کد خبر: ۱۵۱۱۳
۰۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۰
همسایه ها

همسایه‌های کوچه نماز ۲۷ بانی زیارت رفتن هم می‌شوند

در محله آبشار سر که بچرخانی، همه‌جا برج و مجتمع مسکونی است که روی هم سوار شده! در یکی از همین آپارتمان‌ها در کوچه نماز ۲۷ همسایه‌هایی زندگی می‌کنند که پایه رفاقتی چندساله هستند. آنها هرکدامشان به‌تنهایی رفاقت را در محل سکونتشان گسترش می‌دهند.

در محله آبشار سر که بچرخانی، همه‌جا برج و مجتمع مسکونی است که روی هم سوار شده. قدم‌به‌قدم دیوار‌های سیمانی پهلو‌به‌پهلوی هم داده و سرپناه آدم‌های بسیاری شده است. حال تصور کنید در این برج‌ها رفاقت‌های محکمی شکل بگیرد؛ آن وقت است که تحمل این دیوار‌های سیمانی آسان‌تر می‌شود.

در کوچه نماز ۲۷ در یکی از همین آپارتمان‌ها همسایه‌هایی زندگی می‌کنند که پایه رفاقتی چندساله هستند. آنها هرکدامشان به‌تنهایی رفاقت را در محل سکونتشان گسترش می‌دهند.

 

مهربانی هزینه ندارد

کلثوم امیری یازده‌سال است که در این مجتمع مسکونی سکونت دارد. هر‌وقت در نمازخانه محل سکونتشان مراسمی برپا می‌شود، جزو اولین نفراتی است که یک سر کار را می‌گیرد، از نظافت مسجد گرفته تا شرکت در مراسم و پذیرایی از شرکت‌کنندگان.

امیری معتقد است مهربانی هزینه ندارد و با یک لبخند می‌توان باب رفاقت را باز کرد. او با همسایه‌هایش در پیاده‌روی‌های صبحگاهی که در بولوار نماز انجام می‌شد، آشنا شد و به‌مرور رفاقتشان تا جایی محکم شد که با هم رفت‌و‌آمد خانوادگی دارند. اگر یکی از همسایه‌ها درگیر مشکلی شود تا برطرف‌شدنش کنار هم می‌مانند.

کلثوم‌خانم می‌گوید: در همین پیاده‌روی‌ها کم‌کم با همسایه‌هایم آشنا شدم. فهمیدم کدامشان جلسه قرآن هفتگی دارند و با رفتن به این مجالس، بیشتر اهالی مجتمع را شناختم. از آن موقع وقتی خبردار می‌شدم یکی از همسایه‌ها دختر عروس کرده است، می‌رفتم و پیشنهاد می‌دادم برای برگزاری مجالس اگر ظرف و ظروفی خواستند یا کاری داشتند، روی کمکم حساب کنند. با همین شیوه چند دوست صمیمی پیدا کردم که ۱۰ سال است با هم سفر می‌رویم و همراه غم و شادی هم شده‌ایم.

 

راننده مهربان ساختمان

امیری، صغری شفایی را به ما معرفی می‌کند و در‌موردش می‌گوید: او یک سمند دارد که با آن، کار‌های خیر بسیاری را به انجام رسانده است، از خرید برای همسایه‌ای که خودرو ندارد تا بردن همسایه‌ها به میدان‌بار برای خرید.

به گفته کلثوم‌خانم، او و خانم شفایی در پیاده‌روی با هم آشنا شدند و حالا بیش‌از ۱۰ سال از رفاقتشان می‌گذرد. آنها تابستان سال گذشته همراه یکی دیگر از همسایه‌ها با خودرو خانم شفایی به قم و زیارت حضرت معصومه (س) رفتند.

من که همین مسیر را از محله به حرم می‌روم، چرا دونفر را با خودم نبرم که هم در ثواب زیارتشان شریک باشم

صغری شفایی هم یازده‌سال است در این مجتمع سکونت دارد. او می‌گوید: وقتی خدا نعمتی به آدم می‌دهد، باید شکرش را به جا آورد. همسایه خوب هم نعمت است. برای همین هر‌کاری از دستم بربیاید، برای حفظ چنین نعمتی انجام می‌دهم.

شفایی ادامه می‌دهد: من که همین مسیر را از محله به حرم می‌روم، چرا دونفر را با خودم نبرم که هم در ثواب زیارتشان شریک باشم و هم در مسیر تنها نباشم؟ به بهشت‌رضا (ع) هم که می‌روم، از همسایه‌هایم دعوت می‌کنم با هم به زیارت اهل قبور برویم. این‌جوری هم فال است و هم تماشا.

 

مادری کردن برای مجتمع

‌شفایی همسایه‌اش، گلی‌خانم را به ما معرفی می‌کند و درباره او می‌گوید: او مادر دلسوز مجتمع ماست. بار‌ها شده برای همسایه‌ای که سرزده برایش میهمان آمده، غذا پخته و برده است. اگر کسی در همسایگی بیمار شود، به عیادتش می‌رود و با یک کاسه سوپ، حالش را می‌پرسد. اگر مادری برای نگهداری نوزادش نیاز به کمک داشته باشد، از کودک نگهداری می‌کند تا مادر استراحت کند و کار‌های دیگر.

گلی عفتی دوازده‌سال است که در این مجتمع سکونت دارد. او معتقد است: همسایه از فامیل هم نزدیک‌تر است. می‌گوید: سال گذشته سوگوار بودم. همسایه‌هایم مدام به من سر می‌زدند و به بهانه‌های مختلف، من را با خودشان بیرون می‌بردند. اقوام هر کدام یک سر شهر گرفتار زندگی خودشان بودند ولی این همسایه‌هایم بودند که در غم و شادی، اول از همه پیش‌قدم می‌شدند.

خانم عفتی در ادامه می‌گوید: زمان خیلی زود می‌گذرد. چشم به هم می‌زنی و می‌بینی زندگی تمام شده است. از آدمی هم یک نام نیک است که می‌ماند و هیچ. چه بهتر که دروهمسایه از تو به نیکی یاد کنند.

 

* این گزارش سه‌شنبه ۶ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۸ شهرآرامحله منطقه ۷ و ۸ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام