کد خبر: ۱۴۳۹۱
۰۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
شیرینی صعود به دماوند از نگاه کوهنورد محله شهیدمطهری

شیرینی صعود به دماوند از نگاه کوهنورد محله شهیدمطهری

علی‌اصغر صمیمی، ساکن محله شهید مطهری از دوران سربازی کوهنوردی را شروع کرد و از سال ۹۰ به عضویت چند باشگاه کوهنوردی درآمد. او که علاقه خاصی به این رشته دارد تاکنون موفق به فتح کوه‌هایی از جمله اشتران‌کوه لرستان، سبلان و دماوند شده است.

نجمه آخرتی| امان از این هوای آلوده که نفس‌کشیدن و راه‌رفتن در خیابان‌های شهر را مشکل می‌کند. خوش‌به‌حال مردمی که هر از گاهی فرصت پناه‌بردن به کوهستان و استفاده از هوای تمیز را پیدا می‌کنند، درست مانند کوهنورد خوب محله شهید مطهری که قرار است این گزارش برشی از زندگی او باشد. ابتدا حاضر به مصاحبه نمی‌شود که البته این مخالفت از فروتنی‌اش سرچشمه می‌گیرد. اما این جمله من که بگذارید آنان که کوهنورد نیستند با کوه و کوهنوردی بیشتر آشنا شوند قانعش می‌کند.

 

کوهنوردی در سربازی

علی‌اصغر صمیمی سخنش را این‌گونه آغاز می‌کند: متولد فروردین‌۱۳۶۵ هستم و در همین محله یعنی محله شهید مطهری به‌دنیا آمدم و علاقه به طبیعت پایم را به دامان طبیعت باز کرد، اما آغاز کوهنوردی‌ام مربوط به دوران خدمت سربازی‌ام بود. او ادامه می‌دهد: من در پادگان قدس مشهد خدمت می‌کردم. پشت پادگان قله چی کلاغ قرار داشت که هر هفته تیم گردانی ما باید به کوهنوردی می‌رفت و من بر خلاف خیلی‌ها با علاقه به این گردش می‌رفتم.

 

کوهنوردی انفرادی لذت‌بخش است

صمیمی پس از سکوتی مختصر صحبتش را در زمینه فعالیتش پی می‌گیرد: در ابتدا فعالیتم آزاد بود، زیرا کوهنوردی انفرادی را بیشتر دوست داشتم و این‌گونه بیشتر می‌توانستم از سکوت و آرامش کوهستان استفاده کنم.، اما از سال‌۹۰ به عضویت چند باشگاه کوهنوردی مانند احد، طوس، دماوند و هزار مسجد درآمدم، زیرا کوهنوردی در زمستان به‌صورت انفرادی بسیار دشوار است و حتما باید با گروه همراه باشی.

 

کوهنورد محله شهید مطهری از شیرینی صعود به قله دماوند می‌گوید

 

رقابت و مدال در کوهنوردی بی‌معناست

گفتگویمان حسابی گرم می‌شود، این کوهنورد در ادامه می‌گوید: در کوهنوردی بر‌خلاف ورزش‌های دیگر رقابت و مدال معنا ندارد. همه از دیدن هم خوشحال می‌شوند و کسی به دنبال جلوزدن از دیگری نیست. صمیمی ادامه می‌دهد: هنگام فتح یک قله کسانی که جلوتر هستند می‌ایستند تا بقیه هم به آنها برسند، همچنین نبود رقابت این ورزش را از حاشیه‌ها دور نگه داشته است. این ورزشکار با اطمینان می‌گوید: البته نمی‌توان آرامش و زیبایی کوهستان را انکار کرد.

 

کوهنوردی؛ پیش‌نیاز زندگی

صمیمی صحبت‌هایش را به ورزش‌های پیش‌نیاز کوهنوردی گره می‌زند: در کوهنوردی قدرت بدنی بسیار اهمیت دارد و ورزش‌های استقامتی مانند دوی استقامت، دوچرخه‌سواری و ... توان استقامتی کوهنورد را بالا می‌برد. صحبت‌های صمیمی مرا به این فکر می‌اندازد که من تا به حال نتوانسته‌ام به ورزش به عنوان روشی برای حفظ سلامت جسم نگاه کنم. دیدگاه صمیمی در زمینه تاثیر کوهنوردی در زندگی وی را به این باور رساند که کوهنوردی پیش‌نیاز زندگی است.

او عنوان می‌کند: برای فتح یک قله به‌خصوص قله‌های مرتفع به کمک دیگران نیاز داریم، به‌عنوان مثال آنها که کوله پشتی‌شان سبک‌تر است کوله پشتی کسانی که سنگین است را سبک می‌کنند تا با هم حرکت کنند و همین نکته کمک‌کردن در اجتماع را به ورزشکاران می‌آموزد. در واقع یاد می‌گیری که چگونه نسبت به همه احساس مسئولیت داشته باشی.

 

اورست نه، حداقل هیمالیا

ذهن ورزشکار محله مطهری این‌بار به سمت قله‌هایی که فتحشان کرده است پر می‌کشد. فتح قله‌های دور و نزدیک برای صمیمی یک دنیا شادمانی است. اشتران‌کوه لرستان، سبلان و دوبار دماوند. می‌گوید: میان این همه، قله دماوند برایم خاص‌تر است که چندی پیش به مناسبت یادبود مهدی عمیدی آنجا بودیم. به یاد مهدی عمیدی فاتح قله اورست می‌افتم که چند ماه از ناپدید‌شدنش در قله‌های مومبلان فرانسه می‌گذرد؛ و باز همان سوال بی‌جواب همیشگی که چرا باید افتخارآفرینانمان را پس از نبودنشان بشناسیم؟ صدای صمیمی مرا به خود می‌آورد: دلم می‌خواهد اورست اگر نشد حداقل فاتح قله‌های هیمالیا باشم.

 

خاطرات تلخ و شیرین

پای خاطرات که وسط می‌آید با لبخندی صمیمی درست مانند نام خانوادگی‌اش ادامه می‌دهد: خوشبختانه تا به‌حال خاطره تلخی نداشتم، اما شیرین‌ترین خاطره‌ام مربوط به نخستین صعودم به دماوند است: دماوند جبهه‌های (راه‌های صعود به قله) مختلف دارد که مشکل‌ترین آن جبهه شمالی است. من نخستین بار از همین جبهه به دماوند صعود کردم و این برایم باعث افتخار بود که هنگام صعود به نوک قله می‌توانستم شوق را در نگاه همراهانم نیز ببینم.

 

کوهنوردی با بچه‌های محل

بر می‌گردیم به همین دور و اطراف و صمیمی برایم از محله‌اش حرف می‌زند: بار‌ها برنامه کوهنوردی برای بچه‌های محله گذاشتم و بعضی افراد محله را به‌اصرار با طبیعت زیبای قله‌ها آشنا کردم، اما متاسفانه در محله ما جز خودم کسی به‌طور جدی این ورزش را دنبال نمی‌کند. هرچند در مسیر برگشت از کوه احساس می‌کنم انرژی مثبتم را به دیگران انتقال می‌دهم و همین خوشحالم می‌کند و با اینکه خودم مشوق خاصی نداشتم، اما دوست دارم حتی یک نفر را هم که شده به کوهنوردی علاقه‌مند کنم.

 

کوه برایم مقدس است

حرف‌هایش کم‌کم در خاطرم نقش می‌بندد مانند نوشته‌های یادگاری که کوهنوردان بر سنگ‌های روی قله‌ها حک می‌کنند. احساس می‌کنم دلم عجیب برای کوهستان تنگ شده. کوهنورد ما تعریفی به‌یاد‌ماندنی از کوه می‌کند: کوه مظهر زیبایی و شادمانی است. کوه برایم مقدس است آن‌قدر که فکر می‌کنم این کوه است که کوهنورد را می‌طلبد و من هرچه دارم از طبیعت و کوهستان است.

 

درد‌دل‌های کوهنورد

آخرین صحبت‌های صمیمی گلایه است، گلایه‌هایی که آن‌قدر منطقی است که جایی برای مخالفت باقی نمی‌گذارد: مردم فضای کوه را آلوده می‌کنند و حتی زحمت جمع‌کردن زباله‌هایشان را به خود نمی‌دهند چه برسد به اینکه در تمیز‌کردن کوه همکاری کنند. مسئولان هم امکانات و لوازم لازم را برای کوهنوردی فراهم نمی‌کنند.

در ادامه با حسرت می‌گوید: این بی‌انصافی است که خیلی‌ها به دلیل نداشتن امکانات مالی از این ورزش محروم بمانند، فقط یک جفت کفش کوهنوردی کلی هزینه برمی‌دارد و برگزاری همایش‌های کوهنوردی هم دردی از مشکل این ورزش را دوا نمی‌کند. همدیگر را به‌خدا می‌سپاریم و من به جمعه‌ای فکر می‌کنم که حتی برای ساعتی خودم را به دامن کوهستان بسپارم...

 

این گزارش شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۵ در شماره ۴۶ شهرآرامحله منطقه دو منتشر شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام