تماشای تغییرات اقلیمی شگفتانگیز در قله سرآخور قوچان
کوههای مشهد فقط مسیرهای سربالایی نیستند؛ بخشی از زندگی ورزشی، خاطرات و هویت طبیعتدوستان این شهرند. ما در مجموعه «کوهنگار» هر هفته یکی از ارتفاعات مشهد را معرفی میکنیم؛ از مسیرهای کمخطر و خانوادگی تا قلههای جدیتر، و در کنار آن، نامهایی از کوهنوردانی را مرور میکنیم که سالها پایمردی، دوستی و عشق به ارتفاع را در این مسیرها حفظ کردهاند. این مجموعه تلاشی است برای ثبت روایتهای کوچک، اما ماندگار کوه و آدمهایش.
نشانی: قوچان، روستای سراب، ینگهقلعه
ارتفاع بلندترین نقطه: ۲۴۶۰ متر
مساحت پیمایش: حدود ۱۰ کیلومتر
مسیرهای صعود: ینگهقلعه، هزارخانه و صعود به قله / اولنگ و چهار کیلومتر پیمایش در مسیر رودخانه، صعود به قله
سرآخور؛ بام سردسیر قوچان
قوچان، شهر کوههای استوار، در میان قلل سربهفلککشیدهاش، میزبان «سرآخور» است؛ قلهای که در میان بومیان و روستاییان منطقه، بیشتر با نام اصیل و محلی «قَشَقه» شناخته میشود و کوهنوردان نیز آن را با نام سرآخور یا «بلوران» میشناسند. قله سرآخور با ارتفاع ۲هزارو ۴۶۰ متر، نهتنها بلندترین نقطه کوهستانهای این شهرستان، بلکه نمادی از تغییرات اقلیمی شگفتانگیز است.
این قله، برخلاف ظاهر آرام و مسیرهای کوهپیمایی هموارش در فصلهای گرم، زمستانهایی خشن و استخوانسوز دارد که محک خوبی برای عیار حرفهایبودن کوهنوردان است. برای تجربه صعود به این بام قوچان، روستای «سراب» بهترین مبدأ برای ماجراجویی است. پیمایش این مسیر با سرعتی متعادل، حدود سهساعت زمان میبرد.
وقتی به قلهها میروید، هیچچیز از خود جز رد پایتان به یادگار نگذارید تا اکوسیستم طبیعی در حالت بکر خود باقی بماند
ماجراجویی شما از پس چهل دقیقه کوهپیمایی آغاز میشود؛ جایی که وارد دره چشمنواز «ینگهقلعه» میشوید. در میانه راه، چشمهای گوارا کام کوهنوردان را تازه میکند و پس از آن، مسیر در امتداد رودخانه و میان باغهای سرسبز گردو، سیب و تاکستانهای انگور ادامه مییابد. عبور از این دالانهای سبز، پیش از رسیدن به شیبهای سنگی قله، لذتی است که فقط در «سرآخور» میتوان تجربه کرد.
اگر بهدنبال قلهای هستید که ترکیبی از چالش صعود، زیباییهای باغداری کوهپایه و اصالت باشد، سرآخور بهترین انتخاب برای آخر هفتههای شماست؛ کوهی که در پس ظاهر آرام و پاکوبهای هموارش، در زمستانها چهرهای متفاوت و خشن به خود میگیرد.
غلامرضا عقیقی
متولد ۱۳۵۵
تعداد دفعات صعود به این قله: ۲۰ مرتبه
طی سیسال تجربه کوهنوردی، به قلههای بسیاری در کشور صعود کرده و مدرک مربی راهنمای کوهپیمایی و کوهنوردی و مربی راهنمای برف و یخ را کسب کرده است. عقیقی کوهنوردی است که چند دهه سابقه در صعود به قلههای مختلف کشور دارد.
او از نخستین تجربه صعودش به بام قوچان اینگونه تعریف میکند: اولینبار صعود من به این قله مربوط به سن دبیرستانم است که در تابستان با بچههای دیگر مدرسه همراه شدیم و چندنفری چوبها و وسایل را بار الاغ کردیم تا بر فراز بلندترین قله قوچان یکشب بمانیم. یادم هست اینقدر بیتجربه بودیم که نمیدانستیم برای حفظ محیطزیست نباید بر فراز قله آتش روشن کنیم.
از قوچ و میش و حضور آنها در این قله که میپرسیم، عقیقی روایتی از گذشته تعریف میکند که نشان از وجود این قبیل حیوانات در قله دارد: من در دفعاتی که به این قله صعود کردم، قوچ و میش ندیدم، اما، چون خودم بچه روستایی در پای این کوه هستم، خوب خاطرم هست که قدیمیهای روستا بارها تعریف کردند شکارچیان اسلحه قاچاقی با خود حمل میکردند و برای شکار قوچ و میش به قله میرفتند. توصیهام این است که وقتی به قلهها میروید، هیچچیز از خود جز رد پایتان به یادگار نگذارید تا اکوسیستم طبیعی و خدادادی، در همان حالت بکر خود باقی بماند و سالیان سال همه از آن بهرهمند شوند.
او در ادامه حرفهایش از قصه تنهاجانپناه این قله میگوید: در نزدیکی نوک قله، شاید به فاصله دویستمتر از آن، جانپناهی مربعیشکل و فرششده انتظارتان را میکشد؛ جانپناهی که در سال۱۳۸۴ توسط بچههای هلالاحمر قوچان و همکاری هیئت کوهنوردی بنا شد.
* این گزارش دوشنبه ۲ شهریورماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۸۳۹ روزنامه شهرآرا صفحه ورزشی چاپ شده است.