دوره قاجار - صفحه 2

بخش مهمی از گزارش‌های محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه، وزیر انطباعات ناصرالدین‌شاه و نویسنده کتاب بسیار ارزشمند «مطلع‌الشمس» درباره توسعه و تزیین حرم رضوی، در کتاب دیگر او موسوم به «المآثر والآثار» درج شده است.
به استناد خبر روزنامه نوبهار ۲۸ جمادی الاول ۱۳۲۹ قمری پهلوانان دیگری که در این روزگار مسبب دزدی اموال مردم هستند، محمدرضا پهلوان و غلامحسین پهلوان نام دارند که در اطراف سبزوار کاروان‌های تاجران و زائران را لخت می‌کنند.
اگر نادر طولانی‌تر و عاقلانه‌تر حکومت می‌کرد و حکومتش را برای جانشینی شایسته به جا می‌گذاشت که ارتش او را رهبری کند، می‌توانست مدیریت کشور ایران و سرانجام اقتصاد را همان‌طور که در اروپا اتفاق افتاد دگرگون کند.
میرزامحمدحسین قوام‌الدوله، پدربزرگ دو تن از رجال شناخته شده دوره قاجار و پهلوی است؛ دو برادر که اتفاقا آنها هم خوشنام نیستند: وثوق‌الدوله (دلال قرارداد ۱۹۱۹ میلادی) و قوام‌السلطنه.
سلطان‌مرادمیرزا حسام‌السلطنه از این حکمرانانی بود که در دوران حکومتش، با وجود همه کاستی‌ها و ستم‌هایی که مانند دیگرحکمرانان عصر ناصری در خراسان بر مردم روا می‌داشت، دست‌کم در برقراری امنیت کار‌هایی استوار کرد.
در خراسان و مشهد نخستین‌باری که عنوان «گمرک» درج شده است در شماره‌۶ «سالنامه ایران» به سال‌۱۲۹۶‌قمری است که بدون اینکه نامی درج شود، عنوان می‌شود که «مأموران گمرک در خراسان» شامل رئیس و تحویلدار و مشرف هستند.
بخش عمده فعالیت انجمن خیریه سعادت بر توسعه رفاه عمومی و ترویج مؤسسات تمدنی جدید تمرکز داشت. آنها می‌کوشیدند ساختار مؤسسات تمدنی جدید مانند شیرخوارگاه و قرائت‌خانه را به مردم تفهیم و راه را برای افزایش آگاهی عمومی باز کنند.
در مشهد، نخستین آگهی یا خبر ترحیم، روز چهارشنبه، ۲۳‌شوال‌۱۳۱۸‌قمری (۲۴‌بهمن ۱۲۷۹‌خورشیدی) در صفحه آخر روزنامه «ادب» به مدیرمسئولی «میرزاصادق‌خان ادیب‌الممالک» انتشار یافت.
نامش حاج‌علي مرادي است. او می‌گوید: زمان ما شناسنامه نبود، شناسنامه زمان رضا‌شاه باب شد. اما آن‌طوري كه دخترم حساب كرده، حدود صدوده سال دارم. نوجواني‌اش را در زمان احمدشاه گذرانده‌ و در زمان حكومت رضاخان سرباز بوده است.
ناصرالدین‌شاه قاجار در طول حکومت و فرمانروایی‌اش دو سفر به مشهد دارد. اولی در بیست‌و‌یکمین سال سلطنتش است که شرح آن را علی‌نقی‌خان حکیم‌الممالک به رشته تحریر درآورده است.
خاطرات ستوان «آلکس بارنز» تصویری از مشهد در دوره سلطنت فتحعلی شاه قاجار را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد. او افسری انگلیسی بود که در سال ۱۸۳۱ میلادی به مأموریت شناسایی در غرب آسیا فرستاده شد.
سابقه سانسور فقط مختص امروز نیست و شاید باورتان نشود اگر بشنوید که این موضوع هزاران‌سال سابقه دارد. زمان قاجار که با جنگ، قحطی و کشتار همراه بود، نامه‌ها پیش از گیرنده، توسط افراد دیگری خوانده می‌شدند.
عباس‌میرزا پیش از ورود به مشهد، از بیماری رنج می‌برده است و روایت‌های تاریخی می‌گویند که او درگیر نوعی بیماری کبدی بوده است. نایب‌السلطنه برای فرار از بیماری و مرگ، پزشکان متعددی را به کار گرفت.
نخستین شیوع «آنفلوانزا» و آشنایی با این واژه در ادبیات طبی مشهد مربوط به سال ۱۲۷۰ خورشیدی است. پیش از دوره قاجار از آنفلوانزا با عنوان «بیماری همه‌گیر» یاد شده است.
طبق مستندات درج‌شده در روزنامه‌های دوره قاجار، از اوایل حکومت احمدشاه قاجار، حمام‌های زیادی به دوش مجهز بوده‌اند و در عصر رضاخان نه‌تنها دوش در حمام‌ها اجباری می‌شود که خزینه‌ها نیز برچیده می‌شوند.
عین‌السلطنه در توصیف مشهد می‌نویسد: مشهد شهر کوچکی نیست. بازارش معمور و رو به ترقی و آبادی است. ترک‌ها خانه‌های خوب ساخته و می‌سازند. تجارت روس از راه عشق‌آباد رواج دارد. قونسول روس و انگلیس عمارت و باغ عالی دارند.
جنگ جهانی اول تنها در سنگر‌های اروپا جریان نداشت. شعله‌های آن نبرد ویرانگر که ۱۰۷سال پیش در چنین روز‌هایی پایان یافت، به خاک ما هم کشیده شد؛ اما نه‌فقط با توپ و تفنگ، بلکه حتی با اسکناس!
سرشماری انجام‌شده در مشهد شامل شش محله اصلی بود: نوغان، سرشور، عیدگاه، سراب، پایین‌خیابان و بالاخیابان. بر‌اساس این سرشماری، جمعیت کل مشهد ۵۷‌هزار‌و‌۲۸۷ نفر و تعداد خانه‌ها ۷‌هزار‌و‌۶۶۷ باب ثبت شده بود.
دارالشرع یک مَسنَد حقوقی بود؛ مسندی که یک مجتهد صاحب‌فتوا آن را در اختیار داشت. این مجتهدان معمولا دانش‌آموختگان حوزه‌های بزرگ علمیه در اصفهان، تهران، نجف و همچنین مشهد بودند و از مراجع اعلم و مشهور اجازه فتوا داشتند.
سفرنامه سیدحسن موسوی‌اصفهانی از مشهد، مکه و عتبات مصادف با سفر او به این سرزمین‌های مقدس به خط خودش نگاشته شده است. مهم‌ترین امتیاز این سفرنامه آن است که نویسنده طی آن مرقد یازده امام را زیارت کرده است.