کد خبر: ۱۵۲۸۰
۰۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰
همسایه ها

رفاقت قدیمی‌ها در کوچه موعود۲۳

در بعضی کوچه‌ها، رسم همسایگی فقط به سلام و احوالپرسی در کوچه محدود نمی‌شود؛ بلکه آدم‌ها سال‌ها کنار هم زندگی می‌کنند، در شادی‌ها و سختی‌ها کنار هم می‌ایستند. موعود‌۲۳ در محله کنه‌بیست یکی از همین کوچه‌هاست.

در بعضی کوچه‌ها، رسم همسایگی فقط به سلام و احوالپرسی در کوچه محدود نمی‌شود؛ بلکه آدم‌ها سال‌ها کنار هم زندگی می‌کنند، در شادی‌ها و سختی‌ها کنار هم می‌ایستند و بخشی از خاطرات پررنگ یکدیگر می‌شوند.

موعود‌۲۳ در محله کنه‌بیست یکی از همین کوچه‌هاست. در این معبر، مسجد قمر‌بنی‌هاشم (ع) فقط محل برگزاری مراسم مذهبی نیست؛ برای بسیاری از اهالی، جایی است که دوستی‌ها از آنجا شکل گرفته و نسل‌های مختلف در‌کنار هم بزرگ شده‌اند.

 

پیرغلام مسجد محله

سید‌حسن موسوی را در موعود‌۲۳ بیشتر با نام آقا‌سید می‌شناسند؛ پیرغلام مسجد قمر بنی‌هاشم (ع) که حدود سی‌سال است در همین کوچه کبابی دارد. او می‌گوید: سن‌و‌سالی نداشتم که پدر و مادرم به این محدوده آمدند و از کودکی با مسجد و اهالی محله بزرگ شدم.

پدرش، آقا‌سید‌هاشم، زمین مسجد را وقف کرده و به همین دلیل مسجد قمربنی‌هاشم (ع) حالا بخش پررنگی از خاطرات زندگی‌اش را شکل داده‌است. آقا‌سیدحسن می‌گوید: من از بچگی در مسجد بزرگ شدم و خیلی وقت‌ها با تشویق بزرگان مسجد، مداح و نوحه‌خوان مراسم هم می‌شدم.

همچنین اهالی او را به دست‌ودل‌بازی و بخشندگی می‌شناسند. یکی از کار‌هایی که سال‌هاست انجام می‌دهد، برگزاری نذری به یاد پدرش است. هر‌سال هم‌زمان با وفات امام‌رضا (ع)، هزار پرس غذا در کبابی‌اش تهیه و میان اهالی محله توزیع می‌کند.

در زمان پخش نذری، یکی از جوان‌هایی که همیشه پای کار می‌آید، سید‌جواد حسینی است؛ جوانی که آقا‌سید، او را از فعالان محله می‌داند و می‌گوید در برنامه‌های مختلف کنار اهالی حضور دارد.

 

گپ‌و‌گفت دوستانه با همسایه‌ها

سید‌جواد حسینی حدود بیست‌سال است که در ابتدای همین کوچه، مغازه ترشی‌جات دارد. او هم نوجوان بوده که همراه پدر و مادرش به این محدوده آمده است.

وقتی از رابطه همسایه‌ها می‌گوید، بیشتر از هر‌چیز به سال‌های طولانی زندگی آنها در کنار هم اشاره می‌کند؛ «اینجا همه قدیمی هستند. روابط چندین‌ساله بین همسایه‌ها وجود دارد و همه مثل یک خانواده یکدیگر را می‌شناسند. من هم اینجا کلی دوست و رفیق دارم که از برادر به من نزدیک‌تر‌ند.»

اینجا همه قدیمی هستند. روابط چندین‌ساله بین همسایه‌ها وجود دارد و همه مثل یک خانواده یکدیگر را می‌شناسند

برای او مغازه‌اش فقط محل کسب‌و‌کار نیست. در طول روز، اهالی بار‌ها به مغازه‌اش سر می‌زنند؛ بعضی برای خرید و بعضی فقط برای چند‌دقیقه گپ‌زدن. البته سید‌جواد خودش هم در شکل‌گرفتن این روابط بی‌تأثیر نبوده است. از کودکی علاقه داشته در فعالیت‌های اجتماعی محله حضور داشته‌باشد و مسجد یکی از مهم‌ترین مکان‌هایی بوده که این ارتباط‌ها در آن شکل گرفته‌است. از توزیع چای در مراسم گرفته تا کار‌هایی مثل جفت‌کردن کفش‌های نمازگزاران، هر‌کاری که از دستش برمی‌آمده انجام داده‌است.

او یکی از نزدیک‌ترین دوستانش علی غلامیان را به عنوان آدم‌دغدغه‌مند محله معرفی می‌کند.

 

خاطراتی از همدلی اهالی

علی غلامیان از کودکی در همین محله زندگی کرده است. اهالی او را به روابط اجتماعی خوبش می‌شناسند؛ کسی که به‌راحتی با دیگران گرم می‌گیرد و دوستی‌هایش محدود به یک گروه خاص نیست. زندگی او در این محله و کوچه سراسر خاطره است.

مثلا درباره مسجد قمر بنی‌هاشم (ع) یاد خاطره‌ای متفاوت می‌افتد و می‌گوید: وقتی بچه بودم، روزی یک جفت کفش فوتبال خیلی زیبا جلو قسمت کفشداری مسجد دیدم و آن را برداشتم. وقتی به خانه رسیدم، پدرم متوجه شد و حسابی ناراحت شد و نصیحتم کرد. من هم کفش‌ها را برگرداندم و گذاشتم سر جایش.

بخشی از خاطرات علی، همدلی قدیمی اهالی را نشان می‌دهد؛ او از روزی یاد می‌کند که یکی از همسایه‌ها عزیزی را از دست داده بود و قصد داشت برای او مجلس ختم برگزار کند، اما شرایط مالی مناسبی نداشت؛ «همسایه‌ها وقتی از ماجرا باخبر شدند، هرکدام به اندازه توانشان کمک کردند و دست به دست هم دادند تا مجلس آبرومندی برای آن خانواده برگزار شود.»‌

 

* این گزارش دوشنبه ۲ شهریورماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۸۳ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام