کوهنوردی ورزش رفاقتی است نه رقابتی
مجید زادهتراب و خانوادهاش، از اهالی باصفای محله الهیه مشهد هستند. او ورزشکار است و اتفاقا در رشته دو و میدانی و کوهنوردی هم مدالها و افتخارات زیادی کسب کرده که مایه مباهات منطقه ماست.
زادهتراب با اینکه به عنوان تکنسین آزمایشگاه در یکی از ادارههای مشهد مشغول به فعالیت است، اما ورزش یکی از ارکان اصلی زندگی او به شمار میرود، عناوین مختلفی که کسب کرده، هم مؤید این موضوع است و هم دلیلی برای اینکه ما به سراغ او برویم و بپرسیم چطور شد که امروز از او به عنوان کسی یاد میشود که هم در دو و میدانی و هم در رشته کوهنوردی، آدم شناخته شدهای باشد.
*این گزارش آذر سال ۹۰ تهیه شده است. مجید زاده تراب، کوهنورد سرناش مشهدی در شانزدهم آذر سال ۹۶ به همراه ۸ کوهنورد دیگر در ارتفاعات اشترانکوه استان لرستان که معروف به «آلپ ایران» است، دچار حادثه شد و جانش را از دست داد.
دبیر سخت گیر فیزیک و آغاز راهی که به کوه ختم شد!
زادهتراب در مورد آغاز فعالیتهای ورزشی اش، میگوید: تا ۱۶ سالگی ورزش را به صورت جدی دنبال نمیکردم، اما در سال دوم دبیرستان، یک اتفاق ساده باعث شد که به سمت ورزش بروم. زنگ فیزیک بود و یک دبیر سختگیری داشتیم، من هم نمیخواستم سرکلاس بروم، مدتی بود که تبلیغات مسابقات دو و میدانی را دیده بودم و آن روز برای نرفتن به کلاس فیزیک، راهی آن مسابقه شدم.
اتفاقا در آن مسابقات، توانستم مقام اول ناحیه را کسب کنم. این موفقیت و صحبت یکی از مسئولان بعد از مسابقه که گفت: «اگر در زمینه دو و میدانی تمرین کنی، میتوانی آینده خوبی داشته باشی» سبب شد این ورزش را ادامه بدهم. یک سال تمرین کردم و سال ۶۸ نفر اول استان در مسابقات دو و میدانی نوجوانان شدم. بعدها خیلی زود از بین شاخههای ورزش دوو میدانی، جذب رشته ماراتن شدم و در مسابقات بینالمللی که در رامسر برگزار شد، مقام نهم را کسب کردم.
رتبه سوم کشور در رشته دوومیدانی
او ادامه میدهد: سال ۱۳۷۰ در مسابقات کشوری در رده جوانان مقام سوم و در سال ۷۶ مقام سوم کشور را کسب کردم. همچنین در مسابقات کارگران کشور در سال ۱۳۸۲ مقام دوم را آوردم. این ورزشکار منطقه ۱۲ با بیان اینکه ورزش قهرمانی را تا سال ۱۳۸۳ ادامه داده، میگوید: از آن سال به بعد، حدود ۲ سال مسئول کمیته ماراتن استان خراسان رضوی بودم و چند مسابقه را نیز در این زمینه برگزار کردم.
اولین صعود داخلیام در سال ۸۴ و قله بینالود بود. در سال ۸۵ هم قله دماوند را فتح کردم
وی ادامه میدهد: در سالهایی که برای دویدن تمرین میکردیم، به دشتها و تپههای اطراف مشهد میرفتم؛ بعد از اینکه ورزش قهرمانی را کنار گذاشتم، به دلیل آشناییای که با فضای کوهنوردی داشتم، آن را به صورت حرفهای دنبال کردم و در این زمینه، آموزشهای علمی لازم را فرا گرفتم. اولین صعود داخلیام در سال ۸۴ و قله بینالود بود. در سال ۸۵ هم قله دماوند را فتح کردم. اما اولین صعود برون مرزیام در سال ۸۶ بود که همراه تیم کارگران استان به مناسبت هفته دولت به قله آرارات صعود کردیم.
در سال ۸۸ برای اولین بار تیمی متشکل از کارگر، کارفرما و نماینده دولت را تشکیل دادیم و به یکی از قلههای اورست به نام «کالاپاتار» صعود کردیم. صعود از «بیسکمپ» اورست آغاز و بعد از فتح به سمت «ایلندپیک» که یکی دیگر از قلههای این رشته کوه است، حرکت کردیم. ارتفاع این کوه ۵ هزار و ۵۴۵ متر بود. در سال ۸۸ با گروهی از دوستان، تیم کوهنوردی جاویدان را تاسیس کردیم دادیم و با این گروه به قله «کلیمانجارو» صعود کردیم.
کوه به شما درس استقامت و صبر میدهد
زاده تراب میگوید: کوه یک حالت تقدس برایم دارد. خیلی از اوقات که صعود کردم، در آنجا به حالت عرفانی رسیدهام. شاید فقط ۵ دقیقه بیشتر نتوانی در قله بمانی، اما همان چند دقیقه، خودش دنیایی دارد که قابل توصیف نیست. کوه به شما درس استقامت و صبر میدهد. این ورزش برخلاف سایر رشتهها که رقابتی است و باید حریف را از میدان بیرون کنی، رفاقتی است. در کدام رشته ورزشی، وقتی غذای حریفت تمام میشود، غذایت را تقسیم میکنی و او را از موانع عبور میدهی تا به پیروزی مشترک دست پیدا کنید؟!
این کوهنورد، صعود علمی را رمز موفقیت میداند و بیان میکند: آنچه که در کوهنوردی مهم است، این است که صعودی علمی داشته باشید؛ زیرا صعودی که جان شما را به خطر بیندازد، نمیتواند ورزش خوبی باشد. اگر میشنوید که شخصی در کوه بر اثر یخزدگی فوت کرده و یا از کوه پرت شده، به دلیل ناآشنایی با قواعد علمی این ورزش است. این افراد را به هیچ عنوان نمیتوان کوهنورد اطلاق کرد؛ زیرا در آموزشهایی که به کوهنوردان داده میشود، همیشه تاکید میشود که هیچگاه جان خود را برای صعود حتی برای رفتن به «اورست» به خطر نیندازید.
او به خاطر دارد که در یکی از صعودهای داخل کشور به علت وجود مه راه گم کردهاند، اما هیچگاه حیوانات وحشی به آنها حمله نکردهاند و یا در معرض خطر یخزدگی قرار نگرفته است و دلیل این امر را علمی صعود کردن میداند. البته به گفته این کوهنورد، در کشورمان علمی صعودکردن جایگاه چندانی ندارد.
کوهنوردی خانوادگی
این کوهنورد ادامه میدهد: بسیاری از افراد، گروههایی را تشکیل میدهند و گروهی جوان را با خود همراه میکنند و به روستاهای اطراف میروند و باعث بروز ناراحتیهایی برای اهالی میشوند که متاسفانه این افراد هم فقط اسم کوهنورد را با خود یدک میکشند؛ زیرا تمام کوهنوردان میدانند که یکی مواردی که باید در هر مکانی که وارد میشوند، باید با اهالی آنجا ارتباط دوستانهای برقرار کنند؛ زیرا بهترین راهنمایان، خود روستاییان و بومیان آن منطقه هستند.
البته ظاهرا موفقیتهای آقای زادهتراب باعث شده که حالا همسر و پسر کوچکش هم به ورزش علاقمند شوند و آنطور که خودش میگوید، معمولا آخر هر هفته، همراه خانواده به کوههای اطراف مشهد سر میزنند و از فضای مفرح آن استفاده میکنند.
*این گزارش آذر سال ۹۰ در شماره ۴ شهرآرامحله منطقه ۱۲ چاپ شده است.

