روز نیروهای کمیته تعدادی منافق را دستگیر کرده و به اداره اطلاعات(فرمانداری سابق مشهد) آوردند. به عنوان مسئول رسیدگی به پرونده این افراد، به اتاقی که محل نگهداری آنان بود رفتم و در بین افراد دستگیر شده، چشمم به نوجوان کم سن‌وسالی که در بین این افراد نشسته بود افتاد. با خودم احساس کردم که این نوجوان بی‌گناه است و اشتباهی دستگیر و به این محل آورده شده‌است. بلافاصله از مأموران خواستم که او را به اتاقم بیاورند تا با او صحبت کنم. در پرونده‌اش نوشته شده بود: دستگیری به‌دلیل دزدیدن دوچرخه. وقتی با او شروع به صحبت کردم، متوجه شدم که او در جلو یکی از سینماهای مشهد ایستاده بوده و در حال نگاه کردن به عکس‌های جلو سینما بوده‌است، مأموران نیز به او مشکوک شده و او را دستگیر می‌کنند. در همان لحظه متوجه شدم که این پسر بی‌گناه بوده و اشتباهی دستگیر شده‌است.
صنعت و وسایل صنعتی‌ همیشه برایش جذاب‌ بوده است، البته مشغول بودن پدر به شغل تراشکاری نیز در این علاقه بی‌تأثیر نبوده است. همین علاقه وافر سبب شد که پوریا محمدی رشته تأسیسات حرارتی و برودتی را انتخاب‌ کند و مشغول به تحصیل‌ شود. او با خلاقیت و پشتکاری که از خود نشان‌ داد، توانست رتبه‌ دوم مسابقات طراحی سامانه‌های گرمایشی و برودتی دانش‌آموزان هنرستان‌های استان خراسان‌رضوی را به‌دست آورد. پوریا همچنین به‌عنوان یکی از 4دانش‌آموز برتر خراسان‌رضوی در بخش نظری مسابقات سامانه‌های حرارتی و برودتی کشوری شرکت‌ کرد و رتبه اول را از آنِ خود کرد.
فاطمه رشیدی یکی از پژوهشگران جوان و دانش‌آموزان برتر منطقه آموزش و پرورش تبادکان است. او که همواره از علم و تجربه در راه رسیدن به دستاوردهای علمی و پژوهشی خود استفاده کرده به عنوان یک دانش‌آموز خلاق و خوش‌فکر به‌دنبال شناخت پدیده‌های زمین‌شناسی و دانستن علم نجوم است و با کسب رتبه برتر مسابقات زمین‌شناسان ایران، آینده روشنی را پیش رو دارد.
۱۱سال از آمدن و سکونت نسرین خراسانی و علی زاهدی در چاهشک می‌گذرد. در طول این مدت، درب منزل آن‌ها در تمام طول شبانه‌روز برای ورود حیوانات زخمی و گرسنه باز بوده‌است. این زوج که در زمینه حمایت از حیوانات زخمی و بی‌پناه فعال هستند، آن‌دسته از حیوانات را که احتیاج به مداوا و رسیدگی دارند، در منزل نگهداری و بعد از بهبودی رهایشان می‌کنند. خانه آن‌ها یک سرپناه شبانه‌روزی برای پذیرایی از حیوانات گرسنه و بی‌سرپناه بدل شده، آنجا «گرم‌خانه حیوانات» است.
«سمیه» که در عین سلامت روح و جسم، قبول کرده با پسری نابینا ولی عاشق به نام «جواد» ازدواج کند و مسیر خوشبختی خود را در وجود او بیابد. سمیه برخلاف بیشتر دخترهایی که زیبایی چهره و اوضاع و احوال مالی طرف مقابل برای آن‌ها یک معیار و شرط اصلی ازدواج قلمداد می‌شود، اخلاق، ایمان، سادگی و عشق را مبنای ازدواج خود قرار داد و دستان خود را به دستان جوانی سپرد که با وجود نابینایی چشمانش، قول داده عروس قصه ما را خوشبخت کند. سمیه و جواد شروع یک عاشقانه ساده و بی‌آلایش هستند و بچه‌های شهرآرامحله را هم به جشن خود دعوت کرده‌اند، آن‌ها خانه عشق خود را در محله امیریه بنا کرده‌اند.
زمانی که مهدی به شهادت رسید، ما خبر نداشتیم، اما آن روزها حالم بد بود، شب‌ها خوابم نمی‌برد. یک روز پاییزی برای نماز صبح بلند شدم و دیدم آسمان بسیار تیره و دلگیر است. در دلم گفتم نکند بچه‌‌ام شهید شده باشد! به من الهام شده بود. یک ماهی بود که از او خبری نداشتیم. مسیر تهران تا مشهد را یک‌کله با یک پیکان سفید رفتیم تا اینکه حوالی ساعت 11 صبح به خیابان امام رضا(ع) رسیدیم، پیکر شهدا روی دست مردم بود، من هم راه افتادم دنبال گمشده‌ام تا اینکه روی یکی از تابوت‌ها نام و عکس مهدی را دیدم.
بهجت جاودانی، خبرنگار بازنشسته روزنامه قدس می‌گوید: یک خبرنگار باید با غلبه بر احساسات درونی و عاطفی خویش و البته به دور از جناح‌بندی‌های سیاسی، بکوشد رویدادها را همان‌طور که اتفاق افتاده منتشر کند، بدون هیچ‌گونه زیاد و کم و پایین و بالا. در روزگار اطلاعات و فناوری، قطعا نقش خبرنگار به عنوان ابزار اطلاع‌رسانی، حیاتی و انکارنشدنی است. کسب اطلاعات صحیح و مطمئن، تنها از راه خبرنگارانی درستکار، پیگیر و تیزهوش برمی‌آید که به خبرنگاری نه به‌عنوان یک شغل که «به دید یک عشق» نگاه می‌کنند.
مریم زارع‌دوست، حافظ کل قرآن و دارنده مقام اول کشوری در رشته حفظ قرآن کریم، از جمله کسانی است که به بیماری کرونا مبتلا شده و روز‌های سخت قرنطینه خانگی را با قرائت و نوشتن قرآن تحمل و سپری می‌کند. خانم زارع‌دوست بعد از ۴۰ روز تحمل درد و رنج بیماری، کرونا را شکست می‌دهد. یادگاری این روز‌های قرنطینه برای وی و خانواده‌اش، قرآن دست‌نویسی است که او به همراه فرزندش (علی رضایی) نوشته است. مریم زارع‌دوست قصد دارد به پاس خدمات بی‌دریغ و جان‌فشانانه کادر درمان، این قرآن را به پرستاران تقدیم کند.
دختر مبتکر و خلاق محله امیریه برای ساخت دستگاه «خانه‌دار کوچک» تقریبا هیچ هزینه‌ای را متحمل نشده است، چراکه این دستگاه از لوازم بازیافتی تهیه شده و بسیار مقرون به صرفه است، او در این باره توضیح می‌دهد: یک مسواک کهنه، لوله جاروبرقی، آرمیچر کوچک از اسباب‌بازی‌هایی که دیگر قابل استفاده نیست، باتری و یک مقدار سیم، همه آن چیزی است که در ساخت «خانه‌دار کوچک» استفاده شده است.
چون در دوران کودکی با شیرینی‌های محلی همچون سمنو و حلوای محلی آشنایی داشتم، به فکر تهیه سمنو و حلوای محلی افتادم. این کار را در خانه می‌توانستم انجام بدهم و هزینه چندانی هم نداشت، اما چون سال‌ها بود که سمنو نپخته بودم، طرز تهیه سمنو و حلوای محلی را فراموش کرده بودم. به یکی از آشنایان زنگ زدم و طرز تهیه حلوا و سمنو را پرسیدم، بعد از آن مقداری گندم تهیه و در گوشه‌ای از خانه گذاشتم تا جوانه بزند، اما جوانه‌های گندم، سیاه و خراب شدند، بعد از چندین بار تکرار و خراب شدن سمنوها دیگر واقعا ناامید شده بودم، حتی دفعه آخر همه جوانه‌ها را به کف آشپزخانه ریخته و با ناراحتی از خانه بیرون آمدم.
فاصله رؤیاهای پریسا رضایی با واقعیت زیاد بود، اما او توانست دریک سال گذشته در سه فیلم کوتاه و دو مجموعه تلویزیونی بازی کند