گذر «حوضلقمان» که بعدها به «کوی سعادت» رسید، قدیمیترین کوچه خیابان عبادی است که مشهدیها آن را با نام «محمد قصاب» میشناسند.
هدایت گواهی که از دو سال پیش مسئولیت مرمت خانه قاجاری سوهانگر را به عهده دارد، درباره نقاشی صد ساله روی یکی از دیوارهای این خانه میگوید: این بزرگترین نقاشی بناهای تاریخی در بافت تاریخی موجود در مشهد است.
سیدعبدالمجید مجید فیاض، روحانی کمتر شناخته شده دوره قاجار سبب ساماندهی امور حرم رضوی، پس از به توپ بستن آن توسط روسها شد.
شاهزاده رابعهخانم احترامالسلطنه همسر منتصرالملک در راستای اجرای وصیت همسرش، در بخشی از املاک جعفرآباد آن زمان، بانی ساخت بیمارستان منتصریه مشهد شد.
قحطی مشکل اصلی جنگ جهانی اول در ایران و مشهد بود که بهسبب حضور انگلیسیها و نیروهایشان، وخیمتر شد. کنسولگری بریتانیا که به این امر واقف بود، اقدامات بهظاهر انسانی خود را افزایش داد و روزانه ۶ هزار نفر را در مشهد خوراک میداد.
جایی که حالا خانه کوزهکنانی در آن قرار دارد، روزگاری بخشی از محله اعیاننشین چهارباغ بوده که به داشتن عمارتهای باشکوه در دل باغهای سرسبز معروف بوده است. خانه کوزهکنانی در طول سالیان چندباری بازسازی شده است.
شهر مشهد در جایگاه مرکز ایالت خراسان همیشه موردتوجه حاکمیت بوده و از عصر تیموری سکههای فراوانی با نام این شهر تابع نظام پولی حکومتی، به ضرب رسیده است.
وضعیت کوچه «چهنو» در دوران قاجاری بهدلیل وجود چند نقشه از مشهد آن دوران تا حد بسیاری مشخص است. براساس نقشه دالمج این مسیر دارای هشت فرعی جنوبی و هفت کوچه فرعی شمالی بوده است.
آسیابهای آبی امروزه یکی از خاطرات فراموششده مشهد قدیماند که روزگاری قوت غالب مردم وابسته به وجود آنها بود و چرخ این آسیابها، چرخ زندگی مردم را میگرداند.
روزنامه «شرق ایران» یکی از روزنامههای بسیار مهم مشروطه است که بیشترین حجم اخبار را از آستان قدس پوشش داده است. این نشریه در دوره تولیت مرتضیقلیخان بهشدت اوضاع آستانه را نقد کرده است.
عبدالقدیر سبزواری، معروف به «آزاد سبزواری»، برخلاف اسمش، بیشتر روزگار جوانی را در زندان گذراند. او که روزنامهنگار بود، در اواخر دوره قاجار جریدهای به نام «آزاد» در مشهد چاپ و منتشر کرد.
مرجان اکبری میگوید: یکی از موارد اختلاف درباره باغ خونی که موجب میشد میراث فرهنگی نتواند با نهاد مشخصی درباره باغ مذاکره کند، ادعای نهادهای مختلف بر سر مالکیت آن بود.
کوچه چهنو۴ که این روزها تابلوی «مهراندیش» بر دیوار آن نصب است، مسیر فرعیای بوده که اکنون به زائرپذیرهای کوچک و بزرگ اختصاص دارد، روزگاری محل سکونت دراویش بوده است.
مرحوم عبدالهادی قلمبُر که اسفند سال گذشته از میان ما رفت، نخستین مدیر امور اداری و مالی راهآهن مشهد بود؛ او که سرد و گرم ۱۰۳ سال زندگی را پشت سر گذاشت، تاریخ شفاهی راهآهن مشهد بود.
«زیرکن» و «دهرود» در ردیف قدیمیترین مزارع شمال شهر مشهد قرار میگیرند که از آنها در متون تاریخی و جغرافیایی سخن به میان آمده است.
اسناد موجود نشان میدهد که کوچه «مهرآیین»، در سالهای میانی سده۱۳خورشیدی، مسیری شناختهشده در بین مردم شهر بوده است و قدمتش حداقل به سالهای نخست حکومت قاجارها بر ایران میرسد.
۱۴۳ سال پیش، روسها به این بهانه که پیمان آخال، مرزهای حکومت قاجار را از حملات ترکمانان تکه، مرو و آخال خلاص میکند، شاه قاجار را به بستن آن پیمان تشویق کردند.
از میانه دوره قاجار، توسعه کشت خشخاش با میدانداری انگلیسیها در مزارع مهرآباد مشهد شروع شد، تا با واسطه عُمال کمپانی یهودی و انگلیسی «ساسون» به بندر شانگهای در چین انتقال یابد.
قدیمیترین نامی که تاکنون در اسناد برای این گذر شناسایی شده مشیر است؛ مشیر براساس اسناد موجود مخفف نام طبیبی به اسم مشیرالدوله بوده که در دهههای ابتدایی قرن ۱۴ در این کوچه سکونت داشته است.
بسیاری از ارادتمندان حضرت آنچه را به نظرشان دارای شأن و ارزش میآمد به مضجع شریف آن امام تقدیم میکردند تا بر آن نصب شود. بعضی از آنها مانند ترنجها، قبههای چهارگوشه ضریح و... همیشگی بودهاند.