منطقه ۱۱ - صفحه 5

منطقه ۱۱

منطقه ورزشکاران و هنرمندان

با اینکه قسمت عمده‌ منطقه ۱۱ در اوایل دهه۶۰ شکل گرفته، این منطقه اکنون جزو مناطق برخوردار مشهد است. بوستان ملت و زندان وکیل‌آباد قدیمی‌ترین فضا‌های شهری این منطقه‌اند. بوستان ملت و شهربازی آن، بوستان چهل‌بازه و پارک گل‌ها ازجمله نقاط تفریحی و گردشگری منطقه ۱۱ است که در فصل‌های مختلف سال پذیرای جمع زیادی از شهروندان و مسافران می‌شود. ورزش و هنر بین شهروندان منطقه ۱۱ جایگاه ویژه‌ای دارد. این موضوع باعث شده است باشگاه‌های ورزشی و مؤسسات هنری بسیاری در این محدوده شهری شکل بگیرد. بازنشدن گره ترافیک از معابر اصلی این منطقه با وجود احداث چندین خیابان از معضلات منطقه ۱۱ است. قرارگرفتن زندان مرکزی مشهد در دل منطقه مسکونی، دیگر معضل جدی شهروندان این منطقه به‌شمار می‌آید که مسئولان شهری و استانی را نیز واداشته است برای جابه‌جایی این مکان به فکر چاره باشند. منطقه ۱۱ شهرداری مشهد سال ۱۳۷۸ شکل گرفته و در مساحت ۱۵۳۴ هکتاری آن ۲۰۰ هزار نفر زندگی می‌کنند.  

سعید قره‌داشی از همان دوران شیرین کودکی در نتیجه همراهی با پدرش در جلسات قرآن، با این کتاب الهی و منبع لایزال معبود آشنا شده است. او در مدت ۸ ماه کل قرآن را حفظ کرده است.
 یک شب قبل حرکت کاروان، با انصراف یکی از مسافران، فاطمه صمدی طلبیده شد. شبانه بار سفر بست و در میان بهت و حیرت خانواده در این سفر،  توشه آخرتش را هم برداشت.
همسایه‌های خیابان جلال آل احمد ۶۰  در محله شهید رضوی کافی است بفهمند گرهی به کار آشنا یا حتی غریبه‌ای افتاده؛ آن وقت است که آستین‌های همت را بالا می‌زنند.
رضا شریعتی موسیقی را از سال ۱۳۸۲ به‌طور حرفه‌ای با ساز ویولن و در کنار استاد صمد برقی شروع کرده، بعدش سراغ ساز کمانچه رفته و در محضر اساتیدی مثل روزبه اسدیان و اردشیر کامکار بوده است.
مزار پسرم در بهشت رضا خالی است. در این سال‌ها که شهدای زیادی را آورده‌اند منتظرش بودیم اما هنوز سعید شهید ما نیامده است؛ شاید هم به‌جای شهیدی دیگر در شهری دیگر آرام گرفته! کسی چه می‌داند؟
جواد صبوحی می‌گوید: هر وقت گل‌ریزان برپا کرده‌ایم، پهلوانان و ورزشکاران یاری کرده‌اند و در این سال‌ها شاید بیشتر از پنجاه‌مراسم گل‌ریزان برپا کرده‌ایم. از آزادی زندانی تا دستگیری از نیازمندان.
منیره‌سادات جعفری نائینی زنی جسور و خودساخته که برای ساختن زندگی امن و راحت برای فرزندان، شانه‌به‌شانه همسرش در دل جاده‌ها راند. او روزگاری دوازده‌خودرو سنگین داشت و راننده‌های بسیاری برای تحویل بار، کارشان لنگ تأیید او بود.