کد خبر: ۱۵۱۲۵
۰۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
اعتیاد

استاد پرویز؛ بانی زندگی دوباره نجات‌یافتگان اعتیاد

استاد پرویز مردی است که در‌پی کنار‌زدن اعتیاد، دست مردان پرشمار دیگری را گرفته است و یاریگر آنها بوده تا بر سطور روز‌های اعتیاد، نقطه پایانی بگذارند و برسند اول خط زندگی و حالا هم قهرمان زندگی خودش است و هم قهرمان زندگی آدم‌های دیگر!

در ابتدای گفت‌وگویمان درمیان یک کارگاه پرسروصدا در محله فردوسی درحالی‌که روبه‌رویم نشسته است، جمله‌ای می‌گوید که جا می‌خورم: بیست‌ساله هستم! وقتی تعجبم را می‌بیند، برای سؤال بعدی فرصت نمی‌دهد و توضیح می‌دهد: این تاریخ تولد شناسنامه‌ای من نیست و زمان تولد دوباره‌ام است؛ یعنی بعداز کنا‌رگذاشتن اعتیاد و بازگشتم به آغوش خانواده و جامعه.

کسی که پیش روی ما به مصاحبه نشسته «استاد پرویز» است؛ کسی که از وسط کارگاهش تا محله‌های اطراف به همین لقب شناخته می‌شود. او که دوست ندارد نام فامیل و تصاویر واضحش در این مصاحبه آورده شود، حالا هم قهرمان زندگی خودش است و هم قهرمان زندگی آدم‌های دیگر. استاد پرویز مردی است که در‌پی کنار‌زدن اعتیاد، دست مردان پرشمار دیگری را گرفته است و یاریگر آنها بوده تا بر سطور روز‌های اعتیاد، نقطه پایانی بگذارند و برسند اول خط زندگی.

 

فکر و ذهنم شده بود مواد

مثل خیلی از آدم‌هایی که پس‌از ترک اعتیاد حرف‌های زیادی برای گفتن دارند، او هم پرانرژی و با‌انگیزه سر صحبت را باز می‌کند. استاد پرویز تعریف می‌کند: خدارا شکر، سال‌هاست که از بیماری اعتیاد رها شد‌ه‌ام و بعد‌از گذشت نزدیک به بیست‌سال، حتی یک ماده محرکه و اعتیادآور مصرف نکرده‌ام و پاک پاک هستم. الان به اندازه یک جوان بیست‌ساله انرژی و انگیزه برای زندگی و کارکردن دارم.

نکته شایان‌توجه درباره آقاپرویز بیست‌ساله بعد‌از نجات از دام بیماری اعتیاد، همت بلند اوست که با حمایت‌های معنوی، شغلی و اعتباری خود، مسیر نجات تعداد زیادی از گرفتاران به اعتیاد را فراهم کرده است.

استاد پرویز که اصالتی شیروانی دارد، حدود شصت‌سال سن دارد و بنا به گفته خودش با‌توجه‌به اینکه افراد معتادی در محیط زندگی‌اش حضور داشته‌اند، از سنین نوجوانی گرفتار مواد مخدر شده است.

آقا‌پرویز با یادآوری آن روز‌های سخت می‌گوید: متأسفانه از سن کودکی بار‌ها و بار‌ها شاهد مصرف مواد مخدر توسط افراد بزرگ‌تر اطرافم بودم و در‌اثر همین مجاورت و استنشاق مواد مخدر به‌مرور زمان و بدون آنکه متوجه شوم، گرفتار اعتیاد شدم.

به گفته استاد پرویز، گرفتارشدن او به مواد مخدر، آینده تحصیلی‌اش را تحت تأثیر قرار داد و از ادامه تحصیل باز‌ماند. با گذشت سال‌ها اعتیاد در جسم و جان پرویز ریشه دواند و تا سال‌های جوانی ادامه پیدا کرد. می‌گوید: همه ذهن و فکرم را اعتیاد به مواد مخدر گرفته بود؛ به هیچ چیز دیگر فکر نمی‌کردم و فقط به‌دنبال پیدا‌کردن و کشیدن مواد بودم.

 

با صبر راه پاکی را یافتم

پرویز جوان بعد‌از درگیری‌ها و مشکلات بسیاری که اعتیاد به مواد مخدر برایش ایجاد کرده بود، به فکر مهاجرت از شهر زادگاهش افتاد تا شاید به این وسیله از چنگال اعتیاد رهایی یابد.

به هیچ چیز دیگر فکر نمی‌کردم و فقط به‌دنبال پیدا‌کردن و کشیدن مواد بودم

او می‌گوید: سال‌۱۳۶۹ همراه خانواده به مشهد مهاجرت کردم و در بولوار شاهنامه ساکن شدم. کارگاه کوچک آهن فروشی و جوشکاری در محله راه انداختندو مشغول به‌کار شدم. در گوشه‌ای از کارگاه بساط مواد مخدر پهن کرده بودم. این کار را بدون هرگونه احتیاط و مخفی‌کاری انجام می‌دادم و بار‌ها اخطار گرفته و تهدید به زندان‌رفتن شده بودم. کوچ به مشهد هم فایده‌ای برایم نداشت. با اینکه فکر می‌کردم با دور‌شدن از محیط آلوده به مواد مخدر پاک می‌شوم و توبه خواهم کرد، این‌طور نشد و من همچنان یک معتاد بودم.

با‌وجوداین استاد پرویز اعتقاد راسخی داشت که آن معجزه الهی و رهایی از اعتیاد درباره او اتفاق خواهد افتاد و همین‌طور هم شد. او با بیان لطف الهی که شاملش شد، می‌گوید: یک روز که در کارگاه بودم، مأموران کلانتری به‌سراغم آمدند و من را با هفت‌گرم مواد مخدر دستگیر و روانه زندان وکیل‌آباد مشهد کردند.

شانزده‌روز بلاتکلیف بودم تا حکم آزادی‌ام با جریمه نقدی صادر شد. در این مدت و تا زمان آزادی که ۲۱‌روز طول کشید، تصمیم گرفتم که مواد مخدر را کنار بگذارم؛ چون در زندان هم با پول می‌توانستی مواد گیر بیاوری و بکشی. بعد‌از ۲۱‌روز پاکی با پرداخت جریمه نقدی از زندان آزاد شدم. بعد‌از آزادی تصمیم گرفتم با ورزش و عبادت خودم را مشغول و از بازگشت دوباره به‌سمت اعتیاد جلوگیری کنم.

او که از یک مسیر سخت برای رسیدن به‌پاکی عبور کرده بود تعریف می‌کند: در همین زمان که این تصمیم را گرفته و درحال عملی‌کردن ایده‌ام بودم. یکی از دوستانم به نام فرج که استاد بنایی بود، به دیدنم آمد. ۴۵ روز از ترک اعتیادش گذشته بود و وقتی اراده و تصمیمم را برای ترک اعتیاد شنید، خیلی خوشحال شد و من را با گروه مردمی به نام جلسه معتادان گمنام آشنا کرد.

همراه با او در این جلسات شرکت کردم و تازه در آن جلسه به این حقیقت رسیدم که دلیل اعتیاد ما خانواده، شهر، دوستان و... نیستند؛ تا زمانی‌که خودمان نخواهیم و صبر و مقاومت نداشته باشیم، نمی‌توانیم اعتیاد را کنار بگذاریم. من در این جلسات تحت هدایت فردی به نام راهنما به این حقیقت که بیمار هستم و نه مجرم، رسیدم و تحت تعالیم و مراقبت‌های جلسات هفتگی، ماهانه و سالانه انجمن معتادان گمنام، موفق به ترک اعتیاد شدم و به زندگی عادی درکنار خانواده و مردم بازگشتم.

 

اعتیاد

 

درک درد مشترک معتادان دیگر  

استاد پرویز براساس آموزه‌هایی که در جلسات انجمن معتادان گمنام آموخته، بعد‌از ترک اعتیاد همه تلاش و همت خود را برای نجات دیگر معتادان به کار برده است. او با اشاره به داشتن درد و بیماری مشترکی که بین معتادان وجود دارد، می‌گوید: حتما این جمله معروف که «باید به مصیبتی گرفتار شوی تا سختی آن را بفهمی» شنیده‌اید. بر همین اساس شما تا گرفتار اعتیاد، بدبختی‌ها و ترس‌های آن نشده باشید، درک درستی از اثرات مخرب این مواد بر ذهن و رفتار انسان پیدا نخواهید کرد.

بعد‌از آزادی تصمیم گرفتم با ورزش و عبادت خودم را مشغول و از بازگشت دوباره به‌سمت اعتیاد جلوگیری کنم

او تعریف می‌کند: آنجا بود که به مفهوم درد مشترک با معتادان رسیدم و اراده کردم همان‌طور که خودم را نجات داده‌ام، دیگران را نجات دهم.

 

جوری کار می‌کردند که یاد مواد نمی‌افتادند

استاد پرویز بعد از بازگشت به روال عادی زندگی و افتتاح دوباره یکی از بزرگ‌ترین کارگاه‌های آهن‌فروشی و اجرای سقف‌های شیب‌دار، با جذب افراد معتاد در کارگاه خود و ایجاد شغل، شرایط بهتری را برای ادامه مسیر ترک آنها فراهم کرده است.

او در تأیید این مطلب می‌گوید: بزرگ‌ترین مشکل یک معتاد ترک‌کرده پیدا کردن کار و تأمین مالی خودش و خانوادش است. متأسفانه در جامعه ما نگاه به یک معتاد با یک مجرم سابقه‌دار یکی است؛ البته این نگاه امروز خیلی تغییر کرده، اما سال‌ها قبل، این‌طور نبود و کسی جرئت نداشت که به یک معتاد ترک‌کرده کار بدهد؛ چون نمی‌خواست گرفتار عواقب احتمالی آن بشود.

او توضیح می‌دهد: آن زمان معتادان زیادی بودند که به‌دلیل پیدانکردن شغل، ناامید و افسرده به دامان اعتیاد بازمی‌گشتند. من به آنها کمک مالی و پول نقدی نمی‌کردم؛ از آنها کار می‌خواستم و درقبال کاری که انجام می‌دادند، مزد می‌گرفتند. همچنین اگر کار بنایی، ساختمانی و حمل بار داشتم، از این افراد استفاده می‌کردم. این روش، درکنار تمرینات روحی سبب شده بود حسابی بچسبند به کار و پول درآوردن و یاد مواد نمی‌افتادند.

 

گوش‌هایی برای شنیدن معتادان

کار در کارگاه استاد پرویز برای معتادان تازه ترک‌کرده در یک دهه اخیر امتیاز دیگری نیز داشته است که خودش درباره آن توضیح می‌دهد:، چون خود من تجربه اعتیاد داشتم و به قول معروف تا ته خط رفته بودم، با حال‌وهوای این بچه‌ها آشنا بودم و با صحبت‌کردن و نشستن پای درددل‌ها و مشکلات زندگی‌شان به‌نوعی نقش راهنما و مشاور را برایشان داشتم. این سابقه مشترک سبب اقبال بیشتر آنها به بنده بود و با خیال راحت همه مشکلات و دغدغه‌هایشان را بیان می‌کردند؛ مسیر بهبودی و سلامتی را با سرعت بیشتری طی می‌کردند و لغزش کمتری داشتند.

 

سفر به‌یادماندنی کربلا با بچه‌های کارگاه

استاد پرویز که به قول خودش زمانی به‌دلیل اعتیاد و اثرات سوء آن از عالم و آدم بریده و طلبکار بود، بعداز ترک اعتیاد، به ارزش‌های دینی، اعتقادات مذهبی و عشق به کشور و میهن بازگشت.

او می‌گوید: در خانواده‌ای معتقد و مذهبی بزرگ شده بودم. یادم است در عزادار‌ی‌های ماه محرم همراه با هیئت محله‌مان عزاداری و سینه‌زنی می‌کردم و مثل همه آرزوی رفتن به کربلا و زیارت امام‌حسین (ع) را داشتم، اما همه این اعتقادات تحت تأثیر مواد مخدر فراموش شده و از بین رفته بود. اما خدا خواست و بعد از ترک اعتیاد به اعتقادات و ارزش‌های قبلی بازگشتم و در اولین فر‌صت راهی سفر کربلا شدم. 

حال‌وهوای آن سفر و مسیری که طی کردم، وصف‌نشدنی است. مثل کودکی تازه‌متولد شده و پاک بودم که به زیارت امام حسین (ع) می‌رفتم. تأثیر این سفر معنوی به‌انداز‌های عمیق بود که برای دومین مرتبه نیز راهی کربلا شدم. دو مرتبه نیز توفیق این را داشتم که همراه با بچه‌های کارگاه در زیارت و پیاده‌روی مسیر اربعین شرکت کنم.

 

اعتیاد

 

ترک معتادان در کوه‌های هزارمسجد

استاد پرویز از سه‌سال قبل به‌عنوان راهنمای انجمن معتادان گمنام در این جلسات حضور یافته است و هدایت افراد این جلسه را تا مرحله رهایی و پاکی کامل انجام می‌دهد. حضورش در این جلسات، به‌عنوان فردی که نزدیک بیست‌سال سابقه پاکی از مواد مخدر را دارد، امید‌بخش است و عزم آنها برای ترک‌کردن بیشتر می‌شود.

استاد پرویز در‌قبال این کار‌ها هیچ دستمزدی نمی‌خواهد؛ چون معتقد است که دعای خیر خانواده‌ها برایش کافی است

استاد پرویز علاوه‌بر حضور در جلسات معتادان گمنام برای ترک معتادان در منزلشان نیز بسیار فعال است. او با ذکر خاطره‌ای در‌این‌باره توضیح می‌دهد: یک‌بار برای ترک دو معتاد که از عشایر کوه‌های هزارمسجد بودند، به کوهستان رفتم؛ ساعات و روز‌های زیادی را درکنار آنها بودم و بعد از اینکه ترک کردند، به مشهد بازگشتم.

استاد پرویز در‌قبال این کار‌ها هیچ انتظار و دستمزدی نمی‌خواهد؛ چون معتقد است که دعای خیر خانواده‌های آنها برایش کافی است و پیشرفت شغلی، داشتن خانواده و فرزندان سالم و خوب را از نتایج همین کار‌های خیر می‌داند.

او می‌گوید: روز‌های اول، کارم را از یک مغازه کوچک شروع کردم و حالا کارگاه بزرگی دارم که چند‌نفری از قبل آن نان می‌خورند. دودختر و دوپسر دارم که خدا را شکر همگی سالم و دارای تحصیلات دانشگاهی هستند من همه این موفقیت‌ها را با الطاف الهی و بعد‌از ترک اعتیاد به دست آوردم.

 

* این گزارش پنج‌شنبه ۸ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۴۶ شهرآرامحله منطقه ۱۱ و ۱۲ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام