این گزارش، روایتی است از کندوکاو در مطبوعات قدیمی برای بازخوانی تاریخچه نخستین نمایشگاههای مشهد و ماجرای ساخت عمارت باشکوهی که در دل باغ ملی، به «خانه صنعت خراسان» بدل و نخستین محل دائمی نمایش کالاهای خراسانی شد.
قراولخانه بیش از آنکه مانند نظمیه نهادی نوین باشد، ساختاری سنتی و برخاسته از تجربههای ایرانی داشت. مأموران فعال در قراولخانهها، معمولا گزمههای کارآزمودهای بودند که علاوه بر توان جسمی و مهارتهای نظامی میتوانستند از عهده تأمین امنیت شهری بهخوبی برآیند.
آنفلوانزا در دهه چهارم قرن ۱۴ خورشیدی درمانپذیر است ولی، اما و اگرهایی دارد؛ اما و اگرش هم در تقویت بنیه آدمی و داشتن امکانات مبارزه با بیماری است. چیزی که اغلب مردم فقیر ایران ندارند.
قبل از فعالیت روزنامه، «هفتهنامه شهرآرا» در ۱۶سال فعالیت خود شاهد اتفاقات بسیاری بوده است؛ از انتشار ضمایم بیمه خبرنگاران تشکیل سازمان آگهیها گرفته تا توقیف.
۱۷ اردیبهشت، سیامین سالگرد انتشار «هفتهنامه شهرآرا» ست و آنچه میخوانید نگاهی گذراست به تاریخ ۱۶ سال انتشار آن؛ از گاهنامه تا پایان هفتهنامه.
قدمت ساخت صابون و صنعت صابونپزی در مشهد معلوم نیست، اما به نظر میرسد که نیاز دائمی به این محصول، باعث شدهبود که کارگاههای مربوط به آن همیشه در شهر دایر باشد و به همین دلیل آگهی فروش صابون اولینبار در روزنامه «ادب» منتشر شد.
وجود کتابفروشی «نوروزعلی کتابفروش» در مشهد، دستکم به یک دهه قبل از آگهی مربوط به روزنامه خراسان در دوره مشروطه باز میگردد. اولین آگهی فروش کتاب هم توسط این کتابفروشی در روزنامه ۳۰ فروردین ۱۲۸۸ منتشر شد.
شهریورماه سال۱۳۲۰، روسها مشهد را به اشغال خود در میآورند و وضعیت معیشتی مردم تحتتأثیر آن قرار میگیرد. آشفتگی بازار در این شرایط، صدای اعتراض مردم از کمبود مواد غذایی و دیگر اجناس ارزشمند را بلند کرده بود و احتکارها شروع شد.
به استناد خبر روزنامه نوبهار ۲۸ جمادی الاول ۱۳۲۹ قمری پهلوانان دیگری که در این روزگار مسبب دزدی اموال مردم هستند، محمدرضا پهلوان و غلامحسین پهلوان نام دارند که در اطراف سبزوار کاروانهای تاجران و زائران را لخت میکنند.
نخستین آمار رسمی ایرانیها خرداد سال ۱۳۱۸ شروع شد اما ۱۰ آبانماه به مشهد رسید؛ آمارگیری که هیچگاه به پایان نرسید، چون شهریور سال ۱۳۲۰ متفقین به ایران حمله کردند و کشور اشغال نظامی شد.
مجدالعلی بوستان، روزنامهای ادبی، علمی و تاریخی با نام «بوستان» را «سه شنبه ۱۵مهر ۱۳۰۳» در مشهد راه میاندازد. بعد از آبان ۱۳۰۵، مدتی کوتاه انتشار «بوستان» را در تهران ادامه میدهد.
در خراسان و مشهد نخستینباری که عنوان «گمرک» درج شده است در شماره۶ «سالنامه ایران» به سال۱۲۹۶قمری است که بدون اینکه نامی درج شود، عنوان میشود که «مأموران گمرک در خراسان» شامل رئیس و تحویلدار و مشرف هستند.
سرکنسول انگلیس در مشهد وقتی میبیند که قوای روسیه هیچاقدامی برای خروج از ایران انجام نمیدهد، یک گزارش مفصل برای یکی از روزنامههای انگلیسیزبان مطرح آن روزها میفرستد تا مردم جهان ببینند که روسها به تعهداتشان پایبند نیستند!
در مشهد، نخستین آگهی یا خبر ترحیم، روز چهارشنبه، ۲۳شوال۱۳۱۸قمری (۲۴بهمن ۱۲۷۹خورشیدی) در صفحه آخر روزنامه «ادب» به مدیرمسئولی «میرزاصادقخان ادیبالممالک» انتشار یافت.
تقی بینش در یادداشتی در روزنامه آزادی مینویسد: هنوز در نهر خیابانی که از وسط شهر میگذرد، انواع و اقسام کثافت و زباله میریزند و زنها رخت میشویند و بعد این معجون افلاطون بخورد مردم میرود.
در مشهد، سابقه تأسیس نخستین میدانبار که با هدف عرضه مستقیم کالا بهوجود آمد، به دوره قاجار میرسد. برابر اسناد موجود، آصفالدوله اولین میدانبار را راهاندازی میکند. روزنامه ایران، گزارش شادی و شکرگزاری مردم را از این اتفاق چاپ میکند.
فرودگاه درجه۲ مشهد سال۱۳۰۰ خورشیدی ساخته و در سال های۱۳۰۲ و ۱۳۰۳ نیز خدمات مسافربری بین مشهد و تهران برقرار میشود. سوای این کمپانی یونکرس گاهی بهطور آزمایشی، عدهای را با دریافت نفری سیریال برفراز شهر گردش میداده است.
خیلیها عمادعصار را به روزنامهنگاری و پیشگامی او در عرصه طنزنویسی مطبوعات میشناسند. او آدم جامعالاطرافی بوده و در حوزههای نمایشنامهنویسی، شعر و عکاسی نیز از چهرههای شناختهشده مشهد بهشمار میرود.
شجاعالدین ابراهیمی، شاعر کهنقلم و روزنامهنگار پیشکسوت مشهدی در محله احمدآباد است. مردی با ۱۲۰ هزار بیت شعر و ۳۱ کتاب، که اینبار نه بر کاغذ، که در کافههای فرهنگیاش سنگر گرفته تا ادبیات را به میان مردم بازگرداند و مشهد را پایتخت شعر ایران کند.
بر اساس اسناد، مشهد از ابتدای ایجادش اقلیمی خشک داشته و امرا و حاکمان و تاجداران بسیاری در طول تاریخ تلاش کردهاند آب را به این سرزمین برسانند. نخستین این افراد، امیرعلیشیرنوایی بود که آب چشمهگیلاس را به مشهد کشاند.
سفرنامه سیدحسن موسویاصفهانی از مشهد، مکه و عتبات مصادف با سفر او به این سرزمینهای مقدس به خط خودش نگاشته شده است. مهمترین امتیاز این سفرنامه آن است که نویسنده طی آن مرقد یازده امام را زیارت کرده است.